داستان شفا
از هر طرف رسید شمیم معطری

داستان شفا

نویسنده : hamid_f

دکتر نشست و گفت: که امروز بدتری!

پس از خدا بخواه که طاقت بیاوری

بابا نگاه کرد به بالا و خیس شد

مادر سپرد بغض خودش را به روسری

گفتند: «نا امید نشو! ما نمرده‌ایم

این بار می‌بریم تو را جای بهتری»

حالم خرابتر شد و بغضم شکاف خورد

چرخید چشم خسته من سمت دیگری:

دیوار، قاب عکس... نسیمی وزید و بعد

افتاد روی گونه من ناگهان پری

خود را کنار عکس کشیدم کشان کشان

وا کردم از خیال خودم سویتان دری:

من بودم و سکوت و حرم- صحن انقلاب-

تو بودی و نبود به جز من کبوتری

لکنت گرفت قامت من بعد دیدنت

از هر طرف رسید شمیم معطری

از من عبور کردی و دردم زیاد شد

گفتم عزیز فاطمه من را نمی‌بری؟

گفتی بلند شو به تماشای هر چه هست...

دیدم کنار صحن نشسته ست مادری

فرمود: «در حریم منی یا علی بگو

برخیز تا به گوشه افلاک بنگری»

برخاستم، دو پای خودم بود، در مطب-

گرم قدم زدن شدم و سوی دیگری-

تکرار سجده پدری بود و آنطرف

تکرار «یا امام رضا»‌های مادری

دکتر نشست و دست به پاهای من گذاشت

دکتر به عکس خیره شده و گفت: محشری!

برخاستم درون مطب روی پای خود

فریاد و مادر و پدرم کرد محشری

(علی حسنوند)

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
چه قد قشنگ...!ممنون
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
ممنون از شما
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
هعی خوش بحالش ....
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
واقعا....
fahime72
fahime72
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
واقعا قشنگ بود ایشالا همه مریضا شفا پیدا کنن، مرسی عزیزم:)
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
ایشالا،خواهش میکنم!
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
سلام و درود...شعر بسیار زیبایی بود.......کارها بسیار داریم و توکل بر عطا /یا وَجیهاً عِنده، حَقِقّ لنا آمالنا / /گر چه بسیارند مریضانی که گویند کن دعا /یا وَجیهاً عِنده، اِشفی لنا اَمراضِنا /زیر خاک هم مردگان دارند ندای یا رضا(ع) ییا وَجیهاً عِنده، ارحم لنا اَمواتِنا/
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
سلام ممنون از شما شعر واقعا زیبایی بود.
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
هاله ای از اشک جمع شد تو چشام...پر از احساس ناب و قشنگ:)
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
التماس دعا!
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
خیلییییییییی قشنگ بود......ممنون
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
خواهش میکنم.ممنون از شما دوست عزیز
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
سلام ... موفق باشيد
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
سلام بر شما،همچنین شما
فائزه
فائزه
٩٣/٠٦/٢٣
٠
٠
خیلی ممنون:)واقعا عالی بود
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
خواهش میشه!
t_gh
t_gh
٩٣/٠٦/٢٤
٠
٠
خیلی زیبا بود.ممنون
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
خواهش میکنم،ممنون از شما که وقت گذاشتین!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨