لطفا کِرم نریزید!
درباره رفتارهای سادیسم گونه که در روزمره دچارشان می‌شویم!

لطفا کِرم نریزید!

نویسنده : سحر نیکو عقیده

سادیسم عبارت است از علاقه به آزار دادن دیگران به صورت جسمی و روانی، طوری که این آزار رساندن موجب لذت و آرامش فرد آزار رسان شود. این افراد از تحقیر و تمسخر و آزار افراد به خصوص در حضور دیگران لذت زیادی می‌برند و گاهی رفتارهای پرخاشگرانه یا جنایتکارانه از خود بروز می‌دهند!

اشتباه نکنید، در این گزارش قرار نیست که به دنبال یک بیمار زنجیری در پستوی یک تیمارستان بگردم و با او مصاحبه کنم. می‌خواهم از کِرم‌هایی بگویم که در وجود همه ما وول می‌خورند. حتی شما دوست عزیز! از خرده سادیسمی که در مقادیر سطحی در وجود خود داریم و این را نمی‌توانیم کت‌مان کنیم که گاهی از کرم ریختن به دوست و خواهر و برادرمان لذت برده و کلی حالش را برده‌ایم.

 

|| نوستالوژی‌های سادیسمی

لذت بخش‌ترین خاطرات بسیاری از ما را شوخی از نوع آزار و اذیت دوست و آشنا تشکیل می‌دهند. خاطراتی که با تعریف کردن و تجدید کردن‌شان کلی لذت می‌بریم، می‌خندیم و دور هم دل‌مان شاد می‌شود.

وقتی نوستالوژی‌های کارتونی و سینمایی بسیاری از ما را یک عده شخصیت سادیسمی تشکیل داده باشند، بهتر از این هم نمی‌شود انتظار داشت. از تام و جری که همیشه خدا به جان هم می‌افتادند گرفته تا قاتل اره مویی در فیلم اره که از شرح سادیسمی بودنش عاجزم و خیلی از ما با لذت تمام به تماشای له و لورده شدن آدم‌ها در این فیلم می‌نشستیم. شاید بذر این کرم‌ها را همین شخصیت‌ها در وجودمان افشاندند.

 

|| سادیسم کده مجازی

کافی است واژه سادیسم را در گوگل سرچ کنید تا با صفحه‌های زیادی من باب آزار رساندن به دیگران مواجه شوید. «پنجاه روش کرم ریختن»، «توصیه‌هایی برای سادیسمی شدن»، «سادیسم کده» و... از این قبیل صفحه‌هایی که چه بسا افراد زیادی تلاشی ستودنی داشتند برای ارائه روش‌هایی ناب برای کرم ریختن. این‌ها مغزهای در نرفته‌ای هستند که خلاقیت از آن‌ها شره می‌کند.

در این جست‌وجو مقادیر زیادی هم ترول پیدا کردم که ساخت دست همین بشر مذکور است. دیدن چندتایی از آن‌ها خالی از لطف نیست.

 

|| دوقلوهای افسانه‌ای وارد می‌شوند

فاطمه و فائزه، دوقلوهای سایت جیم که با وجود آتش سوزاندن و از در و دیوار تخته بالا رفتن، خواهران بسیار مودب و باشخصیت و با نزاکتی هستند مورد مصاحبه گزارش من قرار می‌گیرند.

بعد از چند بوق صدای پر انرژی فائزه را از پشت تلفن می‌شنوم. فاطمه هم آن طرف‌تر دارد دو تا از بچه‌های فامیل را نگه می‌دارند. بچه‌هایی که از سر و صداها معلوم است دارند چه آتشی می‌سوزانند. سخن را این‌گونه آغاز می‌کند «به نام خدا من فائزه، بیست سال دارم و در رشته دندان پزشکی مشغول به تحصیلم و خواهرم فاطمه در رشته پزشکی» این دو قلوها به گفته خودشان هوای یکدیگر را حسابی دارند و بیشتر با دست به یکی کردن، اطرافیان را مورد عنایت قرار می‌دهند. 

از او می‌خواهم که خاطره‌ای از آتش سوزاندن‌هایش تعریف کند. یک بار یک موش پلاستیکی را به جان دبیر بخت برگشته ریاضی انداختیم، اما خب ما با علم به جنبه بالای دبیرمان این کار را انجام دادیم و بعد خودش هم کلی خندید. یا مثلا یکی از دبیرهای‌مان خیلی بر روی گوشی آوردن سر کلاس حساس بود. یک روز ما یک ماشین حساب را برداشتیم و سعی کردیم به قول معروف، مشکوک بزنیم تا دبیرمان شک کند. دبیر از همه جا بی‌خبرمان هم که می‌خواست در یک حرکت انتحاری مچ ما را بگیرد، زود آمد جلو و گفت گوشی را بده به من! ما هم مدام می‌گفتیم غلط کردیم، ما را ببخشید و از این حرف‌ها. دست آخر ماشین حساب را به او دادیم. خیلی جا خورد و و کلاس کلا منفجر شد.

فائزه که حسابی در خاطرات غرق شده است، همچنان ادامه می‌دهد: دبیر شیمی ما که می‌دانست من و فاطمه شعر می‌گوییم از ما خواست برای درس شیمی شعری بگوییم و سرکلاس برای بچه‌ها بخوانیم. طبیعتا انتظار داشت که شعری بسراییم با مضمونِ آه اتم، ای عنصرهای جدول تناوبی و... اما ما یک شعر کاملا طنز در باب کلاس و دبیر شیمی سرودیم و با اعتماد به نفس کامل رفتیم بالای سن و همراه با آهنگ خواندیم. دبیرمان نه تنها ناراحت نشده بود، بلکه از خنده رو به موت بود. بچه‌ها هم ما را تشویق می‌کردند.

می‌پرسم بین این همه شیطنت تا به حال موردی وجود داشته که به خاطرش عذاب وجدان بگیرید و پشیمان بشوید؟ کمی فکر می‌کند و با همفکری فاطمه می‌گوید: «یک روز خانم همسایه دختر کوچکش را به خانه ما آورده بود. با فاطمه یک نقشه شوم کشیدیم. او برایش داستان ترسناک در مورد روح و جن تعریف کرد و من هم یک چادر مشکی روی سرم انداختم و هووو هووو کنان وارد شدم. بیشتر از آن حدی که انتظار داشتیم ترسید. صدای فاطمه می‌آید که می‌گوید: برای همین این تنها موردی بود که بابت آن عذاب وجدان گرفتیم.

بعد از تجدید خاطرات و کلی خنده، از رعایت حد و حدود این شوخی‌ها می‌گوید. این‌که اول باید جنبه طرف مقابل و شرایط را درنظر گرفت. احترام طرف مقابل ذره‌ای نباید زیر سوال برود و شوخی نباید جنبه تمسخر داشته باشد. 

 

یک روانشناس پاسخ می‌دهد

چگونه سادیسمی نشویم؟

خانم شادی شایان، روانشناس و کارشناس ارشد روانشناسی بالینی از پیچیده بودن واژه سادیسم می‌گوید: «در بعضی افراد خشم‌های پنهانی وجود دارد که گاهی با رفتارهای پرخاشگرایانه به دیگر آزاری منجر می‌شود که به این عمل سادیسم می‌گویند. اما اگر این قضیه را بخواهیم سطحی تعریف کنیم، یعنی رفتارهایی که همه در روزمره دچارش می‌شویم، در این صورت شاید در این تعریف نگنجد و شاید اصلا اسمش را نتوانیم سادیسم بگذاریم.»

+ علت این رفتارهایی که به قول خودتان همه در روزمره دچارش می‌شویم را چه می‌دانید؟

- علت‌های زیادی می‌تواند داشته باشد. مثلا می‌تواند به 5 سال اول زندگی که نقش و تاثیر به سزایی در شکل گیری شخصیت فرد دارد، مربوط باشد. کودکی که زورش به قوی‌تر از خودش نمی‌رسد و در یک محیط نامناسب باید از پدر و مادر و اطرافیان زور بشنود، تحقیر شود و آزار ببیند در آینده ناخوداگاه دوست دارد این عقده‌ها را بر سر دیگران خالی کند. یا مثلا می‌تواند بر اثر یک عامل رفتارگرایانه باشد. تقلید از شخصیت‌های فیلم‌ها و کارتون‌ها و...

+ تبعات دیگر آزاری برای فرد آزار رسان چیست؟ 

شخص آزار رسان اگر این موضوع را پی‌گیری نکند، دچار اختلال شخصیتی شده و به یک فرد ضد اجتماعی تبدیل شده و از جامعه طرد می‌شود. این انزوا برای او تبعات بدتری را هم به دنبال خواهد داشت.

+ چه راهکارهایی را برای افرادی که دیگرآزاری در آن‌ها شدت گرفته و طبیعی نیست پیشنهاد می‌کنید؟

با مراجعه به روانشناس باید منشا این لذت در آن‌ها ریشه‌یابی شود و درمان آن با روان درمانی طولانی مدت امکان پذیر است.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٠٨
٠
٠
خخخخخ.....خاطرات دوقلو ها خیلی باحال بود....ممنون از گزارش خوبتون
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
ممنون از وقتی که گذاشتین :)
همتا
همتا
٩٣/٠٦/٠٨
٢
٠
خخخخ خخخخ خخخخ خخخخ خخخخ من صوبتی ندارم خخخخخ
h_looshi
h_looshi
٩٣/٠٦/٠٨
١
٠
همتا الان غیر مستقیم بهت گفتن سادیسمی هااااااااااااا
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
:خخخخخخ
Niva
Niva
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
:))))))))
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
منو نزن منو نزن منو نزن :دی من بی گناهم :دیییییییییییییی
par!sa
par!sa
٩٣/٠٦/٠٨
١
٠
شما باعث افتخار منین :|
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
:دی
h_looshi
h_looshi
٩٣/٠٦/٠٨
٣
٠
الان شاهدخت و همتا رو تو بخش مربوط به سادیسم قرار دادین دیگه؟؟؟؟؟؟؟
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/٠٨
٠
٠
با اون مصاحبه با روانشناس دوقلوها رو با دیوار یکی کرد رفت :|
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
خخخخخخخخخ موافقم!!!
همتا
همتا
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
عاقا قبول نیست با من بعنوان یک نفری که میدونه کجا شوخی کنه وشوخی درست بکنه مصاحبه شده! من تکذیب میکنم :دی
looshi
looshi
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
تیتر چیز دیگه ای میگه همتا!!!!!! مطلب منتشر شده.....تو دیگه نمیتونی سرنوشتو تغییر بدی خخخخخخخخخ
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
خب منم کاملا باهات موافقم همتا... شما سادیسمتون در حد متعادله :دی بقیه هم همینطور .فرااااااااااااااااااااااااااااار
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٨
١
٠
اصلا لذتش قابل وصف نیست...یه شیرینی خاصی داره:دی
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
خییییییلی خییییییییییلی زیاد باهات موافقم :)
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/٠٨
٠
٠
بله...فک همه ما ایرانیا در این زمینه بسیار فعال هستیم....بسیار
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
اصلا رکورد داریم در این زمینه :/
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/٠٨
٠
٠
سلام:آزار دیگران به هر شکلی خوب نیست.ممنون
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
در یک حد نرمال که شوخی باشه و اسمش نشه ازار دادن گذاشت خوبه :) ممنون از نظرتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/٠٩
١
٠
سلام:منهم گفتم آزار.شوخی که ایراد ندارد.ممنون
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٦/٠٨
٠
٠
خخخخخخخخخ من طفلک همیشه مورد ظلم این همتا قرار می گیرم....اون پشت تلفن گل می گفت گل می شنید من همزمان دو تا نی نی رو بغل می کردم خخخخخخخخخ ولی خیلی باحال بود ممنوووووووون :)))
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
خخخخ آره...خداییش گونا داشتی :دی خیلی خیلی ممنون از شما دوقلوی افسانه ای :)
m_arefi
m_arefi
٩٣/٠٦/٠٨
٠
٠
گزارش کامل و جامعی بود.دستتون درد نکنه.:)
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
خواهش می کنم :)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
اون سنجابه رو یادمه! آخر مغذش از تو چشش در ماید :|||||||| | اون ترول ها هم خیلی باحال بودن :دییییییییی | در کل گزارش جالبی بود :)) تشکر فراوان
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
یکی از کارتون های مورد علاقهی من بود اصن :))))) خواهش می کنم و ممنون بابت وقتی که گذاشتین :)
ali007
ali007
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
لذتی که در آزار و اذیت دیگران هست غیر قابله وصفه اصن!!!!!!خخخخخخخخخخخخ
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخ
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
ممنون از گزارش جالبتون! (:
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
خواهش میشه :)
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/٠٩
١
٠
متعاقبا تشکر میشه!خخ
Niva
Niva
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
دست و پنجتون درد نکنه.... ذات بعضی ها رو نشون دادین :دی از الان دیگه میدونیم با چه کسایی طرفیم خخخخخخخخخ
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
خخخخخخ من میخواستم چهره ی واقعی این دوتا رو بشه :دییییییی البته این فقط یک شوخی بود و ابدا این وصله ها به این دوتا خواهر خوب و دوست داشتنی نمی چسبه :/
s_a
s_a
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
من اگه جای دوقلوها بودم تو رو زنده نمیذاشتم سحر!!!!!!!! :/ در این حد!!!!!!!!!!!! (یه کم دیگه جَو بدم شاید دوقلوها ی بلایی سرت آوردن خخخ) ولی گاهی سادیسمی بازی کیف میده خووووو..... :دی جالب بود ممنون :)
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
خوب شد با تو مصاحبه نکردم داینا :)))))))))))))))) وگرنه الان مفقودالاثر شده بودم :دی
banu_n
banu_n
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
اصن آزار اذيت خوب نيس ! اما....... اعتراف ميكنم خوش ميگذره :(
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
اصن یک حالی میده....یک حالی میده....
باران
باران
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
ممنون بابت گزارشت
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
خواهش می کنم
سید علی
سید علی
٩٣/٠٦/٠٩
٠
٠
خیلی کیف میده.مخصوصا قلقلک دادن:))))من خودمم قلقلکی هستم.
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
اون که اصلا جز تفریحاتِ سالمِ من محسوب میشه :دی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
سحر شاید باورت نشه..ولی ی خواستگار همتا رو با این گزارش پروندی..:دی...ولی سادیسمی متعادل بودن خوبه ها...:دی...مرسی از گزارشت..:)
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟ باورم نمیشه!!!!!!!!!!!!! دخدر به این خانومی و ماهی...اصلا از هر انگشتش یک هنر میباره... اینا همش محض شوخی بود...خواستگاری که با این چیزا پرونده میشه بهتره پرونده بشه همون اول :| چی گفتم اصن :دی
Paeez
Paeez
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
گاهی می باید سادیسم بازی دربیاری اصلــن :D؛شخص آزار رسان اگر این موضوع را پی‌گیری نکند، دچار اختلال شخصیتی شده و به یک فرد ضد اجتماعی تبدیل شده و از جامعه طرد می‌شود:|باید سری به کنتاکت گوشیم بزنم:|
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤