زندگی در خدمت دوربین
یادداشتی در نقد سبک زندگی کج و کوله‌مان

زندگی در خدمت دوربین

نویسنده : شاهدخت

چندوقت پیش بود که خبر فوت همسر یکی از خوانندگان معروف پاپ در دنیای مجازی پخش شد و رسما شبکه‌های اجتماعی را تکان داد. علاوه بر اخباری که هر روز حول این قضیه در اینترنت پخش می‌شد، هر چند روز شاهد آپ شدن‌های مکرر صفحات این خواننده در شبکه‌های اجتماعی بودیم. نه حق قضاوت کردن داریم و نه قصد آن را، اما همواره این سئوال مقابل چشمان‌مان شکل می‌گرفت که چگونه کسی که در غم از دست دادن همسرش داغدار است، می‌تواند به فکر آپ کردن صفحاتش در شبکه‌های اجتماعی باشد؟ این فکر وقتی قوت گرفت که تصویری از مجری محبوب تلویزیون در اینستاگرامش پخش شد که در آن بالای بستر پدر بیمارش نشسته بود و با چهره‌ای غمگین و چشمانی اشکبار از خود عکس گرفته بود.

واقعیت این است که دوربین‌ها در دنیای امروز ما، اهمیتی بیش از آن چه باید، یافته‌اند. خیلی از ما بهترین و جالب‌ترین صحنه‌های زندگی‌مان را به جای این‌که با چشم‌های خود ببینیم، از پشت لنز دوربین دیده‌ایم. مسافرت که می‌رویم، به جای لذت بردن از مناظر اطراف، دائم در این فکریم که از محیط فیلم و عکس بگیریم. شاید عکس‌های با کیفیت و فوق العاده‌ای از مناظر جنگل‌های شمال گرفته باشیم، اما کمتر پیش آمده فارغ از دغدغه دوربین و عکس و ... فقط خواسته باشیم که در آن هوای پاک نفس بکشیم و زیبایی آن محیط را با تمام وجودمان احساس کنیم. در مراسم‌های مهمی مثل عروسی و تولد و ... این مسئله بیشتر احساس می‌شود. عروس و داماد با اعصابی خراب از اتفاقاتی که معمولا در پشت صحنه چنین مراسم‌هایی رخ می‌دهد، جلوی دوربین آتلیه لبخندهای تصنعی می‌زنند، چون عکس‌های‌شان باید خوب بیفتد! وارد تالار می‌شوند، راه می‌افتند و به همه خوشامد می‌گویند، نه به این خاطر که واقعا باید خوشامد بگویند، بلکه به خاطر دوربین! طوری که اگر ناگهان بر حسب حادثه دوربین فیلم نگرفته باشد، دوباره راه می‌افتند و از ابتدا به همه خوشامد می‌گویند! مسخره است ولی انگار تا دوربین واقعه‌ای را ثبت نکرده باشد، آن را جزء زندگی‌مان به حساب نمی‌آوریم !

 قدیم‌ترها که دوربین دیجیتالی در کار نبود تا هزاربار عکس بگیریم (به امید آن‌که در یکی‌شان قابل قبول بیفتیم)، یک عکس می‌گرفتیم و اگر خوش شانس بودیم رویمان می‌شد عکس را به کسی نشان دهیم. وگرنه یا در حال حرف زدن بودیم و دهان‌مان کج افتاده بود، یا روی‌مان سمت دیگری بود و یا ... اما با همه این‌ها آن عکس‌ها عزیزتر و خاطره انگیز ترند. شاید چون آن زمان‌ها این دوربین بود که در خدمت زندگی بود، نه زندگی در خدمت دوربین .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/١٣
١
٠
.................
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٦/١٣
١
٠
یعنی چی داداش..!!؟؟
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
محمد داداشم...یعنی نظری ندارم.......
maede
maede
٩٣/٠٦/١٣
٠
٠
در مورد خیلی از ژست های مصنوعی موافقم باهات ولی اینکه مثلن وقتی میریم مسافرت و جای دیدنی تند تند عکس میگیریم باعث نمیشه از لذت اون مناظر و اون لحظات استفاده نکنیم ضمن اینکه بعد از مسافرت و وقتی تموم میشه دیدن اون عکس و فیلما واسمون کلی لذت داره و باعث یه جور تداعی خاطره میشه این ثبت لحظه ها :) تو خانواده ما همیشه من این مسئولیت خطیر ثبت لحظه ها رو انجام میدم! :)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
مخصوصاً تو عروسی رو خیلی موافقم باهات. ....ممنون
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١٤
٢
٠
خخخخ یه واقعیت تلخ و خنده داره..! ممنون
neyosha
neyosha
٩٣/٠٦/١٤
١
٠
واقعا...:/ عروسي رو خوب اومدي.. يك واقعيت بود... !!!! تشكـــرات (:
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٦/١٤
٠
١
چقددددددددد بی احساس.....
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/١٤
٣
١
اگر منظورت از خطوط اول بنیامین بود باید بگم آپ کردن صفحاتش هیچ ربطی به اون موضوع نداره. این یعنی مخاطباش براش مهمن. اگر بیاد در صفحه ش آهنگ عروسی بذاره اون وقت می تونی ایراد بگیری (راستی من طرفدار این خواننده نیستم). درباره ی اون مجری ای که میگی و من نمیشناسمش، کاملا حق داری! کسی که به جای اینکه وقتی بالا سر بیمارش هست تمام فکر و ذکرش اون باشه میاد ژست عکس میگیره کلا مورد داره. درباره ی عروس و دوماد موافقم باهات خیلی تصنعیه و نمی دونم چرا کسی مقابله نمی کنه با این ادا اطوارا. در مورد سفر و منظره های بیرون، در کل من عاشق عکاسیم و برای من عکاسی باعث کاهش لذت از طبیعت نمیشه! بلکه لذتشو بیشتر هم می کنه. شاهدخت دمت گرم؛ در کل مطلبت به جا بود و حرف تازه داشت :) . :دی
سلما
سلما
٩٣/٠٦/١٤
٢
٠
واقعيت تلخيه ....هميشه همسر ميگه اين همه عكس ميگيريم كي فرصت ميكنيم بشينيم اينارو ببينيم :|
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١٤
٢
٠
سلام:متأسفانه درحال حاضر ریاکاری در ردیف اول است.کسی که داغدارو گریان است چطور همزمان در فکر گرفتن عکس واینترنت و .... است.ممنون
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
تشکــــــــــ:ــ/ــــر
Niva
Niva
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
اتفاقا به نظرم بعضی جاها عکس و فیلم خیلی خوبه ولی اینکه تظاهر باشه و مصنوعی خوب نیست...خیلی هاش یادگاری میمونه... ممنون
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
همیشه به معنای واقعی از عکسای آتلیه ای بی روح و مصنوعی متنفر بودم. تازگی ها هم لذت دیدن لحظه با چشم رو از دست دادیم..
alireza_kh
alireza_kh
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
این یعنی زندگی در لحضه . . .
عارف
عارف
٩٣/١٠/٠٧
٠
٠
اصلا یکی از اصول عکاسی البته مناظر انسان ساخت و تاریخی، عکاسی بدون دوربینه!!!!!! یعنی این که بدون دوربین بری و زوایا و همه چیزای مهم رو بررسی کنی و بعد دوربین رو دربیاری و عکس بگیری! جالب بود بانو...
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات