حقی که خدا از آن نمی‌گذرد
بترسیم از حق‌الناس...‏

حقی که خدا از آن نمی‌گذرد

نویسنده : webeight_ir

حق الناس در اسلام خیلی اهمیت دارد. به اندازه‌ای اهمیت دارد که علی (علیه السلام) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: اگر از اول شب تا به صبح مرا برهنه روی خارها بکشانند، بهتر از این است که خدا را ملاقات کنم و یک حق الناس بر گردن من باشد. در دعای دیگری می‌فرمایند: اللهم انی اعوذ بک من نقاش الحساب؛ خدایا در روز قیامت راجع به حق الناس خیلی سخت می‌گیری. نقاش حساب، معنایش این است که اگر تیغی در دست شما رفته باشد و نتوانید با دست‌تان یا ناخن‌تان بگیرید، با منقاش می‌گیرید، یعنی این‌قدر دقیق است.

باز حضرت در نهج البلاغه می‌فرمایند: «به خدا قسم اگر جهان هستی را به من بدهند و بگویند که ظلم کن و یک پوست جو را از دهان مورچه‌ای بگیر، من نمی‌کنم». نه برای ریاست و نه برای مال دنیا و نه برای این‌که به نوایی برسد، حاضر نیست به یک مورچه ظلم کند و پوستی را که در دهان مورچه است، بی جا بگیرد. ‏

ان ربک لبالمرصاد؛ خدا در کمینگاه است. معنایش این است که در روز قیامت حساب و سئوال‌هایی است و اول مطلبی که می‌پرسند، از نماز است. دوم حساب و کتابی که می‌پرسند، حق الناس است. مال مردم خوری یا نه؟ تقلب و حقه بازی کردی یا نه؟ موجب شدی که گرانی کاذب پیدا شود یا نه؟ حق زنت را دادی یا نه؟ حق شوهرت را دادی یا نه؟ حق اولادت را دادی یا نه؟ حق پدر و مادرت را دادی یا نه؟ غیبت کردی یا نه؟ تهمت زدی با نه؟ شایعه پراکنی کردی یا نه؟ 

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: در مرحله اول ماموران خدا از تو سئوال می‌کنند. اما در مرحله دوم خدا در کمینگاه است و سوال و جواب مال خداست و قسم هم خورده که به عزت و جلالم سوگند از همه چیز ممکن است بگذرم اما از حق مردم نخواهم گذشت. ‏کسی که مال مردم را خورده و حق الناس به گردنش است، خوبی‌هایش را می‌دهند به مظلوم و او مثل آدم‌های ورشکسته می‌شود.

در آن دنیا، گناهان کسانی را که حقی بر گردنش دارند، به او می‌دهند. مسئله حق الناس خیلی مشکل است و متاسفانه همه ما گرفتاریم و باید مواظب باشیم. در روایات می‌خوانیم آن کسی که قطع رحم کرده و می‌توانسته به خواهرش برسد و نرسیده، کارش مشکل است. 

معنای صله رحم این نیست که بروی منزل خواهر فقیرت و هزار تومان کف دستش بگذاری و برگردی. نه؛ معنایش این است که اگر خانه ندارد و تو توان مالی داری، خانه برایش بخری، دعای کسی که قطع رحم کند مستجاب نمی‌شود، یعنی قطع رحم مانع بزرگی است. 

غیبت هم مانع بزرگی است و اصلا حق الناس مانع بزرگی است. تارک الصلوه هر چه بگوید خدا مثل کسی است که در یک اتاق در بسته که منفذ هم ندارد، داد بزند. معلوم است که هیچ کس نمی‌شنود.

ما خودمان را فریب می‌دهیم یعنی خودسرانه کار می‌کنیم و هر چه دل‌مان می‌خواهد انجام می‌دهیم. آقا به جای این‌که دختر برادرش را، پسر خواهرش را، خویش و قومش را که فقیر است کمک کند، جهازیه درست کند و دختر را شوهر بدهد و پسر را زن بدهد، مرتب مکه می‌رود. این‌ها هوی و هوس است، یعنی واجب را ترک کرده و مستحب را بجا آورده است.‏

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kafshdozak
kafshdozak
٩٣/٠٦/١٨
١
٠
عالی بوووووووووووووود.عالی...اولین پستی بود که به دلم نشست....واقعا ازتون ممنونم...خدا شاید ازحق خودش بگذره اما از حق الناس نه...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٦/١٨
١
١
سلام ... اينكه ظاهر مردم را ميبينيم و قضاوت ميكنيم چه تفاوتي با غيبت دارد
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٦/١٨
٢
٠
با تشکر از شما
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٦/١٨
١
٠
وای بر ما :(
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٦/١٨
٠
١
سلام ... چرا واي بر ما
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٦/١٨
٠
٣
سلام ... تفسير شما از صله رحم را قبول نميكنم //// غيبت هم اگر بد بود كه ... //// اينكه بجاي كمك به اطرافيان سفر ميرود هم جايي نداريم كه منفور شده باشد. و از كجا ميدانيد كسي كه حج ميرود كمك نميكند. چرا بعد منفي را در نظر ميگيريم و چرا نميگوييم اميد است كساني كه حج ميروند همانگونه دستي را هم بگيرند /// چرا چرا چرا
مهرناز
مهرناز
٩٣/٠٦/١٨
١
٠
واقعا ممنون.....بسی تامل برانگیز
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١٨
١
٠
سلام: درست میفرمائید.شنیده ام که خداوند از حق خودش میگذرد اما از حق مردم خیر.ممنون از مطلب عالی شما که دراین زمانه موضوعی قابل اعتناست.
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٦/٢٠
٠
٠
متشکر
PDrAM
PDrAM
٩٣/٠٦/١٩
٠
٠
سلام....بسیار مطلبمهمی بود...کاش چشم هایمان را بیشتر باز کنیم...
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٦/٢٠
١
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات