اندر حکایت ابن جیم، علم و ثروت
یادداشت طنز

اندر حکایت ابن جیم، علم و ثروت

نویسنده : Erfan_69

شیخ را گفتند: علم بهتر است یا ثروت؟

شیخ بیدرنگ شمشیر از میان بیرون آورد و مانند جومونگ مرید بخت برگشته را به سه پاره‌ی نامساوی تقسیم نمود و گفت: «سالهاست که هیچ خُلی بین دو راهی علم و ثروت گیر نمیکند.»

مریدان در حالیکه انگشت به دندان گرفته و لرزشی وجودشان را فرا گرفت گفتند یا شیخ ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم. شیخ گفت: در عنفوان جوانی مرا دوستی بود که با هم به مکتب میرفتیم، دوستم ترک تحصیل کرد من معلم مکتب شدم.

حالا او پورشه دارد و من پوشه! او اوراق مشارکت دارد و من اوراق امتحانی! او عینک آفتابی، من عینک ته استکانی! او بیمه زندگانی، من بیمه خدمات درمانی! او سکه و ارز، من سکته و قرض!

سخن شیخ چون بدینجا رسید مریدان نعره‌ای جانسوز برداشته و راهی کلاسهای آموزش اختلاس گشتندی!

و شد آنچه شد

 

کمیک: مجید مهجور

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admin
admin
٩٣/٠٦/١٢
١
٠
این جمله آخرش به نظرم ربطی به بقیه متن نداشت. حداقل معنی اش این نیست که اگر کسی ثروتی داره اختلاس کرده
Erfan_69
Erfan_69
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
اون که البته
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/١٢
١
٠
بچه بودیم هی مینوشتیم علم بهتر است! فلان است! بهمان است! چقدر ساده بودیم! با ثروت میشه علم بدست آورد اما با علم نه همیشه.
فائزه
فائزه
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
دقیقا!
maede
maede
٩٣/٠٦/١٣
٠
٠
ایول!
Erfan_69
Erfan_69
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
به نکته ظریفی اشاره کردی
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٦/١٢
٢
٠
بسیار جالب....ولی مگه هر کی ثروت داره اختلاس گره..!!؟؟...دوست عزیز با دلالی...واسطه گری... ساختمان سازی.....و ...احتکار و کلی راه دیگر هم هم می شه پول درآورد.....اصلا شما پو پول داشته باش ...به کود هم که بزنی واست پول میاره.....بقیه چیز ها هم مهم نیست.....
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١٤
٢
٠
یکی گل گاو زبون بیاره...خخخخ!
Erfan_69
Erfan_69
٩٣/٠٦/١٤
١
٠
اعصاب نداری ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
خوب بود...ولی......
Erfan_69
Erfan_69
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
ولی چی؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
سلام:خسته نباشید.
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
خخخخ....باحال بود....ممنون
Erfan_69
Erfan_69
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
خواهش میکنم.قابلی نداشت
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
عه منم ابن جیم نوشتم که ! دو حکایت در یه روز!
Erfan_69
Erfan_69
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
دل به دل راه داره
banu_n
banu_n
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
خخخخ! مرسي تك تك اوصاف متن رو ناخوداگاه تصور كردم! ممنون و موفق باشيد
Erfan_69
Erfan_69
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
خواهش میکنم
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
ممنون از دستتون!
Erfan_69
Erfan_69
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
:(
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨