غبار عادت پیوسته در مسیر تماشاست

غبار عادت پیوسته در مسیر تماشاست

نویسنده : 2nyadideh

وجود مستمر نعمت‌های خداوندی در غالب موارد موجب می‌شود که عادت‌زده شده و قدرشان را ندانیم. حضور همیشگی چیزی معمولاً موجب می‌شود که دگر آن را نبینیم. در مسیر تماشای ما، غبارهایی از جنسِ عادت، کمین کرده‌اند.

وقتی قدر نعمت‌هایی را که موجود هستند نمی‌دانیم با از دست‌رفتن‌شان، حجاب عادت به کناری می‌رود و دست‌حسرت‌گزان، قدردانشان می‌شویم. گاهی لازم است تدابیری بیاندیشیم تا از حضور و وجود مواهب زندگی «آشنایی‌زدایی» کنیم. گاهی امتحان‌های خداوندی در سلب نعمت‌‌ها به همین سبب و انگیزه است تا آدمی قدرشناس‌تر گردد. برای این‌که از این عارضه‌ی عادت‌زدگی مصون باشیم، لازم است در زمانی که واجد نعمتی هستیم، تداعی و تصور کنیم که اگر این نعمت را نداشتیم یا از دست می‌دادیم، چه روی می‌داد و چقدر مشقت  متحمل می‌شدیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
کملا درست و بجا بود
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
خوآهش میشه...قابل شمارو نداشت...مرسی از حضورتون...کیلیک رنجه فرمودین :)
Samira
Samira
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
درسته فقط کافیه گاهی اوقات چشمامونو ببندیم و فکر کنیم وقتی باز میکنیم دیگه هیچ جارو نمیبینیم ... خیلی ترسناکه
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
اوهوم.... خیلی خیلی ترسناکه :/
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
آره ... واقعنم :) مرسی دنیادیده جون
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
خوآهش میشه...مرسی از شما دوست خوبم (^_^)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
كتاب "كوري" نوشته ي "ژوزه سارماگو" يكي از بهترين داستانهاييه كه در تمام عمرم خوندم و با اين بحث شما مرتبته... قضيه از اين قراره كه تمام مردم شهر كور ميشن! و... پيشنهاد مي كنم بخونيد. اونوقت آدم قدر خيلي چيزها رو مي‌دونه... اين كتاب برنده ي جايزه نوبل 1998 شده.
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
خیلــــــــــــــــی هم عالی مرسی از شما....چشم حتما میرم دنبالش....کیلیک رنجه نمودی عزیز جان (^_^)
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
اخ این عادت زدگی چه چیز بدیه واقعا ...ممنون بابت این تلنگر ارزشی :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
اوهوم...خوآهش میشه...قابل شمارو نداره عزیزجان (^_^)
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
دقیقا همینیه که گفتید، من به شخصه قدری خیلی از داشته هام رو نمیدونم... خداکنه تا دیرنشده قدرشون رو بدونم!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
اوهوم.....کاش بشه... ولی خب مشکل اینجاست که این عادت زدگی مثب یه بیماری نامرئی وبدون علائم هشدار دهندست... و ما وقتی متوجهش میشیم که کار از کار گذشته :(
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
سلام؛ خرف حساب بی جواب است :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
سلآم ؛ بله واقعا :)
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
کاش قدر همه چیز رو بدونیم ...
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
کاش...
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
هنوز نتونستم به قولم عمل کنم و درمورد سحابیها واست یه متن بنویسم دنیادیده :( ولی فراموش نکردم :) می نویسم یه روز ...
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
مرسی از شما.... همینکه به فکرش بودی کلی ذوق کردم..... تعارف نمیکنم واقعا دلم میخواد یه تعریف شگفت انگیز درمورد این پدیده شگفت انگیز از قلم شگفت انگیزت بخونم (^_^) منتظر اون یه روز میمونم :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
مختصر و مفید! کامل و خوب! تنکس! :-)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
خوآهش...مرسی از شما....کیلیک رنجه نمودین (^_^)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
سلام...وبلاگتون نظراتش بستس چرا...
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
سلآم ؛ کلن بلاگفا قاط زده...یه دوهفته ای میشه درشو به علت تعمیرات و تغییر مکان سرور هاشون تخته کردن...ان شالله که مشکل زود برطرف شه...دلم برا وبم تنگه :(
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣