کاش لحظه‌ای مال من بودی
حرف‌های یک دل سوخته

کاش لحظه‌ای مال من بودی

نویسنده : S_Alami

خورشید از لا‌به‌لای پنجره اتاقم دستش را به صورتم می‌رساند. قدری نوازشم می‌کند. چه لذت بخش، از خواب تکراری بیدار می‌شوم.آن رویا هم تمام شد. آخر میدانی همه رویاهایم تکراری‌اند. ولی عاشق تک تک آن‌هایم. چون نقش اول‌شان تویی.

جلوی آینه می‌ایستم، صورت خود را می‌بینم. با خود می‌گویم این آنی نیست که عاشق تو شد. راست می‌گویند برخی‌ها در اوج جوانی زود بزرگ می‌شوند.

تصویرت در آینه اتاقم می‌رقصد. دست می‌برم جلو برای نوازش صورت ماهت. اما حیف که خیالی بیش نیست.

تلفنم را برمی‌دارم، تصویر دستان مثال ابریشمت بر آن نقش بسته، می‌خواهم ببوسم‌شان. نزدیک که می‌آورم چیزی جز صورت خسته و نا امید خود را نمی‌بینم. از آن هم دل می‌کنم. سر میز صحبانه چشمانم را می‌بندم، شروع می‌کنم به کار همیشگی‌ام. ساختن رویا با یاد تو. می‌سازم و مبافم، نقش می‌زنم بر بوم سفید دلم چهره تو را. آری این تو هستی که جلوی چشمانم نشستی، این صورت مثال ماه معشوق من است. این قد رعنای هستی من است. این زلف درخشان جان من است. اما نا خداگاه صدای تکراری ساعت بیدار می‌کند مرا از رویای شیرین تو. محروم می‌کند مرا از عشق بازی با یادت.

می‌بینی دنیای من؟ این منم، من. منی که هر روز با یادت زندگی می‌کنم. منی که ثانیه‌هایم غرق رویای تو شده‌اند. منی که لحظه لحظه‌ام را صرف فکر کردن به تو می‌کنم. کاش لحظه‌ای مال من بودی. کاش ثانیه‌ای کنارم می‌نشستی. کاش اجازه می‌دادی فقط ثانیه‌ای نگاهت کنم. فقط ثانیه‌ای به چشمانت خیره شوم. فقط ثانیه‌ای عطر تو را استشمام کنم. می‌بینی نبودت با من چه کرده؟ از من آدمی پر از عقده ساخته. عقده داشتن تو...

اما افسوس که تو در فکر دیگری هستی. افسوس که چون من می‌سوزی در عشق، اما نه برای من، برای غریبه‌ای آشنا.

کاش لحظه‌ای مال من بودی...

شب و روزتان لیمویی

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
امضاش باحال بید!
S_Alami
S_Alami
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
ممنون :)
M_BARF
M_BARF
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
:|
M_BARF
M_BARF
٩٣/٠٦/١٨
٢
٠
کاش لحظه‌ای مال من بودی... ! و دیگر هیچ ! :(((
S_Alami
S_Alami
٩٣/٠٦/١٨
٠
١
فک کنم ارزوش با خودم میاد به جایگاه ابدیم :)
M_BARF
M_BARF
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
:| تو لیاقت بیشتر از اینارو داری ! شک نکن :))
banu_n
banu_n
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
پووووف كه چقد عصاب خورد كنه رويايي كه شايد هيچ وقت رنگ واقعيت نميگيره !! تلخه تلخ
S_Alami
S_Alami
٩٣/٠٦/١٩
٠
٠
:(
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
سلام:متشکرم
S_Alami
S_Alami
٩٣/٠٦/١٩
٠
٠
:)
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٦/١٩
٠
٠
سلام،بسیار زیبا بود...متشکرم..قلمتان مستدام.....
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/٠٦/١٩
٠
٠
خوبه باز یه عشقی داشتین که توش شکست بخورید.باور کنید از بی عشقی بهتره.:))) موفق باشید.
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٦/١٩
٠
٠
خیلی ممنون.....ولی فکر کنین که اون گوشی کثیفه هزار تا انگل داره اگه به صورتتون بخوره مشکلات پوستی به وجود میاره گفته باشمممم...!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

زیر باران خنده با چشمان گریان ساده بود

٩٥/١١/٢٥
تا آن روز چقدر فاصله داریم؟

در حکومت امام زمان

٩٥/١١/٢٥
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
از تو ممنونم

خدایی باش

٩٥/١١/٢٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
از عکس های پی در پی تا شاخ های اینستاگرامی

زندگی به سبک اینستاگرام

٩٥/١١/٢٥
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
تبلیغات
تبلیغات