همدرد ماه / شعری از شهریار

همدرد ماه / شعری از شهریار

نویسنده : اونییییی زهرا

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

آخر ای ماه، تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم

که تو از دوری خورشید چه‌ها می‌بینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من

سر راحت ننهادی به سر بالینی

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک

تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند

امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن

که تو هم آینه بخت غبار آگینی

باغبان خار ندامت به جگر می‌شکند

برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید

که کند شکوه ز هجران لب شیرینی

تو چنین خانه کن و دل شکن ای باد خزان

گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد

ای پرستو که پیام آور فروردینی

شهریارا اگر آیین محبت باشد

چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی

(شهریار)

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک .... ماه یا ماهی؟!
اونییی زهرا
اونییی زهرا
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
ماه ای
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
احسنت به انتخاب زیباتون :) من این بیتو خیلی دوست میدارم : کاهش جان تو من دارم و من می دانم/که تو از دوری خورشید چها می بینی...
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٧/٠٧
٠
٠
شهریارا اگر آیین محبت باشد - - -چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی | خدا رحمت کنه شهریار شعر ایران رو...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
سلام: انتخاب تون عالی بود.انشاءا... که سلامت و شادمان باشید.متشکرم
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
شعرای شهریار واقعا زیباس...:)
اونیییی زهرا
اونیییی زهرا
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
از همه دوستان ممنون: )
korosh
korosh
٩٣/٠٧/٠٨
٠
٠
خوشبحال شهریار :) ما که هیچکی هوامون رو نداره اما شهریار امام علی هواش و داره :) خوشبحالش واقعا :)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٠٩
٠
٠
ممنون از انتخاب زیبا تون
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
سلآآم زهرآیی ِ همیشه عزیزِ من *:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/١٢/٠٧
٠
٠
سلام و تولدتون مبارک :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨