كاش تصويرت نفس مي كشيد...
برای خاطر یک نفر

كاش تصويرت نفس مي كشيد...

نویسنده : فائزه اعتمادی راد

غروب دلگير امروز را با هزار ترفند به شب رساندم، به خيال اينكه شايد شب برسد و آرام بگيرم

اما نشد! بي فايده است انگار... عصر هاي بي تورا هر طور بگذرانم، باز سياهي شب بي حضورت دمار از روزگارم در مياورد. همه مي‌دانند وجود بعضي‌ها چقدر در زندگي‌مان لازم است!

بعضي ها چقدر در جان و دلت ريشه مي‌دوانند و شاخ و برگ يادشان از افكارت جنگل مي سازد! بعضي‌ها چقدر كم‌تر از هميشه سراغت را مي‌گيرند، وقتي خيالشان راحت مي شود كه دوستشان داري! بعضي ها چقدر عزيزند كه حاضري تمام لحظه هاي زندگيت را فداي يك لحظه شادي شان كني. بعضي ها...

همه مي‌دانند اين بعضي‌ها كه ميگويم تويي! تويي كه دمي خيالم از تصور بودنت خالي نمي شود؛ تويي كه بدرود را نگفته‌، دلم براي سلام دوباره‌ات تنگ مي شود. تويي كه يك لبخندت غبار غم را از دلم پاك مي‌كند... كاش مي‌شد صدايت را لمس كرد وقتي به حرفهايم ميخندي، كاش مي‌شد انگشتانت را بوسيد، وقتي نامم را بر صفحه مي‌نگاري‌، كاش مي‌شد هر لحظه به رويت لبخند زد، از همان لبخند‌هايي كه هر روز با ديدن تصويرت روي لبهايم نقش مي‌بندد، كاش مي شد بعد از روياهاي شيرين شبانه‌ام‌، صبح‌ها كه چشم مي‌گشايم باز تو مقابل ديدگانم باشي!

كاش مي‌شد آنقدر باشي كه به چشمانم مجال خيس شدن را ندهي... مي‌داني! با هر كدام از اين اي كاش‌ها كه مي‌گويم، يك آه از نهادم بلند مي‌شود... مي‌تواني باور كني!

هر روز دستهايت را كه در عكست پيداست در دست مي‌گيرم و باز بارها و بارها دلم براي بودنت تنگ مي‌شود و باز با خودم تكرار ميكنم، كاش تصويرت نفس مي‌كشيد...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
مبارکه به پای هم پیر شین (خخخ)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٢
٢
٠
خخخ به پای هم پیرشدنمان آرزوست ،آدما این روزا بیشتربه دست هم پیرمیشن تابه پای هم ؛)
اونیییییییی زهرام
اونیییییییی زهرام
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
كاش مي‌شد آنقدر باشي كه به چشمانم مجال خيس شدن را ندهي... هیییییییییی فائز ه جون میدونی معتاد به کی میگن خخخخخخ
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
آخی عزیزم میدونم میییدونم خخخخ
S_Alami
S_Alami
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
. . .
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
بله بعضی حرف ها از دایره لغات خارجند
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
بسیار زیبا
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
سپاس ازتوجهتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
سلام:امیدوارم که همیشه سلامت و خوشبخت باشیدوبقول خودتان باهم پیر بشوید نه به واسطۀ هم.ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
ان شالله همواره دل همه مون به داشتن دوست داشتنی هامون آروم باشه ممنون ازشما سلامت وشاد باشید :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
سلام: آمین متشکرم
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
این نیز بگذرد...
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
:)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
خیلییییییییی عالی بود....ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
ممنون که خوندی فرزانه جون :)
فائزه
فائزه
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
عجب!! :)))) خیلی خوشگل نوشته بودی فائزهههههههههه :)))))) ممنونم
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
خیلی خوشحالم که خوشت اومده فائززززه ؛)
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
نمی دونم چرا ولی حس تیتر و جملات آخر؛ حس درد دل با یک شهید بود!
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٢
١
٠
اینم یک نگاه وبرداشت زیبا /من به یادتو می نویسم،تو به نیت هرکه میخواهی بخوان...
S_Alami
S_Alami
٩٣/٠٦/١٣
٠
٠
چه قدر این جمله تو به هر نیتی که میخواهی بخوان آشناست برام
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
زیبا بود :) مرسی
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
خواهش میکنم ممنون
h_looshi
h_looshi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
جمله کاش تصویرت.... خیلی قشنگ بید!
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
ممنون عزیزم :-)
banu_n
banu_n
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
ميفهمم.... آدم هايي كه تا ميفهمن دوسشون داري, ديگه آدم نمي مونن بييييييييب هستن :) !! ... ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٣
٠
٠
اوهوم دقیقا همین که میگی :-)سپاس عزیزم
بریاتا
بریاتا
٩٣/٠٦/١٣
٠
٠
عزیزم فوق العاده بود. کاملا توصیف حال من
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٣
٠
٠
امیدوارم همیشه حالت خوب باشه ممنون
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
بح بح متشکرات فائزه جونی
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
مرسی دختر خاص ؛)
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات