غریبه وارد می‌شود
به بهانه 2 سالگی سایت جیم

غریبه وارد می‌شود

نویسنده : asadzadeh_s

شاید سخت‌ترین کار دنیا این باشد که تازه وارد یک محیطی بشوی که بیشترشان یک سال است هم دیگر را می‌شناسند. با هم از اولین روزهای آغاز به کار سایت بودند، الان کلی خاطره مشترک دارند، با هم اولین رییس جمهور سایت را انتخاب کردند و...

حالا تو می‌مانی و کلی استرس و نگرانی که اصلا پذیرفته می‌شوی در چنین فضای صمیمی؟! روزهای اول مثل تمام روابط دنیای حقیقی سخت می‌گذرد، از قوانین سایت چیزی که نمی‌دانی به کنار، روزی هزار بار آواتارت را هم عوض می‌کنی هیچی، این‌که همش فکر می‌کنی مطالبی را که فرستادی برای انتشار خودت باید یک آیکون انتخاب کنی تا منتشر شود ولی نمی‌دانی آن آیکون در کدوم قسمت کاربری‌ات قرار گرفته، دیوونه‌ات می‌کنه!

اوضاع همین‌طوری نمی‌ماند. خیلی زودتر از آن چیزی که فکرش را می‌کنی پذیرفته می‌شوی، حمایت می‌شوی، با غم‌های بچه‌ها غمگین و از موفقیت‌شان ذوق می‌کنی، کنارشان جشن می‌گیری، جشن دو سالگی سایت جیم .

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
آخی :)مشکل بیشتر کاربرای تازه وارد همینه :)آدما هم همیشه خاطره باز:)همیشه خوب باشی دخدر شاه پریون=)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
آدما در 99 درصد خاطره بازند ....و آدم های تازه وارد باید اول سازش کنند تا جا بیفتند دیگه....تو خوب تر باشی :)
همتا
همتا
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
قشنگ بود این :)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
:) تشکرات
ali_y
ali_y
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
سلام بله استرس جیمک ( بر وزن ترمک ) بودن را تجربه کرده ام ... موفق باشید
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
هممون تجربه کردیم اما بعضی هاش خیلی مشترک ترند ...سلامت باشید
h_looshi
h_looshi
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
خخخخخخخ من اولین متنمو توی انجمنم وارد کردم
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
:دی
MILAD
MILAD
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
مثل من باشین ، الان ۷ ماهه اواتارمو عوض نکردم خخخ کم کم شما هم راه میوفتین، غصه نخورین :-)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
موفق باشید رکورد زدین در عوض نکردن آواتور خخخخخخخ من تا راه بیفتم پیر شدم فک کنم
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
یادش بخیر روزای اول...هیییییییی،قشنگ بود:)))
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
:)تشکر
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
روزای اول برای منم خیلی سخت بود . با اینکه من همه رو می شناختم هیچ کس منو نمی شناخت و این برام سخت بود:))))ممنون
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
من کسی رو نمی شناختم کسی هم نمی شناخت که کار خیلی سختی بود خدایی :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
سلام: درودبر شما.ممنون
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
ممنونم از شما آقای حسنی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
چه جالب بود همه خاطرات اولشون از اینجا تقریبا یه جورره خخخ: )
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
چه خوب من فکر میکردم خودم اینطوریم :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
وای روزای اول که خیلی وحشتناک بود خخخ ولی زود تموم شد ممنون
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
:)تشکر از شوما
korosh
korosh
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
قشنگ بود ممنون :)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
قابل نداشت
مهسـآ
مهسـآ
٩٣/٠٧/٠٢
٠
٠
اره منم اول اومده بودم میدیم بچه ها همو میشناسن دلم بگرفت هیشکی نمی شناسته م ولی زود باهاشون دوس شدم:)مرسی از مطلبتون:))
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
منم مثل شوما بودم ولی الان دوستای خوبی دارم اینجا ...مرسی از شما
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٧/٠٢
٠
٠
بله، لحظه ی مشترک همه ی کاربرا :) یادش بخیر، من برای سایز صفحه هم پای تخته سوال میپرسیدم :))))))))
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
من خجالت میکشیدم بپرسم سوال برای همین یه مدتی خود درگیری داشتم تا راه افتادم
میم
میم
٩٣/٠٧/٠٢
٠
٠
حس مشترک:)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/٠٢
٠
٠
سلام
چه كنيم اينجا همه غريب نواز هستند
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
سلام غریب نواز و مهربون
maede
maede
٩٣/٠٧/٠٢
٠
٠
هممون اولش غریبه ایم و بلاخره آشنا میشیم! :)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
به نظرم ،بعضیا دوستاشون هستند و با فضا یکم آشنا هستند به نظرم و بعضیا مثل منن دیگه
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
حس ها چه غریبانه میرن یکدفعه ممنون بانو
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
هعییییییییی قابلی نداشت
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠