حرکت بر مدار صفر درجه !
نگاهی به «کلاشینکف»، جدیدترین اثر سعید سهیلی

حرکت بر مدار صفر درجه !

نویسنده : وحید تفریحی

کارگردان: سعید سهیلی

بازیگران : ساعد سهیلی، رضا عطاران، فرهاد اصلانی، جمشید هاشم‌‌پور، شهرام حقیقت‌دوست، جواد عزتی، شقایق فراهانی، اندیشه فولادوند و...

خلاصه داستان: کلاشینکف ماجرای جوان سربازی به نام عادل (ساعد سهیلی) را روایت می کند که نگهبان بانک است. خواهرش و نامزدش در سودای بازیگری هستند و سیاه لشگر فیلمی شده اند که کلاشینکف هم با رفتن آنها به سر صحنه فیلمبرداری شروع می شود و عادل آنها را راهی میکند . در یکی از روزهای نگهبانی عادل، به او خبر می دهند که خواهرش به دلیلی که در فیلم مبهم می ماند آسیب دیده است و او نیز مجبور می شود با همان اسلحه نگهبانی اش دنبال خواهرش برود. در این مسیر عادل با  زینال شوهرخواهر خود (جمشید هاشم پور) جر و بحثش می‌شود و با اسلحه سربازی خود به سمت او شلیک می‌کند و شوهرخواهرش را می‌کشد و متواری می‌شود. این اتفاق سرآغار ماجراهای فیلم کلاشینکف است که با تعقیب عادل توسط فرزندان شوهرخواهرش و فرارهای پی در پی او ادامه می‌یابد.

 

درباره فیلم: 

عکس یک سرباز اسلحه به دست که پشت به تصویر و دست در دست یک دختر بچه در حال حرکت است؛ همه ایده کلاشینکف از همین عکس شکل گرفته که روزی سعید سهیلی چشمش به آن می خورد و تصمیم می‌گرد بر اساس آن فیلمی بسازد که نتیجه اش هم می شود همین کلاشینکف. فیلمی که می‌خواهد کمدی سیاه اجتماعی باشد و در دل خود نهیب‌های فراوانی به آسیب های اجتماعی بزند، برای این کار هم کلکسیونی از این آسیب‌ها را به شکل ناموزونی در فیلم قالب کرده است؛ مشکلات ریز ودرشت سربازی، خواهر عادل که احتمالا مورد اذیت و آزار قرار گرفته است، دوست عادل که از دختری جواب رد شنیده و این ناکامی را با پاشیدن اسید بر صورت دختر مودر علاقه اش جبران کرده، عادل و خواهرانش که بی سرپرستند و حامی ندارند، شوهر خواهر قلدر و زورگویی که خواهر عادل را صیغه خودش کرده و خود را قیم عادل و خواهرانش می‌داند و به هرشکلی به آن‌ها زور می‌گوید، عموی عادل که جانباز اعصاب و روان (موجی) است و در گوشه ای از شهر تنها و حقیرانه زندگی می‌کند، کودکان کار، دزدی، دروغ، قتل و هزار و یک آسیب اجتماعی دیگر که سعید سهیلی خود را ملزم به مطرح کردن آن، گاه بزرگ کردنش و انتقاد از آن می داند. اما همین ناموزونی در روایت سوژه ها، سردرگمی مخاطب و ضعف در پیشبرد داستان باعث می شود که نه تنها مخاطب چیزی از کلاشینکف دستگیرش نشود بلکه کارگردان را هم به آنچه از ساخت این فیلم مدنظرش بوده هم نرساند.

 

نقاط ضعف فیلم:

 اگر بگویم «کلاشینکف» یکی از ضعیف‌ترین فیلم‌هایی است که تا کنون دیده‌ام، اغراق نکرده‌ام، چرا که سهیلی در این فیلم سعی کرده است ملغمه‌ای از خواسته‌ها و آرمان‌هایش را مطرح کند که با هدایت اشتباه به نتیجه ای جز «هیچ» بودن ختم نمی‌شود. کلاشینکف مجموعه‌ای از نقاط ضعف است؛ از اشکالات محتوایی در فیلم بگیرید تا بی هدفی واضحی که در جای جای فیلم به چشم می‌خورد. سهیلی در فیلم جدیدش هیچ هدفی را دنبال نمی‌کند و صرفا چندین و چند سکانس هجو و بی خود را کنار هم قرار داده و با قرار دادن دیالوگ‌ها و شوخی‌های سخیف سعی در سرگرم کردن مخاطب دارد. از آنجایی هم که فیلم پیام ویژه ای ندارد ، این سکانس ها و شوخی ها اصلی ترین پیامی است که به خورد مخاطب داده می شود. نقطه ضعف واضح دیگر فیلم اشکالات محتوایی است که کلاشینکف را درگیر خود کرده است. مهمترین این اشکالات محتوایی هم فرجام خوش برای کاراکتری است که از اول تا انتهای فیلم انواع و اقسام اشتباهات و خطاها را مرتکب می‌شود و در پایان اما اصلا مقصر نشان داده نمی‌شود و داستان به گونه‌ای پیش می‌رود که در نهایت به عنوان قهرمان به مخاطب فیلم معرفی می‌شود؛ تصور کنید فردی که نافرمانی می‌کند، قانون را زیر پا می‌گذارد، قتل می‌کند، فرار می‌کند و در نهایت هم رستگار می‌شود! این فاجعه محتوایی در پایان بندی فیلم به اوج خودش می‌رسد، جایی که در پایانی رویاگونه دوشخصیت اصلی فیلم یعنی عادل قاتل و رضای کلاهبردار به عنوان دو قهرمان از فراز برج میلاد به آدم‌های روی زمین نگاه می‌کنند...

جدای از این، سهیلی در کلاشینکف می‌خواهد نمایی از زندگی طبقه فرودست جامعه را به نمایش بگذارد اما در این مسیر به شدت اغراق آمیز و شعاری پیش می رود . به طور مثال عادل که به نوعی نماینده این طبقه از افراد جامعه است به شکل فجیعی غلو آمیز به تصویر کشیده شده که اصلا کاراکترش به تن بازیگر آن یعنی ساعد سهیلی ننشسته است؛ عادل درست همانند کاراکترهای انیمشن‌های قدیمی، بارها تا مرز مرگ می‌رود، زنده به گور می‌شود اما باز هم سالم و تقریبا سرحال در سکانس بعد ظاهر می‌شود و یا کاراکتر رضا کلاش با بازی رضا عطاران که نقش کلیشه ثابت فیلم‌های سهیلی یعنی بخش رابین هودیسم فیلم را بر عهده دارد و سهیلی در تصویر کردن نقش او نیز شعاری و بیش از حد غلو شده عمل می‌کند به نوعی که در اغلب صحنه‌ها در نقش فرشته نجات ظاهر می‌شود!

 

تنها نقطه قوت فیلم: 

به عقیده نگارنده تنها نقطه قوت فیلم جدید سهیلی بازی خوب و باور پذیر رضا عطاران در نقش رضا کلاش است، البته خیلی سعی کردم که نقاط قوت کلاشینکف را در ابعاد مختلف آن پیدا کنم اما تنها به همین یک وجه دست یافتم. حضور رضا عطاران در هر سکانس از این فیلم باعث می‌شد که آن صحنه از منظر سینمایی قابل قبول به نظر برسد. البته شاید همین حضور رضا عطاران که این روزها به ستاره سینمای کمدی ایران تبدیل شده و یک عکس او روی پوستر فیلم کلی مخاطب برای آن فیلم جذب می‌کند، در فروش کلاشینکف هم موثر واقع شود. در این جا واقعا باید به صراحت گفت که تنها دلیل نجات فیلم از منظر فروش همین حضور رضا عطاران و داستان کمدی آن است.

به هر روی سعید سهیلی که در عرصه فیلمسازی فراز و نشیب‌های فراوانی را داشته و پستی و بلندی‌های متفاوتی را پشت سر گذاشته است در این اواخر با ساخت فیلم‌های گشت ارشاد و کلاشینکف نشان داد که حرکتش بر مدار صفر درجه است و با ادامه این روند، موفقیتی در عرصه فیلم‌سازی نصیبش نخواهد شد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هاچم من
هاچم من
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
اینو ندیدم ولی گشت ارشاد خوب بود
zohreh_sh
zohreh_sh
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
من دیدمش خیعــــــــــلی فیلم بیخودی بود. پسره رو تا سرحد مرگ میزنن پاش میلنگه سروصورتش پر خون فردا صبح صحیح و سالم@_@ اصلا ی وضعی.......
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
ممنون از معرفی تون:))
mr.mohammad amin
mr.mohammad amin
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
خخخخخ...آخرشم دقیقا مث گشت ارشاد تموم شد:||متشکر
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
سلام:ممنون از بررسی شما.
MILAD
MILAD
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
واقعا اگه رضا عطاران نبود، فیلم هیچی نمی ارزید.
باران
باران
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
ما پاشدیم واسه همچین فیلم مضخرفی رفتیم سینما
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
فلکه زد :دییییییییییییی
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
به نظرم فیلم خوبی بود، راضیم 2500 تومن حلاله :دییییییی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
مگه کدوم سینما رفتین؟؟؟!
مهرناز
مهرناز
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
حتما سه شنبه رفتین نه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!خخخخخخخخ
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٦/١٩
٠
٠
معلومه مگه شما به جز سه شنبه روز دیگه هم سینما میرین..خخخخخخخخخ
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
منم ندیدم ولی جمشید هاشم پور چه جوری حاضر شده بازی کنه؟! فیلمنامه رو نخونده؟! اخه کم بازیگری نیست!
n_a
n_a
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
تمام طنز فیلم به برکت حضور عطارانه وگرنه فیلم به مفت نمی ارزید
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨