کوری آمد وسط صحن تو، بینا برگشت /شعر

کوری آمد وسط صحن تو، بینا برگشت /شعر

نویسنده : REZA_ZDR

کوری آمد وسط صحن تو، بینا برگشت

یک زن ویلچری، روی دوتا پا برگشت

کافرى تا به ضریح تو نگاهش افتاد.

سجده‌ای کرد سپس شیعه مولا برگشت

خسته بود از همه آینه‌ها... تا این‌که

زشت آمد، متحول شد و زیبا برگشت

آنکه در صحن به دنبال شفا آمده بود

با نگاهی به ضریح تو مسیحا برگشت

زائری گفت چرا اشک ندارم آقا

نگهش کردی و با دیده دریا برگشت

یک جوان حاجتش این بود: که زن می‌خواهم

رفت... تا این‌که شبی پیش تو بابا برگشت

به گمانم که به طور تو مشرف شده بود

آن‌که با معجزه و با ید بیضا برگشت

صبح در قامت یک مرد گدا، رفت حرم

ظهر نزدیک اذان بود که «آقا» برگشت

جبرئیل آمده بود از وسط عرش؛ حرم

دو، سه تا فرش تکان داد و به بالا برگشت

نفس خادمتان خورد به آن نصرانی

در حرم شیعه شد، از مذهب ترسا برگشت

زائری بود مردد جلوی ترمینال

مشکلی داشت از اول به خدا؛ با برگشت...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/٠٧/٣٠
١
٠
چقدر زیبا و موزون و با معنا. ممنونم،.... ممنونم.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٣٠
١
٠
سلام: بسیار روان ،قشنگ ، دلنشین وبا محتوائی عالی بود. فقط یک نکته عرض میکنم امیدوارم که ببخشیدم.بیت آخر را حذف میکردید بهتر نبود؟چون در مصرع اول کلمه مردد و جلوی خوب باهم خوانده نمیشود و مصرع دوم هم فکر کنم فقط وزن را جور کرده اید. بازهم عذر خواهم استاد عزیزم.زنده و پاینده و موفق باشید.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام .... حال كردم مرسي
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
به به.....
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
ممنونم خعلی قشنگ بود
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
ما دو پدیده قرن هستیم!

نامه احمدی نژاد به ترامپ

٩٦/٠١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات