چرا در مجالس عزا گریه‌مان نمی‌گیرد؟

چرا در مجالس عزا گریه‌مان نمی‌گیرد؟

نویسنده : webeight_ir

چشم، مجرای اشک وابسته به قلب و باطن انسان است، نمی‌تواند نسبت به اتفاقات مختلف بی‌تفاوت باشد مگر کسی که منشأ این چشمه را خشک کند.

در این رابطه حدیث هم داریم پیامبر فرمود: مِنْ عَلاماتِ الشَّقاءِ؛ چهار چیز نشانه شقاوت و بدبختی است:

1- جُمُودَ العَیْنِ؛ خشکی چشم. 

2- وَ قَسْوَهُ القَلْبِ؛قساوت قلب.   

3-شِدَهُ الْحِرْصِ فِی طَلَبِ الدُّنیَا؛ حرص زدن و چسبیدن به دنیا.  

4-وَالإصرَارُ عَلَی ؛ گناه روی گناه. الذَّنبِ[ الکافی، ج 2، ص 29ظ ؛ وسائل الشیعه، ج 15، ص 337]؛ 

والّا هر انسان عاطفی به طور طبیعی در مسایلی که مصیبت گونه باشد متأثر می‌شود چه ببیند و چه بشنود.

همچنین امیرالمۆمنین علیٌّ علیه‏السلام فرمودند:

"ما جَفَّتِ الدُّموعُ إلاّ لقَسوةِ القلوبِ ، وما قَسَتِ القلوبُ إلاّ لِكَثْرةِ الذُّنوبِ".

"چشم‌ها نخشكید مگر بر اثر سخت‌دلى و دل‌ها سخت نشد مگر به سبب گناه زیاد".

 

چه عواملی باعث قساوت قلب انسان می‌شود؟

نحوه به وجود آمدن قساوت قلب بسیار ساده است. انسان از ابتدا که قساوت قلب ندارد. با دور شدن از معنویات و در دنیا فرو رفتن و به گناه آلوده شدن، قساوت قلب و زنگار دل نیز شروع می‌شود. روحی که از خدا نشأت گرفته و می‌تواند به جایی برسد که «به جز خدا نبیند»، حالا در دست یک انسان بیچاره دارد ذبح می‌شود و لحظه لحظه از موطن اصلی خود که همانا ملکوت باشد دور می‌گردد.

یک گناه، یک نقطه سیاه در قلب ایجاد کرده و تکرار برگناه، این نقطه را بزرگ‌تر می‌گرداند تا این که تمام قلب سیاه می‌شود. این قلب سیاه، محصول عمل چه کسی است غیر از خودمان. مطابق روایات، قساوت قلب، بدترین عقوبت برای بندگان است (میزان الحکمة، ح16995). پس اگر دچار آن شدیم باید فوراً در صدد رفع آن بر آییم.

قلب، همان روح است و این مشکلی که بر روح وارد آمده از ناحیه خود ماست. خداوند می فرماید: اعمالشان چون زنگاری بر دل‌هایشان نشسته است. (مطففین/14)

این آیه نشان می‌دهد که سبب قساوت و زنگار دل، اعمال خود انسان‌هاست.

 

مواردی که باعث قساوت و زنگار دل می‌شود

- دوستی شهوات: کسی که دلش با دوستی شهوات دنیایی باشد قلب او از یاد خدا محجوب می‌گردد. (میزان الحکمة، ح16985)

- کثرت کلام و زیاد سخن گفتن به غیر ذکر خدا قساوت قلب می‌آورد.

- آرزوهای بلند دنیایی: خداوند به حضرت موسی فرمود: ای موسی! آرزویت را در دنیا دراز مکن که قلبت سخت و انعطاف ناپذیر می‌شود. (میزان الحکمة، ح17000)

- خندیدن زیاد

- شنیدن لهو و لعب، چه در قالب موسیقی مناسب مجالس لهو و لعب و چه در قالب حرف‌های پراکنده دوستان ( البته باید توجه داشته باشیم که مراد از حرف‌های پراکنده، ‌ایی است که ثمره مفید دنیایی و اخروی نداشته و باعث غفلت انسان نیز می‌شود. این طور نیست که شاد بودن، موجب قساوت قلب شود. البته شادی باید هدایت شده باشد.)

 

اشکی که گناه زدا است

یک نوع اشک داریم به نام اشک معرفت، مثلاً گریه می‌کنم چرا امام حسین این قدر خوب بود و من این قدر بد هستم؟! چرا امام حسین این قدر صبور بود و من این قدر کم صبر هستم؟! چرا امام حسین مظهر نماز و ایثار بود و من در نماز این قدر سست و کاهل هستم؟!

قلب، همان روح است و این مشکلی که بر روح وارد آمده از ناحیه خود ماست. خداوند می فرماید: اعمالشان چون زنگاری بر دل هایشان نشسته است

بنابراین این نوع گریه، گریه معصیت زداست؛ یعنی چرا من بدم؟ چرا من گناه می کنم؟ چرا نور امام حسین در دل من نیست؟ چرا نور خدا در دل من نیست؟ این اشک هم اشک طبیعی است. این‌که گفته اند اشک بر اباعبدالله گناه را می‌برد معنایش این است، نه این‌که بیمه گناه است. این که شما گریه کنید بعد گناه کنید و بگویید این با آن پاک می‌شود، خیر چنین نیست.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
موفق باشید.
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
:(خدا همه رو به راهه راست هدایت کنه:)ممنون
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
باهمش موافقمممممممممم
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٨/١٨
١
٠
خیلی خوب بود این مطلب. خیلی خیلی خیلی...
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٣/٠٨/١٨
١
٠
چقدر برام جالب بود که دقیقا چیزایی که این روزا شده بود دغدغه من،یه مطلب باشه تو این سایت!!!!ولی خوندنش ی طرف وعمل کردنش ی طرف دیگه....!ممنون از مطلب خوبتون.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٨/١٨
٠
٠
واقعن هم :/
translator
translator
٩٣/٠٨/١٩
٠
٠
احسنتم تبارک الله عالی بود و مفید
Paeez
Paeez
٩٣/٠٨/٢٠
٠
٠
اشک معرفت !امیدوارم معرفتمون نسبت به وظایف خودمون و ائمه و جامعه روز به روز بیشتر و بهتر بشه و جامه ی عمل پوشیده شه..
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٨/٢١
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨