هیچ وقت با خودم کلید نمی‌برم
عادت می‌کنیم به داشته‌های‌مان

هیچ وقت با خودم کلید نمی‌برم

نویسنده : f_yousefi

بعضی وقت‌ها عادت می‌کنیم به داشته‌های‌مان که آرزوی بعضی‌هاست. ساده‌ترین چیزها مثل پدر و مادر.

این روزها پدرم سر سجده‌هایش پایش را نمی‌تواند درست بگذارد. پایش درد می‌گیرد و اذیت است. این یعنی که سنی ازش گذشته است. ماه پیش رفته بودیم اخلمد. شب که آمدیم خانه، خیلی اظهار خستگی می‌کرد. پدرم اصالتا بچه روستاست و در کوه و کمر بزرگ شده و اخلمد برایش نباید سخت باشد.

دیدن همه این‌ها قلبم را ناراحت می‌کند. تازه موهای سفید پدرم به چشمم می‌آید. این‌که دیگر جوان نیست، این‌که پیر شده است. شاید هنوز ریش‌هایش یک دست سفید نشده باشد و تک و توک موی سیاه هم پیدا شود ولی باورش برای من سخت است. این‌که روزی حتی نباشند سخت است ...

این که روزی مادرم نباشد. بیایم خانه و کسی نباشد. من هیچ وقت با خودم کلید نمی‌برم. چون دو بار کلید را گم کردم و مجبور شدیم کل قفل‌های ساختمان را عوض کنیم. مادرم اغلب اوقات خانه است و من نگرانی از این بابت ندارم. نگرانی‌ام از روزی است که به اجبار با خودم کلید ببرم. بدانم که کسی در خانه نیست تا در را برایم باز کند. این‌که بوی غذا در خانه نمی‌پیچد و کسی حالم را نمی‌پرسد. این‌که هیچ‌کس نباشد تا با او حرف بزنم. او چای بخورد و من یک لیوان شیر و بگوییم و بخندیم.

پدر و مادرم هنوز نوه‌شان را ندیده‌اند. بچه دبستانی دارند و من هنوز ازدواج نکرده‌ام. دلم می‌گیرد وقتی به نبودن‌شان فکر می‌کنم ...

 خدایا سایه پدر مادرمان را برای ما نگه‌دار و همه آنان که در جمع ما نیستند را ببخش و بیامرز.

الهی آمین...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٦/٢٤
١
٠
من هم تو این دنیا فقط از یه چیز میترسم اینکه یه روز بشه که دوتا حامی زندگیمو از دست بدم ...خدا نیاره اون روز رو....آمین یا ارحم الرحمین....
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/٢٥
٠
٠
الهی آمین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/٢٤
١
٠
سلام:امیدوارم که حالشان هرچه سریعتر خوب وسایه مبارکشان سالهای سال بر سرخانواده باشد.سلامت باشید
maede
maede
٩٣/٠٦/٢٤
١
٠
خدا پدر و مادرا رو حفظ کنه :)
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/٢٥
٠
٠
الهی آمین
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٢٥
١
٠
خدا براتون نگهشون داره:))))ممنون
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٢٥
١
٠
خدا سلامتی بده بهشون الهی امین
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/٢٥
٠
٠
ان شاء الله تا وقتی زندن بتونیم قدر شاناس باشیم ...
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٦/٢٥
١
٠
سلام و درود...خدا سایه ی تمام پدر ها ومادر ها رو روی سر بچه هاشون حفظ کند....بایید به آنها بیشتر محبت کنیم قبل از اینکه خیلی دیر شود....
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/٢٥
٠
٠
ای کاش وقتی بزرگتر می شویم و از آشیانه می رویم محبت کردن فراموشمان نشود ...
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٢٥
١
٠
حانیه جانم خیلی خیلی احساساتم برانگیخته شد...راستش من هم خیلی وقتا ناخوداگاه به این قضیه فکر می کنم و حتیی فکر کردن بهش سخته......امیدوارم سایه پدر ومادرت همیشه بر سرت باشه :)
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/٢٥
١
٠
سحر جان خیلی ممنون . ان شاءالله سایه همه پدر مادرا بالای سر خانواده هاشون باشه فقط من هانیه با ه دو چشم هستم :)
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٦/٢٥
١
٠
فقط می تونم بگم که خدا سایه پدرو مادر رو بر سرشما مستدام کنه. ولی گاهی قسمتی که خدا برایمان مقدر می کند با چیزی که در خیالمان هست کمی فرق میکند. از شما چه پنهان من هم گاهی درگیر این افکار می شوم که خدا نکند روزی باشم که نباشند ولی بعد می بینم برای انها سخت تر است که نبودن ثمره زندگی شان را لمس کنند..
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/٢٥
٠
٠
آره . از دست دادن تکیه گاه سخت تره یا جگر گوشه ؟ هر دوتاش خیلی میتونه سخت باشه . اگه جوون باشه که خیلی سخت هستش.
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/٢٥
١
٠
ممنون . ان شاءالله سایه شان بر سر همگی خانواده ها باشد
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٦/٢٦
٠
٠
خیلی خوب بود. ممنون
Soroush
Soroush
٩٣/٠٦/٢٦
٠
٠
واقعا قلبمو به درد آورد.. ..... حیف که ما جوونا نمی تونیم کاری کنیم....
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤