ما و چینی‌ها
انشای طنز

ما و چینی‌ها

نویسنده : m_shahabi

انشای خود را آغاز می‌کنم. انشاء در باره ما و چینی‌ها. چینی‌ها خیلی خوب هستند. آن‌ها ما را دوست دارند. ما هم آن‌ها را دوست داریم.

وقتی که کشورهای بد در سازمان ملل علیه ما قطعنامه صادر می‌کنند، نماینده آن‌ها دست خود را بالا می‌گیرد و آن را وتو می‌کند. بعدا ما به آن‌ها نفت می‌دهیم. آن‌ها به ما عروسک می‌دهند.

آن‌ها با نفت ما چراغ‌های خود را روشن می‌کنند. ما بچه‌ها با عروسک‌های آن‌ها بزرگ می‌شویم. آن‌ها با نفت‌های ما هی کار می‌کنند و هی کار می‌کنند و هی کار می‌کنند. ما با عروسک‌های آن‌ها هی بازی می‌کنیم و هی بازی می‌کنیم و هی بازی می‌کنیم. آن‌ها چه قدر خوب هستند. و اصلا نمی‌گذارند ما دست به سیاه و سفید بزنیم. آن‌ها زحمت می‌کشند و با نفت‌های ما چیزهای خیلی زیادی درست می‌کنند و برای ما می‌فرستند.

آن‌ها پارچه، لباس، ظرف، پلاستیک، تلویزیون، رو تلویزیونی، زیر تلویزیونی، فیش تلویزیون، کنترل تلویزیون، باتری کنترل تلویزیون، آتاری، سی.دی، کامپیوتر، کیف، کفش، کاغذ، قلم، دفتر، نخ، سوزن و هرچه که فکر کنیم، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد و همه و همه چیز درست می‌کنند و برای ما می‌فرستند. تا ما خسته نشویم و روزها تا ساعت ۱۲ ظهر بخوابیم و بعد از ظهرها برای تفریح و خرید به بازار برویم و شب‌ها تا ساعت ۱ و ۲ با چیزهایی که آن‌ها برای ما فرستاده‌اند بازی کنیم و سرگرم و خوش باشیم.

همکلاسی‌ام هم می‌گوید آن‌ها خیلی ما را دوست دارند. آن‌ها برای ما مهر، تسبیح و جانماز هم درست می‌کنند تا ما نماز بخوانیم. من به حرف همکلاسی‌ام فکر می‌کنم و می‌بینم که او هم درست می‌گوید. آن‌ها خیلی ما را دوست دارند که حتی به فکر آخرت ما هم هستند.

آن‌ها آن‌قدر ما را دوست دارند که هر روز دلشان برای ما تنگ می‌شود و برای رفع این دلتنگی، روی همه چیزهایی که برای ما می‌فرستند با جمله MADE IN CHINA  یادگاری می‌نویسند.

و ما هم با دیدن این یادگاری به یاد آن‌ها می‌افتیم و باز دل‌مان برای‌شان تنگ می‌شود. و باز از آن‌ها می‌‌خواهیم که برای ما چیز بفرستند. آن‌ها هیچ وقت ما را فراموش نمی کنند. من از انشای خود نتیجه می گیرم آن‌ها ما را خیلی دوست دارند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali007
ali007
٩٣/٠٦/٢٠
٠
٠
من تقریبا سه هفته ی پیش برا نماز ظهر بود که مسجد بودم
maede
maede
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
فکرکنم کامنتتون جا به جا شده! :)
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٢٢
١
٠
برادر فک کنم اشتباه اومدید!خخخ اون مطلب اقای روشناوند بود!خخخخ
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٦/٢٠
٢
٠
سلام....مساجد سه هفته پیش..نماز.....نماز جماعت..دیروز حرم...
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٢٢
١
٠
شما هم؟؟!
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
من هم چی...!!؟؟
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
و بازهم سردرگمی کامنت ها در جیم.....باز هم یک کامنتم گم شد....خخخخخخخخخخ....
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٦/٢٠
٠
٠
ممنون..... اخرین بار برای نماز:) کی؟هفته پیش متاسفانه
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
شما هم هم ؟؟؟!خخخ نکنه من اشتباهی اومدم؟!خخخ
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٦/٢٠
٠
٠
این نظرای بالا چ ربطی به متن داشت:/
سرباز ولایتم
سرباز ولایتم
٩٣/٠٦/٢٠
٠
٠
خخخخ...مال مطلب بغلی بوده اومده اینجاااااا...فهمیدمممممم...وای کامنت پایینم!!!...
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
خخخخخخخخخ اخیش یه اشنا مرتبط با متن دیدیم!
سرباز ولایتم
سرباز ولایتم
٩٣/٠٦/٢٠
٠
٠
درد آور بود واسه من...!راستی نظر بی ربطم مد شده؟کلاس داره نه؟خب...اهم اهم...منم دیشب ی ختم قرآن انجام دادم...ب کوچیکتر از خودم سلامم کردم تازه!...بادمجونارم برگردوندم...!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٦/٢١
٠
٠
خخخخخخخخ باید برید ازشون حلالیت بطلبید!
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
من به تو افتخار میکنم!
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
خخخخخ...اولش فک کردم متنو درست نخوندم یا درست متوجه نشدم!!...دیگه داشتم ب خودم شک میکردم همینطور اومدم پایین خدا خیره لوشی رو بده ...هیچی دیه...امیدوار گشتیم!!...خخخخخخخخخخخخخ
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٦/٢٠
٠
٠
بزرگترین ظلمی که به ایران میکنن همین وتو کردن چینی ها به خاطر ایرانه...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/٢١
٠
٠
سلام سید:خیلی جالب بود.آنهاهم به منافع خودشان بیشتر از همه چیز توجه دارند.ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٦/٢١
٠
٠
عالی بود .... واقعا همینطوره....تشکر فراوان :))
maede
maede
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
چینی ها جنسای به درد نخورشونو میفرستن واسه ایران! :|
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
سپاس طنز تلخی بود!
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٢٢
٠
٠
خخخخخخ. ....خیلی باحال بود...متشکر
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨