نایب الزیاره
عجب مسئولیت سختی است

نایب الزیاره

نویسنده : Baran-A

مشهد زندگی کردن افتخار بزرگی است. کنار یک آقای مهربان بودن افتخار بزرگی است. داشتن جایی که هر وقت دلت شکست، هر وقت دلت از دنیا و آدم‌هایش گرفت بتوانی بروی آن‌جا افتخار بزرگی است.

اما...

یک بار سنگین اما دوست داشتنی روی دوش همسایگان این امام مهربان است. آن هم نایب الزیاره بودن به جای تمام دوستان و آشنایانی که مشهد نیستند. خیلی از دوستانم می‌گویند «خوش به حالت مشهدی، قول بده رفتی حرم دعامون کنی.» و وقتی این حرف را می‌گویند احساس می‌کنم یک مسئولیت بزرگی به من محول شده است. این یک دینی هست که باید ادا کنم.

برای همین وقتی می‌روم حرم دیگر خودم را یادم می‌رود و فقط برای کسانی دعا می کنم که امیدشان بسته به این است که گرچه خودشان نمی‌توانند بیایند اما کسی هست که به جای آن‌ها زیارت بخواند و دعا کند.

من حتی نمی‌دانم باید چه برای‌شان دعا کنم، اما فقط می‌گویم: یا امام رضا، فلانی رو دریاب... من از دلش خبر ندارم... اما تو چی؟ تو که خبر داری دریاب....

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
راست میگینن هااا خیلی وقتا از اینکه مشهدیم احساس غرور بهم دست میده: ) به قول بچه های اینور پرچم مشهدیا بالاست
Baran-A
Baran-A
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
بله صد در صد که پرچممون بالاست:-)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
بله :) هر چند حال و روز زمین و زمان بد است/یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است/حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای/آنجا برای عشق شروعی مجدد است...دل مام زیاد هوای اونطرفارو میکنه....واجب شد دفعه بعد اسم منم ببرین :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
سلام ... وقتي يك نفر ميگه التماس دعا خيلي خوشم نمياد. چه معني دارد از ديگران بخواهيم براي ما دعا كنند
miss_khas
miss_khas
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
به نظر من شاید برای این میگن التماس دعا چون وقتی دیگری واست دعا کنه زود تر اجابت میشه...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
سلام ... فلسفش همين است ولي ديگر از حد گذشته، انتظار شده است
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٦/٢٧
١
٠
آمدم ای شاه ، پناهم بده / خط امانی ز گناهم بده
ای حَرمَت ملجأ در ماندگان / دور مران از در و ، راهم بده
ای گل بی خار گلستان عشق / قرب مکانی چو گیاهم بده
لایق وصل تو که من نیستم / اِذن به یک لحظه نگاهم بده
ای که حَریمت به مَثَل کهرباست / شوق وسبک خیزی کاهم بده
تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع / گرمی جان سوز به آهم بده
لشگرشیطان به کمین من است / بی کسم ای، شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من / با نظری ، یار و سپاهم بده
در شب اول که به قبرم نهند / نور بدان شام سیاهم بده
ای که عطا بخش همه عالمی / جمله ی حاجات مرا هم بده
Baran-A
Baran-A
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
عااالییی...
miss_khas
miss_khas
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
اره واقعا من شخصا به مشهدی بودنم افتخار میکنم و دعا میکنم زیارت قسمت همه بشه....انشاا...
Baran-A
Baran-A
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
انشاا..
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
سلام:انشاءا... که از این همجواری بهرۀ کافی ببریم.السلام علیک یاعلی ابن موسی الرضا المرتضی.متشکرم
Baran-A
Baran-A
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
ممنون از نظرتون دوست عزیز..
Baran-A
Baran-A
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
:-))
Baran-A
Baran-A
٩٣/٠٦/٢٧
٠
٠
میگن اگه کسی واسه کس دیگه دعاکنه دعاش زودتر میگیره..
korosh
korosh
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
پس نایب الزیاره مام باشین :) هر وقع رفتین حرم من و یادتون نره ! خیلی دلم تنگ حرمه !
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
همچنین:)
Baran-A
Baran-A
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
چشم..
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
برا منم دعا کنین اگه رفتین حرم. ممنون
Baran-A
Baran-A
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
چشم...حتما
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
هعییییییی.... من که خسته شدم از بس هرکس رفت حرم بهش التماس دعا گفتم ...دلم میخواد خودم برم حرم...ولی حیف هم جوار آقا نیستم و از این فیض محرومم....ولی اینکه دستت رو به نشان احترام و سلام به سینه میذاری و هرجا که هستی رو به حرم بیگی: « السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی....الصدیق الشهید....» صد در صد آرامش میگیری....ممنون از شما به خاطر متن زیباتون....*؛)
Baran-A
Baran-A
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
خواهش می کنم..انشاالله قسمت شما هم بشه..
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
خوشبحالتون كه مشهدي هستيدو.... مسعوليت سختيه ولي نعمت بزرگيه و اين ارزششو داره! مارم دعا كنيد اگه براتون مقدوره و سنگين نيست براتون1 ممنون
Baran-A
Baran-A
٩٣/٠٦/٢٩
٠
٠
حتما..
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات