تنهاترین حقیقت دنیا
تقدیم به کلاغ

تنهاترین حقیقت دنیا

نویسنده : m_sepehri

این اشک‌های یک دل رنگی نبود چون

بردار رنگ را دل من را سیاه کن

وقتی که عشق قافیه پرداز می‌شود

تنها کلاغِ قصه ما راز می‌شود

در روزهای سرد دلش بی‌قرار، آه

با یک نگاه حادثه آغاز می‌شود

پشتش تمام خاطره‌ها صف کشیده‌اند

با روزهای خاطره دم‌ساز می‌شود:

در لابه لای شاخه بی برگ دیده است

دست از همه، برای همیشه کشیده است

از کل خانواده خود طرد می‌شود

او كم كمك براي خودش مرد مي‌شود

با كوله بار خود همه را ترك مي‌كند

اين‌جا كلاغ را چه كسي درك مي‌كند؟!

در شهر هر کسی به خودش رنگ می‌زند

شاید سیاه باشد و نیرنگ می‌زند

اما کلاغ ساده ما گریه می‌کند

در بند بند خاطره‌ها گریه می‌کند

با آب چشم خود دل خود را سپید کرد

با هق هق شبانه و با اشک‌های سرد

حالا دلش سپید ولی تن سیاه بود

ای کاش رنگ‌های جهان اشتباه بود!

اما دویست سال برایش اضافی است

تنها، بدون عشق، همان بیست کافی است

چون برگ‌هاي زرد دلش بي‌قرار شد

افتاد روي خاك و پس از آن بهار شد

پایان زرد خاطره‌ها درد روزگار

این انتهای قصه یک عمر غار غار!

برگشتن کلاغ به خانه محال شد

یک خودکشی برای کلاغی که چال شد

از جنس برگ‌های درختان باغ بود

تنهاترین حقیقت دنیا کلاغ بود

(سید علی رضایی)

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سرباز ولایتم
سرباز ولایتم
٩٣/٠٦/١٨
٢
٠
تنهاترین حقیقت دنیا کلاغ بود...!واقعا همینطوره...اسم کلاغ میاد یاد یک قضیه ای میفتم...!!! شعرش خیلی با احساس بود نشون میده واقعا خودشو گذاشته جای اون چیزی ک براش شعر گفته...!ممنون از شعر;)
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
تو ام با کلاغ ها خاطره داری؟؟؟؟خخخخخ یادش بخیر!!!
kafshdozak
kafshdozak
٩٣/٠٦/١٨
١
٠
شاید برعکس ادمای دنیا باشم...من کلاغارو هم دوس دارم...صداشون تو یک باغ سوت و کور...یکهویی غار غار میکنن واقعا واسم جذابه....مرسی ازشعرتون
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/١٨
١
٠
از کلاغا خوشم میاد موجودات مارموزین!
maede
maede
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
نگاه جالبی بود،ولی من اصلن از کلاغ و صداش خوشم نمیاد!مخصوصن وقتی عصرای پاییزی دسته جمعی غار غار میکنن.من همیشه میگم احساس میکنم با هم جر و بحث میکنن! :))
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
آخرش این شکلی بود قشنگتر بود -از جنس برگ‌های درختان باغ بود-تنهاترین حقیقت دنیا آساک بود
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
هعیییییی ....کلاغ و دیگر هیچ ....خدا منو ببخشه ....چ کلاغ پرونی هایی که نکردم!!! واقعا فوق العاده بود سپهری جان.....ممنون
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
خخخخخ...خدا جفتمونو ببخشه...گربه هاهم مارو ببخشن خدا کنه...!
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٦/١٩
٠
٠
گربه ها حقشونه....خخخخ ...هرچند گربه دوس دارم!!!
S_Alami
S_Alami
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
بسیار زیبا :)
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
کلاغ، کـــــــــلاغ، یه حس و ارادتی نسبت به صدای مخملیش دارم که اصلا غیرقابل توصیفه /// تشکـــ:ـــ)ــــر
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
اين‌جا كلاغ را چه كسي درك مي‌كند؟!...خیلی خوب بود:)
banu_n
banu_n
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
خيلي قشنگ بود :(((
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١٨
١
٠
سلام:خوب بود ولی در بعضی ابیات در قافیه مشکل داشت مثل بیت اول و بیتی دویست سال.متشکرم ازشما
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٦/١٩
٠
٠
سلام بر جناب استاد عزیز...بلی کمی با عادی خواندن لنگ می زند و صد البته که باید به سراینده اش اطلاع داد....
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٦/١٩
٠
٠
سلام .....بسیار زیبا بود....
admincheh
admincheh
٩٣/٠٦/٢٠
٠
٠
سخت است اینکه کاج بمانم از این به بعد. مُشتی کلاغ دور و برم را گرفته اند ...
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
زیبا بود سپاس
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات