15 سال اختلاف مانع خوشبختی نیست!
زوج جوان از زیر و بم زندگی مشترک با اختلاف سنی بالا می‌گویند

15 سال اختلاف مانع خوشبختی نیست!

نویسنده : f_tasnim

قدیم‌ترها کل روند خواستگاری و ازدواج و عقد و عروسی در دو، سه روز و یا حداکثر یک هفته به پایان می‌رسید. دختر و پسر هم تازه بعد عقد می‌فهمیدند طرف‌شان چه شکلی است و به چه چیزی فکر می‌کند و اصلا چطور باید با او کنار بیایند و زندگی کنند. پدر و مادرها تصمیم می‌گرفتند و بچه‌ها هم تابع والدین، خودشان را می‌سپردند به دست تقدیر و زندگی را شروع می‌کردند. 

این روزها اما روند ازدواج با گذشته دچار تغییرات اساسی شده. شرایط سخت‌تر شده و ترس از به بن بست رسیدن زندگی مشترک آدم‌ها را مجبور کرده که با چشمانی باز انتخاب کنند. از متخصصان مشاوره بگیرند و بعد از سنجیدن تمام جوانب تن به ازدواج دهند. 

اختلاف سنی از عوامل مهمی هست که توجه به آن تا حدی می‌تواند از مشکلات آینده در ازدواج بکاهد. بیشتر جوانان هم تمایل‌شان به ازدواج با کسی است که همسن و سال آن‌ها باشد و بتواند در شرایط مختلف آن‌ها را درک کند. اما هستند کسانی که این عامل را نادیده گرفته‌اند و با فکر به ابعاد دیگر، با وجود اختلاف سن زیاد آسوده خاطر و آزاد، تن به ازدواج دادند.

زوج ِ مورد مصاحبه ما از همان افرادی هستند که دل را به دریا زدند و با وجود اختلاف سنی 15 سال، با هم ازدواج کردند و حالا برای‌مان از مشکلات تا واقعیات این نوع زندگی صحبت می‌کنند.

 

|| سخته اما ممکنه...

قرار ملاقات را برای شنبه تنظیم می‌کنم. بالاخره بعد از دو، سه روز چشم انتظاری می‌توانم یک قرار ملاقات یک ساعته را بگذارم و با آرامش پای صحبت‌های‌شان بنشینم.

رابطه‌شان بیش از حد تصورم دوستانه و صمیمی است. عاطفه 17 سال و محسن 33 سال دارد، الان سه سال است که با هم زندگی می‌کنند. در برخورد اول هیچ شباهتی به زوجی که فاصله سنی‌شان با هم 15 سال است ندارند. برای شروع کمی مکث می‌کنم.

 محسن خودش شروع به صحبت می‌کند: «ماجرای ازدواج ما خیلی متفاوت نگذشت. مثل یک ازدواج معمولی و سنتی اول شرایط دختر خانم را به من توضیح دادند. و من هم مثل بقیه عکس العملم در مقابل این اختلاف سنی، تعجب زیاد بود. اول به خاطر همین اختلاف سنی مخالفت کردم و به خانواده گفتم که ما به درد یکدیگر نمی‌خوریم. اما با پافشاری آن‌ها و صحبت و مشورت با چند نفر از آشنایانی که هم من را و هم عاطفه را می‌شناختند، تصمیم گرفتم با هم صحبت کنیم.»

عاطفه تا این‌جا ساکت است و خوب گوش می‌کند. می‌پرسم در مورد خواستگاری که 15 سال از تو بزرگ‌تر بود، چه عکس‌العملی داشتی. می‌گوید: «آن زمان من 14 سال داشتم ولی با این حال عادی با شرایط کنار آمدم. کمی برایم عجیب بود اما نه خیلی زیاد. آن موقع البته خیلی بچگانه فکر می‌کردم، دیگران با این‌که مخالف نبودند اما زیاد از مشکلاتش برایم می‌گفتند. آن موقع به خاطر همین سن کم، به نظرم مسائل سخت و غیر قابل حل نبود. با مادرم صحبت کردم و او برایم معایب و فوایدش را گفت و تصمیم گیری را بر عهده خودم گذاشت. با فکر، به این نتیجه رسیدم که با شرایطی که محسن داشت فوایدش بیشتر از معایبش است.

 

|| به مشکلات بگو سلام...

+ هیچوقت فکر نکردید ممکن است روزی از این شرایط خسته شوید؟

محسن: ما برای ازدواج دو بار به دو مشاور مختلف مراجعه کردیم. یک مشاور خانواده و یک مشاور مذهبی. هر دو آن‌ها یک حرف مشترک گفتند. این‌که عاطفه بیشتر از یک دختر 14 ساله می‌فهمد و دیگر این‌که انتخاب ما سختی‌های خاص خودش را دارد و باید با آن کنار بیاییم.

عاطفه: دقیقا! اما اشتراکات فکری ما طوری بود که من فکر می‌کردم با وجود این مشکلات می‌شود زندگی کرد و خوشبخت شد.

+ ازمشکلاتتان بگویید، تا به حال مشکل جدی داشته‌اید که فکرکنید دیگر به بن بست زندگی رسیده‌اید؟

عاطفه: مشکل و اختلاف که تا دل‌تان بخواهد. اما هیچ وقت جدی نشده. هم من و هم محسن هر دو در تمام این سه سال خیلی وقت‌ها از خیلی از خواسته‌های‌مان به خاطر هم‌دیگر و تفاوت سنی‌مان گذشتیم. طبیعی هم بود. من در سنی بودم که دلم می‌خواست مثل همسن و سال‌هایم بازی کنم و فعالیت. محسن اما درست برعکس من مثل یک مرد 30 ساله دوست داشت آرام یک جا بنشیند و با متانت رفتار کند. این برای من اوایل خیلی سخت بود. این‌که  همسو با شوهرم بزرگتر از سن خودم رفتار کنم، اما به خاطر این‌که زندگی‌ام را دوست داشتم خودم را تطبیق دادم. گرچه اوایل این تطبیق همراه با کلی گریه‌های مخفیانه بود. 

محسن: یک وقت‌هایی من که دیگر از دوران شور جوانی‌ام گذشته بود به خاطر همسرم بلند می‌شدم و مثل خودش می‌شدم. نمی‌گویم بچه! می‌گویم پر از شور و فعالیت. برایم خیلی خوشایند نبود اما چون خوشحال می‌شد، دوست داشتم. 

 

|| اگر به عقب برگردید باز هم همین کار را می‌کنید؟!

عاطفه می‌گوید اگر در زمان به عقب برگردد و قرار باشد با کسی که 15 سال از او بزرگ‌تر است ازدواج کند، در صورتی که آن فرد محسن باشد، قطعا دوباره همین کار را می‌کند. او در زندگی‌اش احساس رضایت می‌کند اگر چه سختی‌هایی هم کشیده و به قول خودش درست نوجوانی نکرده. او دلیل این انتخاب و خوشحالی در زندگی‌اش را شخصیت محسن می‌داند. «من انتخاب‌های زیادی داشتم. خیلی از خواستگارهایم با من اختلاف سنی‌های سه، چهار سال داشتند که برای هر دختری می‌تواند خیلی خوب باشد. اما چیزی که در محسن دیدم در هیچ کدام از آن‌ها نبود. آن عقلانیت و آن متانت و معقولیت. مخصوصا رشد فکری نسبت به کسانی که تا به حال دیده بودم مشخصه بارزش بود.

محسن هم در جواب این سوالم می‌گوید: من زندگی‌ام را دوست دارم با تمام مشکلاتش. اما اگر دوباره به عقب برگردم قبل از تصمیم گیری بیشتر به مشکلات مسیرم فکر می‌کنم. فقط اگر دوباره آن خانم، عاطفه باشد باز هم این ازدواج را تکرار می‌کنم.

 

|| و اما یک سوال مهم...

+ اگر فرزندتان بخواهد با شرایطی مشابه به شما ازدواج کند، قبول می‌کنید؟

محسن : نه! به هیچ وجه. مشکلات این مسیر این‌قدر زیاد هست که دلم نخواهد پسرم دوباره آن‌ها را بگذراند.

عاطفه: اصلا! هیچ مشخص نیست که آن پسری که با این اختلاف سنی به خواستگاری دخترم می‌آید مثل همسر من باشد، نمی‌شود ریسک کرد. 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Paeez
Paeez
٩٣/٠٦/٢٣
٢
٠
اختلاف زیاد ترسنـآکه؛ نمیشه هم دیگه رو درک کرد (اکثریت رو می گم)،نمی دونم من اگر جای این دونفر بودم چه می کردم؟!
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٤
٠
٠
موقعیت خاصیه ،واقعا قابل پیش بینی هم نیست
e_najm
e_najm
٩٣/٠٦/٢٣
٠
٠
قشنگ بود:)))
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٤
٠
٠
دقیقا چی قشنگ بود؟:)
e_najm
e_najm
٩٣/٠٦/٢٤
٠
١
هااا؟؟؟؟؟؟؟؟راست میگین ها؟؟ چیش قشنگ بود؟؟؟هیچی واقعا خیلی سخته 15 سال اختلاف سنی داشته بای هااااا
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٢٥
٠
٠
خخخخخخخخخ
maede
maede
٩٣/٠٦/٢٣
١
١
به نظرمن تا 10سال هم میشه یه کاریش کرد ولی دیگه15سال خیلیییییییییی زیاده!مخصوصن اینکه دختر17ساله باشه!من خودم به شخصه اختلاف سنی زیاد رو قبول ندارم و به نظرم خوب نیست،چون حتی اگه خود دختر و پسر هم مشکلی نداشته باشن بعدها با بچه شون دچار مشکل میشن چون اکثر بچه ها دلشون میخواد پدر و مادرشون اختلاف سنی زیادی نداشته باشن.
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٤
٠
١
البته هیچ بچه ای ندیدم ک بگه دلم میخواس مامان بابام همسن باشن ولی حرف شما درسته...برای این گزارش زوجی ک هیفده سال اختلاف دارند هم پیدا کردم حتی، ولی خب فقط تونستم با ایشون صحبت کنم
maede
maede
٩٣/٠٦/٢٤
١
٠
قطعن هیچ بچه ای نمیگه دلم میخواد والدینم هم سن باشن اما وقتی بزرگتر میشه و مثلن میبینه پدر50سالشه و مادرش35 تفاوت رو متوجه میشه و دلش میخواد پدرش هم مثل مادرش جوون باشه.
m.javadi
m.javadi
٩٣/٠٦/٢٣
٠
٠
این سوال آخر یکمی ترسناک بود، به نظر میرسه خیلی هم راضی نبودن :|
maede
maede
٩٣/٠٦/٢٣
٠
٠
حالا انشاالله که این زوج خوشبخت بشن و موفق،اما یه نکته دیگه ای هم که هست به نظرم هنوز مدت زیادی از زندگیشون نگذشته و فقط 3سال گذشته،
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٤
٠
٠
من هم از نوع صحبتشون در آخر اینو فهمیدم، که فقط علاقه بینشون باعث شده باز هم با این مشکلات بجنگند و بمونند پای زندگیشون
مینو
مینو
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
خخخخخخخ
m.javadi
m.javadi
٩٣/٠٦/٢٣
١
٠
یه چیزی که خیلی توی ذوق میزنه اختلاف سنی نیست بلکه سن کم خانمه! ازدواج توی سن 14 سالگی نمیزاره آدم نوجوونی کنه. ان شالله خوشبخت باشن و خدا شادی های زیادی بهشون بده :)
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٤
١
٠
یه چیز جالبی ک الان میبینم اینه که دخترخانم 17 ساله الان هییییچ شباهتی به یه نوجونن 17 ساله نداره و تقریبا شبیه 24-25 ساله ها رفتار میکنه:)
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٦/٢٣
٠
٠
جالب بود...راستش من زوج هایی با اختلافات بیشتر هم دیدم...ولیزخدا رو شکر اینا مشکل ندارن امیدوارم سالیان سال بدون مشکل زندگی کنن
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٤
٠
٠
تو زمانه حاضر سه سال با این اختلاف سنی دو تا جوون کنار هم موندن خودش کُلیه:| ان شاالله...
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٦/٢٣
٠
١
چه خبره بابا اوووووووووووووووووووووو
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٤
٠
٠
خبر خوشی سلامتی :دی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٦/٢٤
٠
٠
به نظر من اختلاف سني از دوسال خوبه تا نهايت 5-6 سال ديگه بيشتر ازين فك نكنم زن و شوهر بتونن خوب همو درك كنن بعدشك فاصله سني پدر با بچش خيلي زياد ميشه و اصلا نميتونه نياز هاشو و خواسته هاشو درك كنه
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
چیزی که بیشتر متخصصین مذهبی و مشاوران ازدواج هم میگن اینه که فاصله سنی از 3 تا 7 سال باشه...
همتا
همتا
٩٣/٠٦/٢٤
٠
٠
اختلاف سنی باید 4-6 سال باشه :) البته کم نبودن آدمایی که با اختلاف سنی بیشترم بودن ! مثلا خواهر من و شوهرش نه سال تفاوت سنی دارن ولی هیچ دوشواری ندارن با این قضیه ! ولی به نظر من اختلاف سنی زیاد خیلی خوب نیست همون 4 سال دیگه ! گزارشت جامع و کامل بود !
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
به نظر من به شخصیت خود آدم ها هم بستگی داره دیگه... یکی ممکنه 40 سالش باشه اما دلش 20 ساله باشه خو دوشواری هم نداره کلا:)
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٢٤
٢
٢
اختلاف سنی تا این حد دیگه واقعا جالب نیست! درسته که در کل زوج خوبی بودن و امیدوارم از این به بعد هم خوب بمونن...اما ضربه هایی که هردو خوردن توی حرفاشون کاملا محسوسه...مخصوصا دختر خانوم...
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٦/٢٤
٠
٠
موافقم
f_mohtaji
f_mohtaji
٩٣/٠٦/٢٤
٠
٠
با نظرتون کاملا موتفقم صحیح میگین
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٧
٠
١
دقیقا! دختر خانم خودش خیییلی ضربه ها خورد، به غیر برخورد های همسرش از نگاه بقیه هم زیاد میگف
kafshdozak
kafshdozak
٩٣/٠٦/٢٤
١
٠
بنظرم هرچقدرم خوشبخت باشن یک وقتایی یک جاهایی خانومه تو دلش میگه کاش همسرم سنش بهم نزدیک تربود...چند سال بیشتر میبود اقاشون هم سن پدرشون میشد..قصد جسارت ندارم...اما واقعا اختلاف سنی زیاد روح ادمو خواب الود میکنه...خیلی سخته...واسه من مجرد ک همیشه خدا بزرگترین دغدغه بوده :)
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٧
٠
١
منم موافقم، در لفافه اینو از حرفهای دختر خانم هم میشد حدس زد
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/٢٤
٠
٢
سلام:خیلی عالی بود.به نظرم مرد بزرگتر باشد(نه خیلی زیاد)زندگی بهتر خواهد بود.این را برای این گفتم که چندین نفر از آشنایان که فاصلۀ سنی بین 8تا12سال دارند زندگی بسیار خوبی دارند.
kafshdozak
kafshdozak
٩٣/٠٦/٢٤
١
٢
اقای حسنی شمافکرکن این اقا 40سالش ک بشه خانومش تازه 25سالش میشه.ینی تازه تو اوج جوونی و سنی ک تازه باید عروس شه و بره خونه بخت..اما...........اما چی؟؟؟؟؟ اما همسرش40سالشههههههههههههههههههه.تو موهاش سفید افتاده.جا افتاده ست..واقعا سخته...اختلاف سنی میگن از7سال بیشتر خوب نیست.این اثبات شده.روانشناسا میگن ...بهرحال ایشالا ایشالا که خوشبخت بشن زوج عزیزموووووووووووووووووون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/٢٤
٠
٠
سلام: منهم نگفتم خیلی زیاد.8سال خوبه دیگه.آنهائی که گفتم یکی شون12سال بزرگتره بقیه زیر 10 ساله.متشکرم
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٧
٠
١
تازه دوازده هم خیلی زیاده... البته اختلاف سنی کلا به شخصیت آدم ها هم مربوطه... بعضی از خانم ها باید با خیلی بزرگتر از خودشون و خیلی از آقایون هم باید با خیلی از خودشون کوچکتر ازدواح کنند ..
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٢٥
٠
٢
من حتی 25 سال اختلاف هم دیدم تازه فک کنم 30 سال بود! نمیدونم چی بگم نه دیگه همسن نه اختلاف سنی بالا حداکثر دسته بالا به نظر من 5 سال مناسبه!
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٧
١
١
25 و 30 :| خیلی سخته... اصن قابل تصور هم نیست
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٦/٢٥
٠
٢
ولی به نظر از دور جالب به نظر میرسه به خاطر عشقت یعنی زنت بخوای خودتو کوچکتر کنیو با او رفتار کنی. البته 15 سال زیاده حداکثر 5 شیش سال باشه .
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٢٧
١
١
دیگه 6 سال باشه که لازم نیست موچولو کنی خودتو، همسن و سال همدیگه هستن دیگه:)
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٦/٢٥
٢
١
اون سوال اخر یعنی *اگه برگردید به قبل باز هم با با 15 سال اختلاف کنار میایید* خب به نظرم هر کی می بود واسه اینکه همسرش ناراحت نشه می گفت *اگه با همسر الانم باشه اره * ولی این سوال اگه به صورت محرمانه پرسیده می شد شاید جوابش این نبود
الناز
الناز
٩٣/١٠/١٦
٥
٠
ببینین بعضی وقتا ی نفر مثلا 18 سالشه ولی ب اندازه ی ی آدم 25-6 ساله میفهمه یکیم 33 سالشه ولی تو دلش جوون تر از این حرفاس. خب با چندجلسه مشاوره شاید اینا واقعا بتونن زوج خوبی برای هم باشن . خوشبخت بشین :)
amir
amir
٩٤/٠٦/٠٦
١
١
کلا مخالفم
amir
amir
٩٤/٠٦/٠٦
٩
٠
من باهمسرم15سال اختلاف سنی داریم بخدا در هیچ مورد مشکل نداریم خیلی هم خوشبختیم حدود 12سال است که ازدواج کردیم
Behi_m
Behi_m
٩٥/٠٧/٢٠
١
٠
منم خواستگارم 15 سال بزرگتره میتونید راهنمایی بهم بدید؟ در نورد خواسته هاش در مورد نحوه ی برخورد
رویا
رویا
٩٤/١٠/٠٦
٢
٠
سلام من باشوهرم 13 سال اختلاف سن داریم من16 سالمه اونم 29 خیلی خوبه بنظرمن دختر باید کوچیک باشه شوهرم خیلی منو درکم میکنه من قهر میکنم اون میاد ومعذرت میخواد آشتی میکنیم درضمن اون مث یه پسر 23 سالس خیلیم خوبه و من راضیم کلا
احمد
احمد
٩٥/٠٢/١٤
٠
٠
سلام منم 13سال از همسرم بزرگترم و تاز عقدیم اما هیچکس از رو ظاهرمون نمیفهمه که همچین اختلافی داریم
کیا
کیا
٩٥/٠٣/١٤
٠
٠
تنها چیزی که تو زندگی مشترک مهم علاقه به همدیگس .ک میتونه به همه مشکلات غلبه کنه.که این علاقه تو وجود این دو زوج دیده میشه..آرزوی سعادت و خوشبختی واسشون دارم
نازنین
نازنین
٩٥/٠٣/٢٢
١
٠
با عرض سلام و خسته نباشید. ببخشید شما حرفای خارجی میزنینا اصلا از شما انتظار نداشتم شاید اختلاف سنی کسی که تو ۱۴ سالگی با کسی که ۲۹ سال داره ازدواج کنه معقول نیست ولی باید بدانید که ازدواج تو سن ۱۴ یا ۱۵ سالگی با کسی که این همه سال ازش بزرگتر باشه صحبح نیست . میخوام بگم که ازدواج کسی که تو سن ۱۴ سالگی یه شوهر ۲۹ ساله داره با ازدواج کسی که مثلا تو سن ۲۲ سالگی یه شوهر ۳۷ ساله داره فرق میکنه از همه لحاظ از لحاظ تحصیلات از لحاظ عاطفه از همه لحاظ باهم فرق میکنن نمیدونم چرا شما همش به اختلاف سنی یا به عباتی به کمیت در ازدواج کار دارین نه به چیز دیگه ای مثلا سن ازدواج واقعا که!
سحر
سحر
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
سلام من با شوهرم 15 سال اختلاف سنی دارم یعنی من 25 سال و اون 40 سال داره ک البته به چهرش نمیخوره . ازدواج با این اختلاف سنی یه ریسکه اما میدونم که میتونم کنار همسرم خوشبخت باشم چون واقعا خوب و مهربونه...ولی از حرفای مردم واقعا واسم ناراحت کنندس و تو زندگی اذیتم میکنه
النااز
النااز
٩٥/٠٦/٠٢
١
٠
سلام سلام جالب بود .منم 25 سالمه تازه عقد کردم همسرم 15 سال ازم بزرگتره و 40 سالشه و شدیدا " عاشقشم . اختلاف سنی چیز خیلی مهمی نیست از نظر من مهم اون تفاهم ودوست داشتنه . تازه یه چیز جالب اینه که من یه خورده تنبل تشریف دارم و بیشتر دوس دارم آروم یه جا باشم ولی همسرم شدیدا پر جنب و جوش و پر انرژی هست و راه میره به من میگه پیر زن : ))
حسین
حسین
٩٥/٠٦/١٦
١
٠
سلام منم خیلی هارو میشناسم که اختلاف سنی زیاد دارند (از 20سال تا 11سال) ولی دارند در کنار هم به خوبی زندگی میکنند واقعا بعضی از دختر ها خیلی بیشتر از سنشون میفهمند وراحت میشه باهاشون زندگی کرد
آرمان
آرمان
٩٥/٠٧/٢٠
٠
٠
صد در صد نسبیه و بستگی به خصوصیات زوجین داره درضمن چرا فقط سنین جوانی رو میبینید؟! زمانی رو تصور کنید که آقا 55 تا 65 سال داره و خانم 40 تا 50 سال، که در چنین سنی در اکثر مواقع آقا همچنان به جنس مخالف تمایل همراه با شور داره
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨