گریه دارم، گریه دارم
درنبود ذره‌ای یا تکه‌ای ذوق بهانه در دلم، در نبود راه حل مشکلم، گریه دارم 
در همین شهر غریب، نیمه شب، چشم من خیس از نبود حس لب، در همین دشت فریب، سیل گونه گریه دارم گریه دارم...
حال من اکنون دگر، رد شده از هر چه تو، نام مجنون می‌گزاری روی آن، زهر هر زخم زبان
روی این قلب من است، آخر ای تکدانه تسبیح من، در نبودت اشکبارم، گریه دارم، گریه دارم
وقت اکنون نیمه شب، شهر خالی از صدای عابران، دیگر حتی بوق هیچ ماشینی هم...
می‌روم من در امتداد راه خویش، یک نفر نیست، که او آید به پیش
از کنار نیمکتِ عریان یک پارک، پر از وهم تو من رد می‌شوم
یادم آمد روز رفتن، که تو گفتی، همچو این زندان غم بد می‌شوم، یاد تو آمد به کارم
گریه دارم، گریه دارم.
گریه دارم از هر آن‌چه می‌گذاری روی آن، پای سخت معرفت یا که بهتر گویم اما...
گریه دارم، از همان عطر تنت، در میان دستهای نرممان، از دلی آمد به نزدیکی این دل تا که باشد یادگاری،
تا که باشد مرهم این مشکلم. 
حال اکنون گریه کردن بر نبود تو شده افتخارم، گریه دارم، گریه دارم
قلمم می‌لرزد، نفسم می‌رقصد، دیوار می‌کشد دست بر روی سرم، خواهش چشم ترم
جرعه‌ای شربت بنوش، طعم آن از معرفت، توی لیوان محبت، روزها را می‌شمارم
گریه دارم، گریه دارم
راستی! یک سوالی روزهاییست ذهن من را رانده است، تو بگو می‌دانی معنی واژه‌ای همچون
سوگند، یا قسم دادن جاني، تو بگو می‌دانی، معنی این جمله را، مرگ این جان برگرد
تو را به هر چه می‌پرستی برگرد، به همان عهد و پیمان که بستی برگرد، تن من رنجور است
اشک‌هایم شده‌اند مهر بر حرف‌هایم، بذر یاد تو را اکنون، بر همان نیمکت عریان می‌کارم
گریه دارم، گریه دارم
قلمم کم آورد، اشک‌هایم خیس کرد کاغذ شعرم، خوب سیراب شدند واژگانی که دگر هدیه کردم
به تو من، از چه روی گویم من، هر چه هست خود تویی، روزگار من تویی، یادگار من تویی
سر به جیغ زده‌اند ناله‌های شعرم، جان شعرم برگرد، گریه دارم، گریه دارم...
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢١
٠
٠
جان شعرم چه خوب بود.
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
زیبا بود ممنون
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات