وقتی انصاف بر باد می رود
هر سال بیشتر روی اجاره بکشید!

وقتی انصاف بر باد می رود

نویسنده : arwen

هر روز از این طرف و آن طرف میشنویم که ایها الجوانان ازدواج کنید. بشتابید که سنت پیغمبر است. بشتابید که کشور را فساد برداشته و فساد از تجرد جوانان است و ای جوانان بیایید و  بر جمعیت کشور بیافزایید. ما که نان و آب و برکات کشورمان به راه است، بیایید و فرزند آوری کنید. اصولا در کتابهای دبستان تا دبیرستان به ما گفته شده که آدمی سه نیاز اصلی دارد خوراک، پوشاک و مسکن.

خوشبختانه در حال حاضر همه چیز برای ملت ما فراهم است. خوراک که داریم شیر و لبنیات کافی با روغن پالم... نان و گوشتی که قیمتش به قیمت بنزین بند است و پوشاکی که مبلغش سر بر آسمان می‌گذارد. به طوری که حتی اگر کم توقع هم باشید، برای یک مانتوی ناقابل دست کم هفتاد هشتاد هزار تومان باید پرداخت کنید. خب این دو تا از نیازها. برسیم به نیاز سوم یعنی مسکن، مشکلی که همه‌ی ما با آن درگیر هستیم. و بدین سان تصمیم گرفتم در چند یادداشت بعدی به فاجعه‌ای بنام مسکن بپردازم.

از زمانی که دو موجود به نام صاحب‌خانه و مستأجر بوجود آمدند بحث مسکن شکل گرفت. صاحبخانه ها آن دسته افرادی بودند که زمینی داشته و احیانا در آن خانه‌ای ساخته بودند و مستاجرین افرادی که از خود زمینی نداشتند و چون دیگر چادر نشینی از مد افتاده بود مجبور به اجاره کردن خانه بر روی زمین دیگران شده بودند. آن زمان مرسوم بود که مستاجر سهمی از محصول زمین را به صاحبخانه میداد اما گذشت زمان باز هم تغییر ایجاد کرد. و به دهه شصت رسید و ما متولد شدیم.  زمانی که مردمان کشور ما در یک سطح زندگی بودند فقیر و غنی در یک رده و یک دل و یک رنگ بودند. غم دیگران را غم خود میدانستند و شادی‌شان را با دیگران تقسیم می‌کردند. در همین روزها بودند کسانی که هم وطنان آواره خود را به رایگان در خانه‌هایشان پناه میدادند یا افرادی که در اجاره دادن خانه‌ی خود شرایط زمان و افراد را در نظر میگرفتند و برای چند لحطه خودشان را جای مستاجرشان قرار میدادند تا مبادا قیمت اجاره به مسلمانی فشار آورد.

زمان تغییر کرد و انسان هم با آن! بیست و چند سال بعد در عصر آپارتمان و آپارتمان نشینی و همانطور که انسانها تغییر میکردند روابط نیز عوض میشد و حالا ما به تعریف جدیدی از واژه مستاجر رسیده ایم که تقریبا در همه جا بر قرار است.

مستاجر: موجودی است بی نوا که در عین گرسنگی مسئولیت تمام مشکلات صاحبخانه، افزایش شهریه‌ی پسر او، هزینه جهیزیه دختر و هزینه سفر خارجه‌ی همسر او را تا افزایش قیمت گوشت و مرغ و کمبود تخم مرغ و عسل صبحانه‌ی خانواده و... را بر عهده دارد. چرا که با هر افزایش این اقلام، قیمتی هم بر اجاره‌ی خانه‌اش افزوده می‌گردد که  تا مبادا به  صاحبخانه‌ی گرام لطمه‌ای بخورد.

به طور قطع افزایش هولناک قیمت اجاره مسکن اگر نه به دست دولت به انتخاب و اختیار صاحبخانه هاست. کافی است شما دو اتاق کوچک در یک نقطه‌ی مرکزی همین شهر مشهد داشته باشید تا دست کم ماهی یکی  دو میلیون اجاره بگیرید. بدون زحمت بدون نگرانی. اما همین دو اتاق گاهی از بزرگترین مشکلات خانواده‌ها و زوج‌های جوان در کشور ماست. در این وضعیت اقتصادی که قیمت مواد غذایی و پوشاک هر روز افزایش مییابد اجاره مسکن هر سال بیشتر از سال قبل سر به آسمان می‌کشد. قیمت اجاره با هشتصد یا نهصد هزار تومان در یک خانه‌ی شصت هفتاد متری شروع می‌شود؛ تازه اگر چندین میلیون پول پیش را نادیده بگیریم که معمولا بالای دوازده میلیون تومان است.

عزیز مومنی از دوستان مادر گرام ناراحت بود که خانه‌ی هفتاد متری خود را متری دو میلیون اجاره داده و کسی از ایشان سوال نکرد که خانم عزیز به خانه‌ی شما چه چیز اضافه شده که اجاره‌اش را این طور تعیین کرده اید؟ و اصلا آیا انصاف شما را با قیمت تعیین شده‌ی بنگاهی محل می‌سنجند. زمانی که پرسیدم اگر این اجاره را پسر خودتان بخواهد بدهد خندید و گفت: من برای پسرم خانه ساخته‌ام. یا بدتر از آن: «نمی‌توانند اجاره کنند برن چادر نشینی» به همین سادگی!

و به او گفتم: «امثال شما حق ندارند از انحراف و افزایش طلاق و بالا رفتن سن ازدواج حرفی بزنند. شما که دم از اسلام و ساده زیستی میزنید دیگر چرا؟!»

پرسید: چطور؟

گفتم :یک زن و شوهر ( البته به جز آقا پسر شما که پدرش از پول اجاره خانه برایش خانه خریده)،  باید تقریبا تمام روز را کار کنند تا تنها خرج اجاره خانه‌ای را که هیچ قانون و سقفی برای تعیین و محدود کردن آن نیست بدهند و بعد باید دید که این خانواده با چند هزار تومان باقیمانده از حقوق خود چطور خرج لباس و غذا و مدرسه‌ی دختر کوچیکه و دانشگاه پسر بزرگه را می‌دهند و هزینه‌ی پوشک و شیر فرزندی که به فرمان افزایش جمعیت آورده‌اند را از کجا می‌آورند. خیلی از آنها حقوق ماهانه‌شان را یکجا به حساب صاحبخانه می‌ریزند و کسی اهمیتی نمیدهد که زمانی که صاحبخانه‌ی گرامی سر سال و طبق قانونی که معلوم نیست از کجا آمده مبلغی را روی اجاره می‌کشد تا خرج عوض کردن دکور خانه‌اش کند در فکر مادر و پدر این خانواده چه می‌گذرد و زندگی خود و فرزندانشان را با چه سختی می‌گذرانند.

شما که هر هفته در خانه‌تان روضه دارید به این فکر کرده‌اید که پیامبر فرمودند: «از ما نیست کسی که شب سیر بخوابد در حالی که همسایه‌اش گرسنه است» و باز فرمود که «از هر طرف تا چهل خانه همسایه است؟» آیا میدانید چهار تا خشتی که روی هم گذاشته‌اید و به مردم اجاره میدهید چه بر سر مستاجرین می‌آورد؟ بگذارید بگویم:

این فرد عملا نمیتواند چیزی به زندگی‌اش اضافه کند. پس انداز کردن هر روز برایش سخت‌تر میشود. همان زمانی که سطح زندگی شما بالا و بالاتر میرود مستاجرتان ممکن است در میان قرض دست و پا بزند و محکم‌تر از قبل به زیر خط فقر برود. همان زمانی که شما مدل ماشین عوض میکنید آن دیگری به این  فکر می‌کند که با پول یارانه چقدر گوشت بخرد که بتواند با بقیه‌ی آن کفش نویی هم برای پسر کوچکش بگیرد.

البته همه‌ی صاحبخانه‌ها به این اندازه بی‌انصاف نیستند. بیشتر آنها قیمت خانه‌شان را بر اساس قیمت عرف (یعنی آنچه در جامعه ایجاد شده) تایین میکنند و خب عرف میگوید که سالیانه باید به روی اجاره کشید. شما میتوانید با پنج میلیون پول پیش و ماهی نهصد هزار تومان زیر زمینی هفتاد متری را در آزاد شهر اجاره کنید. یا دو میلیون روی اجاره بگذارید و خانه‌ای را با دو اتاق خواب در ابتدای بلوار وکیل آباد بگیرید. کافی است سری به بنگاه‌ها بزنید.

آنچه در بالا خواندید گوشه ای از مشاهدات من از میان دوستان و آشنایانی بود که هر کدام از ما را شامل میشود.

گوشه ی کوچکی از مشکلاتی که اگر دو نفر جوان بخواهند تشکیل خانواده دهند با آن روبرو هستند. پذیرش مسئولیت اولین قدم در ایجاد یک زندگی است و  اگر در جامعه‌ای سن ازدواج بالا میرود یا جامعه‌ای در دنیا به غمگین بودن و افسردگی محکوم می‌شود، شاید یک دلیل آن این باشد که زمانی را که باید به جوانی بگذرانند یا با همسر خود به تفریحاتی بپردازند که شیرینی یک زندگی مشترک است؛ در شیفت دوم کاری خود برای پاس کردن چک بدهی ها هستند.

و ناگفته پیداست که این در کنار هم نبودن‌ها و این با هم شادمانی نداشتن‌ها قدم اول در سرد شدن یک زندگی خانوادگی است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
من در این مورد حرف نزنم بهتره
arwen
arwen
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
منم نمیخواستم بزنم اما بعضی وقتها ادم یه چیزهایی رو به چشم میبینه که مجبور میشه بنویسه
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
یعنی خیلییییییییی موافقم باهاتون......واقعا هیچ قانون و سقفی برای تعیین اجاره ها نیست....ممنون
ناشناس
ناشناس
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
قانون باید وجدان ما باشد که متاسفانه در جامعه ی ما خیلی ها آن را ندارند.صاحبخانه ی خود من دو ماه قبل وقتی میخواست روی اجاره بکشه و همسرم مخالفت کردند گفت آقا قیمت همه چیز رفته بالا شما الان نون رو دو برابر پارسال میخری خونه که جای خودشه....و من موندم که کجای خونشو ما دو نفر گاز زدیم.
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
متاسفم براشون:(
arwen
arwen
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
تشکر
ناشناس
ناشناس
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
حق کاملا با شماست.خود من هم همین مسئله را دارم.همسرم دوازده ساعت در روز کار میکند تافقط خرج اجاره خانه را بدهد و من هم کار میکنم تا خرج مخارج خانه را تامین کنم.دولت چه فکری کرده که گفته خانمها نباید کار کنند؟ اگر کار نکنم عملا در همه چیز میمانیم.باور کنید خانمهای ما عاشق کار بیرون نیستند بله ما هم دوست داریم خانه بمانیم و به زندگی و همسرمان برسیم اما اگر دولت لطف کند کمی از پول های اختلاسی همین چند سال را به دست ملت برساند شاید چنین امکانی باشد . وقتی ایشون خونه هست من سر کارم و قتی ایشون سر کار من خونه ام عملا هم رو نمیبینیم.بچه هم که اصلا حرفش رو نزنید.ما الان دو نفره تو خرج خودمون موندیم.تفریح هم عملا نداریم چون اگر به روز جمعه هم بخوریم اونقدر کار شستشوی لباس و منزل روی سرم ریخته که فکر بیرون رفتن را نکنم خیلی هنر کنیم سری به والدینمان بزنیم. ضمن اینکه شوهر من در هتل کار میکنند یعنی عملا تعطیلات عید و فوت و جمعه ندارند ژس اصولا شاید در هفته چند ساعت بیشتر هم را نبینیم که اون هم یا خسته ایم یا درگیر کارهای شخصی....همین رو بگم که از ازدواجم پشیمونم نه به این خاطر که شوهرم رو دوست ندارم .عزیزترین فرد در کنار منه اما به این دلیل که این ازدواج باعث شد هیچ کدام ما جوانی نکنیم.
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
:(
arwen
arwen
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
خب این چیزی که شما گفتید از مواردی که من دیدم ترسناک تره.متاسفم که این مورد فقط در دیده های من نیست
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
مسکن مهر هم که کلا کسی صحبتشو نکنه
ناشناس
ناشناس
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
مسکن مهررررر قانون مسکن مهر هم مثل همه ی کارهای دولت قبلی فکر نکرده و از سر شکم سیری بوده از سه ماه شش تا هشت میلیون باید بریزید شاید صاحبخانه ی دوست نویسنده مطلب بتونه این کارو بکنه اما ما همه پولمون سیزده میلیون بود که پیش خونس.بااین شرایط مالی هم. به زور پس انداز کنیم اخه کسی که برای زندگی اولیش سرمایه نداره چطور باید از دو سه ماه یکبار همچین پولی یده
arwen
arwen
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
مسکن مهر! دوست عزیزم مسکن مهر یه طرح چند سالس چند سال بعدبه دست صاحباش میرسه.البته در مطلب بعدی حتما سراغ اون هم خواهم رفت جزو پروِزه هاس البته من با کاربر ناشناس گرامی هم تقریبا موافقم
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
منظورم فکر کنم برعکس برداشت شد :دی من درباره ی مسکن مهر اصلا حرفی ندارم!
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
یه چیزی بگم؟ وقتی آدم این شرایط رو می بینه، می بینه که اطرافیانش تو جوونی تو همچین مشکلاتی دارن غرق میشن دیگه اصلا رغبتی به ازدواج پیدا نمی کنه. صحبت های شما کاملا منطقی هست.
arwen
arwen
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
خیلی هستند که این مشکلات رو دارن متاسفانه ما اونقدر درگیر خودمون هستیم که مشکلات دیگران رو نمیبینیم.
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
آرون عزیز یادداشت نهایتا باید 600 کلمه باشه؛ با حذف یک بخشی از نوشته شما؛ تازه اندازه یادداشتت شد 1250 کلمه؛ کوتاه بنویس برادر! کوتاه
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
فکر کنم ایشون خانمن.
arwen
arwen
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
سلام آقای نادری من چیزی درباره محدودیت اندازه ندیدیم اما چشم انجام میشه ضمنا خواهر حساب کنید لطفا
arwen
arwen
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
مشکل اینه که کار من طولانی نویسیه یه کم برای کوتاه نویسی باید تلاش کنم اما چشم
admin
admin
٩٣/٠٦/١٣
٠
٠
ممنونم؛ عذرخواهم که در اشتباه شد در مورد خواهر یا برادر :) /// یادداشت های شما بسیار خوب و از سطح بالایی برخوردار هستند. برای اطلاع بیشتر به این لینک مراجعه کنید: http://jeem.ir/talk.php?mnCount=2
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
خخخخ فک نکیکردم اقای مذیر هم اهل سوتی دادن باشن!
somayeh.nejati
somayeh.nejati
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
ممنون ازتون
h_looshi
h_looshi
٩٣/٠٦/١٢
١
٠
اگه از من نظر بخان متن شما رو متن منتخب امروز معرفی میکنم.... تلخ و واقعی...
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
منم همینطور
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٣
٠
٠
منم هم
banu_n
banu_n
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
خداوندا به همه ي بندگانت پول هاي فراوان عطا كن .... البته حلال باشه هااا !! ههيييييييي....:(((
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/٠٦/١٣
٠
٠
اگه دردم یکی میبود چه میبود
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
ممنون از قلمت عزیزم هیچی نمیتونم بگم فقط اللهم عجل لولیک الفرج...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
سلام:امیدوارم که همه صاحب خانه بشوندودر کلبۀ خود به خوشی زندگی کنند.متشکرم
f_mohtaji
f_mohtaji
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
وقتی صحبت از درد جووناست واقعا هیچی نمیشه گفت.....
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠