یک دیدار جیمی / شعر

یک دیدار جیمی / شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

چو شد اعلام، بهرِ شعرِ مولا /// نصیبِ من شده یک هدیه، حالا

دلم می‌خواست، دیداری حضوری /// چو بوده دوستی، از راهِ دوری

برفتم سویِ یاران عاشقانه /// بدیدم یک محیطِ دوستانه

محیطی ساده بود، امّا صمیمی /// ولی با دوستی‌هایِ قدیمی

تمامی با ادب، با خنده بر لب /// تمامِ  کارهای‌شان  مرتب

درختِ سیب و انگورش چه عالی /// خلاصه جایِ اعضا جمله خالی

همیشه گفتگوها سایتی بود /// تمامِ هدیه‌ها هم، رایتی بود

ولکن دوستان، شرمنده کردند /// چه سوغاتی نصیب بنده کردند

تمامِ هدیه‌هایم جمله، یکجا /// شَوَد کی چون رفاقت‌هایِ آن‌جا

تبرّک از حرم، جالب‌ترینش /// که از دیدِ من آنست بهترینش

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
بح بح چه خوب!رفتین دفتر؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام: بله دیگه رفتم که میوۀ درختهای حیاط جیم را خوردم.جایتان خالی بود.متشکرم
velayate_eshgh
velayate_eshgh
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
خیل عالیه استاد مرحبا
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام:خیلی متشکرم .شما لطف دارید.
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
آفرین به شما 😃
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام آقا علیرضا:ضمن تبریک از شما سپاسگزارم.
فائزه
فائزه
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
کی بشه ما هم طلبیده بشیم!:دی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام:امیدوارم که رؤسای جیم جشنی دیگر برپا کنند تا همه دوستان گردهم آیند.انشاءا... ممنون
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام :) من که ر.ز قبلش رفته بودم و خلی هم مشتاق دیدار بودم ولی شما نیومدین:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام:کم سعادتی من بود.منهم خیلی دوست داشتم همانروز بیام که دوستان را ببینم ولی متأسفانه حالم خوب نبود نتونستم.انشاءا... رؤسای عزیز جشنی دیگر برپا میکنندخدمت میرسم.خیلی متشکرم و شرمنده از عدم حضور.
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
خیلی خوب بود.... خوش به حالتون رفتین دفتر:)))) ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام: خیلی ممنون جای شما خالی بود.شماهم برویدانشاءا...
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام استاد. مثل هميشه زيبا و تلطيف دهنده قلب بنده:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام علی آقا: شما لطف دارید امیدوارم که همیشه در کمال سلامت باشید.متشکرم
شهابی
شهابی
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام عالی بود فقط متوجه نشدم برای این دنیا بود یا برای سرای باقی که برای اولیش ما هستیم!!!!!!!!!!!!
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
هیچی شما اصلا ذهنتونو مشغول نکنین (خخخ) :دی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام: ترکیبی از هردو بود.جای شما خالی در دنیا باید بخوریم تانیروی عبادت باشد برای ساختن آن دنیا.موفق باشید
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
یه روز منم میرم میوه نمیذارم !
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام: موفق باشید ولی میوه های جیم ارگانیکه ضرر نداره خوردنش.خیلی متشکرم
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
زیبا توصیف کرده بودید...تشکر
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام: از لطف جنابعالی متشکرم.پاینده باشید.
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
یک شعر ساده و واقعا صمیمی! :) سیب و انگور نوش جونتون! از این به بعد هر وقت خواستین تشریف بیاری سبد بیارین واسه خانوم بچه ها ببرین! :دی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام: بسیار متشکرم از محبت شما.ولی صاحبش اگر آمد چی؟دوربینهای کار گذاشته چی؟باید یک نفر واردبه کامپیوتر باشه که سیستم را خنثی کند.زنده و سلامت باشید.
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
اون دوربینا اسباب بازیه واسه ترسوندن دزدا! شما که شاعر سایت هستین، باعث افتخارمونه که از سیب و انگور میل بفرمایین! تعارف نکنین منزل خودتونه اصلا! :دی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٠
٠
٠
سلام:خیلی متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨