وقتی با عزرائیل رفیق شوی، غصه‌هایت کم می‌شود
پندهايي از مرحوم حاج محمد اسماعيل دولابی

وقتی با عزرائیل رفیق شوی، غصه‌هایت کم می‌شود

نویسنده : webeight_ir

اگر دقت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیا قابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می‌گذارد. پانزده توصیه حاج محمد اسماعیل دولابی (رحمة الله عليه) در خصوص زندگی مومنانه به ما کمک می‌کند تا بهتر و قشنگ‌تر زندگی کنیم!

1. هر وقت در زندگی‌ات گیري پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته یار است.

2. زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدي برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می‌شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

3. اگر غلام خانه‌زادي پس از سال‌ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزي غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمري روزي خدا را خوردن، جا ندارد براي روزي فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه‌ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه‌اي؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

5. موت را که بپذیري، همه غم و غصه‌ها می‌رود و بی اثر می‌شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوي، غصه‌هایت کم می‌شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می‌کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ي آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله براي مردن.

6.اگر دقت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیا قابل مشاهده است؛ مثل بد اخلاق که خود و دیگران را در فشار می‌گذارد.

7. تربت، دفع بلا می‌کند و همه تب‌ها و طوفان‌ها و زلزله‌ها با یک سر سوزن از آن آرام می‌شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهري بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

8. هر وقت غصه دار شدید، براي خودتان و براي همه مؤمنین و مؤمنات از زنده‌ها و مرده‌ها و آن‌هایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

9. تا می‌گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاري، تو ستّاري، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاري، خودت ستّاري، خودت رحما نی و… . کار محبت همین است.

10. با تکرار کردن کارهاي خوب، عادت حاصل می‌شود. بعد عادت به عبادت منجر می‌شود. عبادت هم معرفت ایجاد می‌کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می‌آید و نهایتا به ولایت منجر می‌شود.

11. خدا عبادت وعده بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزي سال‌هاي بعد را هم می‌خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده بعد زنده باشیم.

12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می‌گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راستی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می‌کردي، فی الواقع راست می‌گفتی و خدا خوب خدایی بود.

13. از هر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آن را به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ‌تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادي امن سر در می آوري. هر وقت خواستی از کسی یا چیزي تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدي رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه ي اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهاي عالم لا اله الا الله

14. دل‌هاي مؤمنين كه به هم وصل مي‌شود، آب كُر است. وقتي به علي عليه السّلام متّصل شد، به دريا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قليل است و در تماس با نجاست نجس مي‌شود، ولي آب كُر نه تنها نجس نمي‌شود، بلكه متنجس را هم پاك مي‌كند.

15. هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در «الا»، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزي باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه «الله» را بگو همه دلت را تصرف کند.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
korosh
korosh
٩٣/٠٦/٢٩
١
٠
بسیار عالی و اموزنده ! دم این اقاهه گرم چقد خوب نصیحت میکنه ؟ منکه نمیشناسمش کاشکی یخورده معرفیش میکردید
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٦/٣٠
٠
٠
ممنون از شما
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٦/٢٩
١
٠
ممنون از شما
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٦/٣٠
٠
٠
تشکر
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/٢٩
١
٠
وقتی می خوان یه قبرو بکنن که مرده رو از توش دربیارن بهش میگن افشای قبر؟ فانش قبر؟ چی چیِ قبر؟؟
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٣٠
١
٠
نبش قبر عزیزم
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/٣٠
١
٠
آررررره نبش قبر سپاس!
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٦/٣٠
٠
٠
تشکر
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٣/٠٦/٢٩
١
٠
:) ممنون
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٦/٣٠
٠
٠
شکراً
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٦/٢٩
١
٠
سلام ... قابل تامل است و غير اجرايي
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٦/٣٠
٠
٠
ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/٢٩
١
٠
سلام:خدا رحمتشان کند انسانی به تمام معنا متقی بود.ازشماهم سپاسگزارم
miss_khas
miss_khas
٩٣/٠٦/٢٩
١
٠
ممنون زیبا و اموزنده بود:)
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٦/٣٠
٠
٠
ممنونم
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٣٠
١
٠
ممنون از شما فقط من این سخن حضرت علی رو زیاد متوجه نشدم، یک ساعت دنیا را به همه ي آخرت نمی دهم...
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٦/٣٠
٠
٠
اول ممنون از شما که مطلب را خواندید و در جواب : به من میگویند تا یک ساعت دیگر بیشتر زنده نیستی . تو اون یک ساعت دل 50 نفر را به دست می آورم و زندگی میکنم. :)
admincheh
admincheh
٩٣/٠٦/٣٠
١
٠
خیلی خوب و آموزنده بود ! گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه‌ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه‌اي؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.:)ممنون از شما برا اشتراک گذاری
w_ebeight
w_ebeight
٩٣/٠٦/٣٠
٠
٠
ممنون از شما
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨