به یمن گام‌هایت حرمتی دارد خراسانت
برگزیده‌های قسمت شعر جشنواره ماه هشتم

به یمن گام‌هایت حرمتی دارد خراسانت

نویسنده : سایت جیم

کبوترهای عاشق تا ابد هستند مهمانت

و حتی شاپرک‌ها تا سحر گردِ چراغانت...

بشارت می‌دهد اسمت بیابان را به سرسبزی

و آهوها خرامانند در صحرای دامانت

ضریحت را کسی هر روز عطری تازه می‌پاشد

که بوی سیب پیچیده چنین در صحن و ایوانت

دعا کردی و هر پاییز می‌بارد همان ابری

که صدها سال از یادش نخواهد رفت بارانت

فراموشت نخواهد کرد نیشابور آقاجان

به یمن گام‌هایت حرمتی دارد خراسانت...

==========

این شعر را علی مردانی 17 ساله و اهل آذربایجان غربی، شهرستان تکاب برای ما ارسال کرده و البته هنوز عضو سایت جیم نشده است!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Sara-amd
Sara-amd
٩٣/٠٦/١٦
١
٠
مباركه:) پس چجورى؟؟؟ اى بابا من امروز عكس فرستاادم:(
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٦
١
٠
خیلی عالی بود... متشکر
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٦/١٧
١
٠
یاشاسین آذربایجان ...........بسیار زیبا بود....با آرزوی موفقیت برای این شاعر جوان و عضویتش در سایت جیم..... منیم ای نازنین دوستوم زمستانین بهار اولسین / سعادت تاجی همیشه باشیندابرقراراولسین / اومیدیم واراوحقه نیازین اولماسین خلقه / سنی خارایستین ظالم ذلیل روزگار اولسین /
admincheh
admincheh
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
که بوی سیب پیچیده چنین در صحن و ایوانت :)خیلی ممنون از هموطن عزیز:)
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
عالی بود ....اصلا فوق العاده بود....کاش هرچه زودتر عضو بشن تا بیشتر فیض ببریم....
فائزه
فائزه
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
دستشون درد نکنه...زیبا بود :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
سلام: خیلی قشنگ ودلنواز بود.ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
چه جالب :) | شعر قشنگی بود، تشکر از علی مردانی عزیز :)
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
سپاس از اقای مردانی
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
تبلیغات
تبلیغات