هجوم کلمات...
یک تخیل ادبی زیبا

هجوم کلمات...

نویسنده : REZA_ZDR

از طنین

هجوم کلمات 

که بر دایره نگاهت 

از فریاد سکوتم

نقش بسته بود،

صدای شاپرکی

هویدا شد

که مرا با

موسیقی عاشقانه 

خنده‌های زیر لبت

مدهوش نمود...

دیوانه نگاهت 

شبانه

قطره‌های شبنم را

با لب 

از مژگان ستارگان می‌چید

وقتی که

محو در سایه خیالت

هزاران بوسه را 

به خدای عشق هدیه کرد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٨/١٠
٠
٠
سلام ... متشكرم موفق باشيد
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/٠٨/١١
٠
٠
دیالوگ همیشگی آقای پدر :)))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٨/١١
٠
٠
سلام ... از دست اين دخترهاي امروزي واي واااااي
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٠
٠
٠
زیبا بود. مرسی.
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٨/١٠
٠
٠
خیلی تشبیحه های قشنگی بود ولی به نظر من چینش این همه تشبیحه کمی این تخیل ادبی رو برای خواننده سخت کرده بود
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٨/١٠
٠
٠
زیبا بود ... موفق باشید :)
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/٠٨/١١
٠
٠
دلنشین و ساده.
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٨/١١
٠
٠
خیلی قشنگ بود،ممنون
raha_sl
raha_sl
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
زیباست ...راستشو بخواید منم یکم اولش گیج شدم..چن بار خوندم قشمت اولشو تا دقیقا بفهمم صدای شاپرک از کجا اومده..فک میکنم دلیل این پیچیدگی استفاده از جملات بلنده ...جملات کوتاه منظورو خیلی واضح تر میرسونه درعین حال که دلنشین ترش میکنه... ببهشید منو این احساس واقعیم از نوشته ی زیبای شما بود
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/١٥
٠
٠
یک تخیل ادبی زیبـــــا (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات