خلصه‌ای از جنس بهشت
برگزیده‌های قسمت ادبی جشنواره ماه هشتم

خلصه‌ای از جنس بهشت

نویسنده : م رحیمی

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

نمی‌دانم حس عجیبی است، شاید شما هم تا حالا تجربه داشته باشید، مثل این‌که نیمه شب یکهو از خواب بیدار شوی و ندانی که کی و کجا خوابت برده، چقدر خوابیدی، الان ساعت چند است!

در آن لحظه فقط می‌دانی کلی کار انجام نشده داری که تا تکلیف تک‌تک‌شان مشخص نشود نمی‌توانی چشم روی هم بگذاری، ولی چند دقیقه بعد، وقتی زمان و مکان دستت می‌آید، می‌فهمی این طور پریدن از خواب، انگار بزرگترین آرامش را به آدم می‌دهد، این‌که در عرض چند دقیقه، تکلیف فکرهایی که شاید چند روز درگیرت کند معلوم می‌شود و چقدر خوب‌تر این‌که برای چند لحظه نگران کارهایی هستی که شاید دیگر فرصتی برای انجامش پیش نیاید.

یکی از روزهای همین هفته وقتی از حرم امام رضا(ع) می‌آمدم بیرون، همین احساس را داشتم، چشمانم را بستم و دوباره راحت خوابیدم، چه لذتی داشت این از خواب پریدن.

حالا می‌فهمم چرا مادر همیشه حواسش جمع است، انگار از هیچ چیز غافل نیست. آخر نذر دارد هر هفته برود زیارت، جایی که چند دقیقه زمان و مکان را گم کند و تکلیف کارش را روشن.

شما هم یا رضا بگویید و راهی شوید. السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١٧
١
٠
سلام:سپاسگزارم
م رحیمی
م رحیمی
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
ممنون .
آنا
آنا
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
ممنون زیبا بود
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا..
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
..... لیاقت نداشتیم حضوری بریم مگه تلفنی عرض ادب کنیم...
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٦/١٩
٠
٠
سلام ،بسیار زیبا بود...
پربازدیدتریـــن ها
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
صدای نفس هایمان را می شنیدیم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت دوم

٩٦/٠٥/٣١
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
حال عجیبی داشتم

اولین قرار عاشقی

٩٦/٠٥/٣١
چند خطی برای خاتونم...

تفاوت شخصيت

٩٦/٠٥/٣٠
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات