آرامش آبی
دلنوشته

آرامش آبی

نویسنده : ZAHRA_R

تمام دغدغه‌هايم، تمامي دلتنگي‌هايم و تمامي سكوت‌هاي خاموشم‌، تمامي اين‌ها آخرش به تو ختم مي‌شود. تويي كه با خنده از كنار تمامي دغدغه‌هايم گذشتي، تويي كه با نبودنت دلتنگي‌هايم را بيشتر كردي، تويي كه با فريادهايت مرا به سكوتي تلخ فراخواندي.

شايد باني تمامي اين‌ها تو باشي، شايد با رفتنت مرا به حال خودم رها كني ولي من مي‌مانم. تا ته سكوت‌هايم، تا ته دغدغه‌هايم و تا ته تمامي دلتنگي‌هايم...

تا تهِ ته اين جاده خواهم رفت؛ آخر مي‌داني من هم خدايي دارم و مي‌دانم خدايم دستش را به سمتم گرفته و مرا به آرامشي آبي فرا مي‌خواند.

و من يقين دارم پايان اين آرامش جز خوبي هيچ نيست، جز آسمان آبي و دريايي آرام، آرامش، آرامش و آرامش.

در پساپس اين عشق الهي رويايي آرام نهفته است.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
هییعیییییییییی..زیبا بود...
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٦/١٦
٠
٠
ممنونم...
e_najm
e_najm
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
قشنگ بود:)
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٦/١٦
٠
٠
ممنونم...
banu_n
banu_n
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
ممنون متن زيبايي بود
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٦/١٦
٠
٠
ممنون که خوندی.......
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
سلام:بسیار زیبا بود...قلمتان مستدام..!
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٦/١٦
٠
٠
ممنونم نظر لطفتون هس..........
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
زیبا بود....متشکر
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٦/١٦
٠
٠
خواهش میکنم.....
maede
maede
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
خدایا آرامش آبی رو نصیبمون کن :)
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٦/١٦
٠
٠
امین.......
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
وری نایس !مغسی
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٦/١٦
٠
٠
وری سپاس گزارم.......
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
در پساپس اين عشق الهي رويايي آرام نهفته است...ممنون :)
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٦/١٧
٠
٠
خواهش میکنم......
neyosha
neyosha
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
آرامش، آرامش و آرامش... قشنگ بــــود..تشكـــرات(:
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٦/١٦
٠
٠
خواهش میشود......
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
سلام:خداوند همیشه حافظتان باد.زیبا بود.متشکرم
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٦/١٦
٠
٠
خواهش میکنم......
f_mohtaji
f_mohtaji
٩٣/٠٦/١٨
٠
٠
ارامش ابی همراه همیشگیت باشه عزیزم خیلی قشنگ بود.
m_sepehri
m_sepehri
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
قشنگناک بود:)
ZAHRA_R
ZAHRA_R
٩٣/٠٧/٠٦
٠
٠
ممنون عزیزم....نظر لطفته
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات