همسایه گمشده
برگزیده‌های قسمت ادبی جشنواره ماه هشتم

همسایه گمشده

نویسنده : Dokhtare Mashreghi

بچه که بودم، حدودا 4 یا 5 ساله، با مادر و پدرم قرار گذاشته بودیم هر وقت توی حرمت گم شدم، بروم صحن انقلاب، گوشه سقاخانه اسماعیل طلا، همان جایی که رو به رو به گنبد طلایی رنگت است، بنشینم منتظرشان. من هم همیشه وقتی می‌رفتم آنجا، شروع می‌کردم از همه چیز با تو حرف زدن و کمک خواستن. بچه شیطانی بودم، دستم را همیشه ول می‌کردم تا بتوانم بروم آن گوشه و با خودت حرف بزنم. آخر هر وقت آنجا با تو حرف می‌زدم بیشتر به حرف‌هایم گوش می‌دادی! بیشتر پیش خدا وکیلم می‌شدی و دستم را می‌گرفتی.

الآن آن بچه کوچک بزرگ شده. آن‌قدر بزرگ شده که گرفتاری‌هایش نمی‌گذارند مثل قدیم، هر هفته به سمت حرمت پر بکشد و پنجشنبه شب‌ها دعای کمیل بخواند. آن‌قدری غرق و گمشده است که دیگر یادش رفته دعاهای بچگانه‌اش را چطور اجابت می‌کردی و دست‌های کوچکش را به گرمی می‌فرشدی.

حالا دیگر مثل بچگی‌ام از کوچکترین خوشحالی‌ام و ناراحتی‌ام در حرمت حرفی نمی‌زنم. تنها آرزویم خواهر و برادر داشتن نیست. آرزوهایم هم مثل خودم بزرگ و پررو شدند. انتظار دارم در هر شرایطی دستم را بگیری، خواه به صلاحم باشد و خواه به ضررم. حالا دیگر هر وقت گم می‌شوم، خودم می‌روم سمت ماشین و از حرمت بیرون، دیگر نمی‌روم رو به روی گنبد طلایت و با تو حرف بزنم. دیگر خیلی وقت است برای کبوترانت دانه نریختم ولی تو؛ هنوز همان امام رضایی. امامی که با مهربانی همه را به حرمش دعوت می‌کند. امامی که برایش مهم نیست بنده‌اش چقدر گناهکار است، چقدر گم است در دنیا. خدا را شکر می‌کنم از این‌که هستی. از این‌که در همسایگی تو زندگی می‌کنم و هر وقت دلم بگیرد، اولین جایی که می‌روم حرم طلایی‌ات است.

یا امام رضا، دلخوشم به کلامی که گفتی «هرکس یکبار به زیارت من بیاید، من سه جا به دیدن او میروم ... »

این همسایه گمشده‌ات را ببخش یا علی بن موسی الرضا، کمکش کن پیدا شود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Niva
Niva
٩٣/٠٦/١٦
٠
٠
ما به رئوفی امام رضامون ایمان داریم ... هنوز هم وقتی میون غم و غصه های دنیا گم میشیم جامون تو حرمه :) ممنون عید همگی مبارک
neyosha
neyosha
٩٣/٠٦/١٦
٠
٠
واي فاطمه تو هم خيلي قــــــــشنگ نوشته بودي :))))) بس لذت بردم از خوندنش:) تشكــــــــرات :)))))))
tanin
tanin
٩٣/٠٦/١٦
٠
٠
یعنی محشر بود متنت ی جورایی حرف دل خودمم هست
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٦
٠
٠
خیلی خوب بود به جوری از ته دل....ممنون دختر مشرقی
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
«این همسایه گمشده‌ات را ببخش یا علی بن موسی الرضا، کمکش کن پیدا شود.» انشاالله | خیلی دلنشین نوشته بودید. تشکر، عید شما هم مبارک
maede
maede
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
...این همسایه گمشده‌ات را ببخش یا علی بن موسی الرضا، کمکش کن پیدا شود...امیدوارم :(
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
سلام :بسیار زیبا ودلنشین بود... با آرزوی اینکه همه پیدا شویم....
admincheh
admincheh
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
برزرگ می شویم و طمع می کنیم و خواسته هایمان بزرگ می شوند؛از کرم آقا هیچ وقت کم نمی شود..
vesal
vesal
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
حس خوبی داش متنت خیلی راحت میشد درکش کرد مرسی عزیزم!!!
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
متشکرم عزیزم
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤