وقتی به یک گل دچار می‌شویم...
خاطره‌ای از ترم اول دانشگاه

وقتی به یک گل دچار می‌شویم...

نویسنده : شاهدخت

دانشگاه ما هیچ چیز اگر ندارد، یک حیاط بزرگ و سرسبز دارد که جان می‌دهد برای این‌که دست کودکی‌هایت را بگیری و دو نفری بین راه‌های فرعی‌ای که اسم گذاری بی‌نمک‌شان (خیابان کارمند! خیابان بهورز!) همیشه تو را به خنده واداشته قدم بزنید و از تماشای بهار لذت ببرید.

خوب یادم هست ترم اولی بودم و در حوالی اسفند از سرویس زرد رنگ دانشگاه پیاده شدم، اما عوض این‌که مثل همیشه به چپ بپیچم، این بار پیچیدم به راست. یادم نیست کسی از من پرسید یا فقط برای خودم توضیح می‌دادم که به تماشای چه چیزی می‌روم. آن‌هایی که آن طرف در ورودی دانشکده پرستاری مدتی بود انتظارم را می‌کشیدند و حالا من مثل دلداده‌ای که به اولین قرارش می‌رود، به قرار 18 ساله‌ام می‌رفتم و درست مثل همان دلداده نوجوان بی‌دست و پا، به هیجان آمده بودم.

درست زیر درخت ایستادم. شکوفه‌هایش را یکی یکی برانداز کردم. به گلبرگ‌های سفید و دایره قرمز وسط‌شان آن‌قدر با علاقه خیره شده بودم که انگار خودم به دنیا آوردم‌شان. به این فکر می‌کردم که بودن‌شان این‌جا، این موقع، در هوای نم‌ناک روزهای آخر اسفند، چه اتفاق خوش عطری است! و چه اتفاقی خوش عطرتر از این‌که درخت یکی از شکوفه‌هایش را روی شانه چادرت رها کند. انگار که این همه راه را از دنیای زمستان کوبیده و آمده تا همین هدیه را به دستت برساند!

گاهی اوقات آن‌قدر از هدیه‌ای که می‌گیری ذوق می‌کنی که همه چیز فراموشت می‌شود، همه چیز برایت بی‌اهمیت و کمرنگ جلوه می‌کند، در برابر این هدیه. درست مثل من، وقتی که پیش چشم‌های متعجب همکلاسی‌های توی آسانسور، در جواب این سوال‌شان که «چیکار می‌کنی؟ چرا صورتتو پوشوندی؟» کف دست‌هایم را مقابل صورتشان گرفتم و گفتم:

- اولین گل بهاریه! افتاد روی شونه‌ام!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
همتا
همتا
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
نیگا تو رو خدا یکی عاشق درخت جلوی تریا میشه یکی گل بهاری میفته رو شونه اش :///// بعد ما تا میام یه ذره به زیباییای طبیعت بنگریم ماشین رد میشه تا لوز المعده مون پر خاک میشه !:/
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
خخخخ ... آهای حسودی به قول دیگر ممنوووووع!!!
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
با من که نبودی (خخخ)
ghazale
ghazale
٩٣/٠٦/٣١
١
٠
خخخخخ ! خیلی خوبین شما دوتا خخخ
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
بدبخ :دی
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
آخی چه رمانتیک.... ولی حیف استخر ندارین خخخخخخخخخخ
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
داریم :دی دلت بسووووووووووززززززههههههه
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
همتا میگه لوله کشی نداره خخخخخخخخ
همتا
همتا
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
دانشگاه من با شادوخت فرق می کنه:)
h_looshi
h_looshi
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
واقعا؟:o مگه هر دو تون شاهرود نیستین؟
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
شاهدخت جان فوق العاده بود.... تعابیر زنده و کلمات منسجم کیف کردم! *؛)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
فقط وقتشو بیشتر کنین (خخخ) :دی
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
به قول خودت (خخخخخ) آره والا....جاداره وقتشو بیشتر کنن...*؛))))
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
بح بح ما نیز از نظر شوما :دی
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٦/٣١
١
٠
کلا فضای سبز حرف اول رو در هر مکانی میزند. دانشگاه وغیره ندارد... شکوفه هم که ، که :)
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٦/٣١
١
٠
بح بح :دی
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
هععععععععععععععععی....دانشکده مام خیلی قشنگه.....خییییییییییییییییلی....ممنون
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
:))
fahime72
fahime72
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
چقدر قشنگ:)
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
قابل نداشت :) خخخخخخخ
par!sa
par!sa
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
دچار یعنی عاشق؟ 0_o ... گل استعاره از چیههههههههههه؟ راستشو بگو خخخ
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
هاع :دی آق صابرو عرض نمودم :دی خخخخخخ
همتا
همتا
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
راستشو بگووووووووووووووووو اگه به مامان نگفتممممممممممممممممم :دی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
بسیار زیباااااا بود ممنون: )
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
سلام ... دام سوووووخخخخختتتتت دانشگاه ما كه كوفه ببخشيد بوفه هم نداشت
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
خیلی خوب بود مرسی
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
حقیقتا هر چی فکر میکنم میبینم دانشگاهمون هیچ فرقی با دانشگاه شوما نداره خخخ
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٣١
٠
٠
دانشگاه ما که گل نداره:((((( ممنون قشنگ نوشته بودی:)))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
سلام: خیلی خوب وجالب بود.متشکرم
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
اولین گل بهاری در اخرای اسفند بیفته روی شونه ت .بله .احساس خوبیه.:) لذت بردم.:)
m-nik110
m-nik110
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
چیشششش هم یک باغچه خوشگل نداش این دانشگآه!
admincheh
admincheh
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
دچار یعنی عاشق ،دچار باید بود ....:)توصیفات حظ بردنی به کار بردی :)))
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٧/٠١
٠
٠
من فقط می تونم بگم مبارک باشه :دییییییییییی
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/٠٢
٠
٠
دچار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ استغفر الله....خدا ما رو دچار نکنه.......
korosh
korosh
٩٣/٠٧/٠٢
٠
٠
ایشششششششششششششششششششششششششششششششش ! شیطونه میگه بیام از مدرسمون بگم اینقد دانشگاه دانشگاه میکنین خخخ !
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٧/٠٣
٠
٠
خخخ ممنون شادخ جان
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤