Notice: Memcache::pconnect(): Server localhost (tcp 11211) failed with: Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42

Warning: Memcache::pconnect(): Can't connect to localhost:11211, Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 72

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 75

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 95

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 98

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 33

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 36

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 49

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 52

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 65

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 68

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 36

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 39

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 45

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 48
جیم - نترسید؛ فقر از لباس دیگران به شما سرایت نمی‌کند! www.jeem.ir
نترسید؛ فقر از لباس دیگران به شما سرایت نمی‌کند!

نترسید؛ فقر از لباس دیگران به شما سرایت نمی‌کند!

نویسنده : webeight_ir

رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله طبق معمول در مجلس خود نشسته بود. ياران‏ گرداگرد حضرتش حلقه زده او را مانند نگين انگشتر در ميان گرفته بودند. در اين‏ بين يكى از مسلمانان-كه مرد فقير ژنده پوشى بود-از در رسيد و طبق سنت‏ اسلامى-كه هركس در هر مقامى هست، همين كه وارد مجلسى مى‏شود بايد ببيند هر كجا جاى خالى هست همان جا بنشيند و يك نقطه مخصوص را به عنوان اينكه شأن‏ من چنين اقتضا مى‏كند در نظر نگيرد- آن مرد به اطراف متوجه شد، در نقطه‏اى‏ جايى خالى يافت، رفت و آنجا نشست.

از قضا پهلوى مرد متعين و ثروتمندى قرار گرفت. مرد ثروتمند جامه‏هاى خود را جمع كرد و خودش را به كنارى كشيد. رسول‏ اكرم كه مراقب رفتار او بود به او رو كرد و گفت: «ترسيدى كه چيزى از فقر او به تو بچسبد؟!». -نه يا رسول اللَّه!. -ترسيدى كه چيزى از ثروت تو به او سرايت كند؟. -نه يا رسول اللَّه!. -ترسيدى كه جامه هايت كثيف و آلوده شود؟. -نه يا رسول اللَّه!

-پس چرا پهلو تهى كردى و خودت را به كنارى كشيدى؟

-اعتراف مى‏كنم كه اشتباهى مرتكب شدم و خطا كردم.اكنون به جبران اين خطا و به كفارهء اين گناه حاضرم نيمى از دارايى خودم را به اين برادر مسلمان خود كه‏ درباره‏اش مرتكب اشتباهى شدم ببخشم.

مرد ژنده پوش: «ولى من حاضر نيستم بپذيرم.»

جمعيت: چرا؟

- چون مى‏ترسم روزى مرا هم غرور بگيرد و با يك برادر مسلمان خود آن‌چنان‏ رفتارى بكنم كه امروز اين شخص با من كرد.

======================

اصول كافى‏، جلد 2، باب فضل فقراء المسلمين

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_y
ali_y
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
سلام . جالب بود ... چه می کنه این غرور!!!!!!!!!!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
جالب بود..ممنون
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
واقعااااااجاللببببببببببببببببببببب بودددددددددددددددددد
m_mehravard
m_mehravard
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
+++
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
جالب بود.. این داستانهای کوتاهِ عبرت اموز متاسفانه فراموش شدند از ذهن ها... وگرنه چراغِ راه هستند برای تکامل و آسمانی شدن.
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/١٠
١
٠
تامل بر انگیز:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٩/١١
١
٠
واقعـــــــــــن هم.... باشد که عبرت بگیریمو بگیرند... دست شما مرسی...پندآموز بود (^_^)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/١١
١
٠
سلام: همین دیروز یک شعر درهمین رابطه بنام فخر ملوکانه گفتم که منتشر خواهد شد.واقعا این سری مسائل که متأسفانه زیاد هم شده انسان را عذاب میدهد.متشکرم دلم از غصــــه و اندوهِ غریبــــانه گرفت // چونکه نابودشده عشـقِ صمیمانه گرفت // شــدنمک،پول ،بـه زخمِ دلِ مَردم ای داد // ازتجمّل،دلــم از فخــــــرِ ملوکانــه گرفت //
پربازدیدتریـــن ها
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
آیا مشکی نماد افسردگی است؟

روانشناسی رنگ چادر

٩٦/٠٧/٢٧
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
یک مسیر تکراری

قدم زدن / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٦
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
نه می زنند، نه می روند!

کارِ بیخ‌دار

٩٦/٠٧/٢٧
به یادت لبخند می زنم

غروب پاییز

٩٦/٠٧/٢٧
تبلیغات