درد دوست
نه تمام می‌شوند نه خوب...

درد دوست

نویسنده : rbm

در زندگی یک سری دردها هستند که نه تمام می‌شوند نه خوب!

فقط یک دوست می‌تواند این دردها را تسکین بدهد. اما بعضی وقت‌ها همان دوستان خودشان یک درد به دردهایت اضافه می‌کنند. ولی خوبی آن درد این است که باعث می‌شود دیگر درد جدید به دردهایت اضافه نشود؛ چون با تجربه شدی!

==========

پ.ن: به قلم دوست خوبم برسام

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٠
١
٠
از دوست به یادگار دردی دارم / کان درد به صد هزار درمان ندهم.....ممنون از شما و دوست گرامی
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
زیبا بود
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/١٠
١
٠
خط اولو خوندم یاد صادق هدایت افتادم! طفلک خیلی درد داشته
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
خیلی خوب بود،ممنون
banu_n
banu_n
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
تشکر فراوان ...:)
maede
maede
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
آره دیگه رفیق کم پیدا میشه!
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١١
٢
٠
گاهی موقعا دوستت یه کاری میکنه که دلت بدجوری واسه دشمنت تنگ میشه....
h_looshi
h_looshi
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
ابن درد ها از نسلی به نسل بعد منتقل میشوند! مثل قانون پایستگی!
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
کهه با این درد اگر در بند در ماند در ماند
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
سلام:انشاءا... که هیچکس دردی نداشته باشد ودر عوض دوستان خوبی داشته باشند.متشکرم
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
سلام.:درد چیست..!!؟؟؟ داریم اصلا... آیا....کی.../ کجا.../ چگونه...؟!!!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات