عجیجم ، می‌شه فارسی صوبت کنی؟
نگاهی به ادبیات فانتزی که این روزها بر سر زبان خیلی‌ها ویراژ می‌دهد

عجیجم ، می‌شه فارسی صوبت کنی؟

نویسنده : f_tasnim

این‌که کی پا به عرصه ناخودآگاه زبان‌مان گذاشت را هیچ‌کس نفهمید. خیلی آرام آمد و نشست بر سر زبان‌مان و بعد هم که فهمیدیم چه بر سرمان آمده، عادت شده بود و ترک کردنش می‌شد موجب مرض! اشتباه نکنید این چند خط درباره یک اتفاق محیر العقول و ترسناکی مثل مواد مخدر و قرص اکس و این‌ها نیست. دارم در مورد زبان فارسی تازه ساخته شده‌ای صحبت می‌کنم که این روزها کمتر کسی دچار موج فراگیرش نشده است و خیلی کم پیدا می‌شود کسی که کلمات مختلف را با طرز تلفظ‌های عجیب و غریب نگوید. طوری که طرف مقابلش برای چند دقیقه برود در آمپاس و یا در مواردی باعث محو شدن کاملش در افق شود. ولی دقیق‌تر که بخواهیم نگاه کنیم می‌فهمیم دیگر این روزها از زبان اصیل فارسی و معیاری که چند سال پیش بر سر زبان‌های‌مان بود خبری نیست و جایش را به افعال و کلمات من درآوری داده که خودمان هم نمی‌دانیم دقیقا از چه ریشه‌ای گرفته شده است.

 

افعال خاص، ریشه‌های خاص!

شاید یکی از متداول‌ترین کلماتی که این روزها استفاده از آن شدیدا متداول شده باشد این «عجیجم، عجقم»‌های کج و معوج است که معلوم هم نیست آغازش از کجا بوده و پایانش در کجا خواهد بود. حتی فعل‌هایی که با ساختاری متفاوت ساخته شده که ریشه هیچ‌کدامشان در زبان فارسی مشخص نیست ولی به صورت کاملا اپیدمی بین مردم و علی الخصوص جوان‌ها رشد پیدا کرده است. فعل‌هایی مثل درسیدن، زنگیدن (از مصدر زنگ زدن)، دوستیدن (از مصدر دوست داشتن) و ... 

 

عاقا اصن یه وعضی...

با ورود شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌های مختلف شاید، این موج به بالاترین حد خودش رسید. طوری که خیلی از کلمات پا را از متفاوت بودن لفظ هم فراتر گذاشتند و به تغییر نوع نوشتار هم رسیدند. آوردن «ع» به جای «الف» (مثلا کلمه عاقا به جای آقا)، برهم ریختن نظم حروف‌های مختلف زبان فارسی (مثلا به جای نصف می‌نویسند نفص و یا به جای وضع می‌گویند وعض : |) و جایگزاری حروف مختلف هم آوا و برهم ریختن اصل کلمه، اضافه کردن حروف اضافی به کلمات (مثل اضافه کردن «ع» به کلمه خیلی و ساختن کلمه «خعلی») و خیلی واژه‌ها و ساخت‌هایی که با کمی دقت به کلمات می‌توانیم پیدای‌شان کنیم.

 

یک لذت من در آوردی به قیمت فنا کردن زبان مادری 

موضوع را با چند نفر از استفاده کنندگان این ادبیات جدید در میان می‌گذارم. از همه‌شان می‌خواهم چند کلمه که خودشان به صورت خیلی خودجوش ساخته‌اند را نام ببرند و دلیل ساختش را هم ذکر کنند.

فهیمه، ریحانه ، فاطمه و محدثه کسانی هستند که خودشان با یک نوع زبان خاص من در آوردی صحبت می‌کنند و اگر با کلمات‌شان آشنا نباشی از حرف‌های‌شان هیچی نخواهی فهمید.

فهیمه کمی فکر می‌کند و چند تا مثالی که به ذهنش آمده را تند می‌گوید: «مثلا ما به جای جواب می‌گوییم جباب. به جای گوزن می‌گوییم گبزن و به جای برای می‌گوییم «بارا» . خنده‌ام می‌گیرد و می‌پرسم ساخت این کلمات چطور به ذهن‌تان رسید؟ که هر چهارتای‌شان ساکت می‌شوند و می‌گویند: نمی‌دونیم!

فاطمه بعد از کمی سکوت می‌گوید: شاید باید این‌طور جواب بدهم که ساخت‌شان یک اشتباه ساده نگارشی بوده و بس! یعنی یکی‌مان بعد از اشتباه نوشتن حرف «و» به جای «ب» از نوع نگارش جباب به جای جواب خوشش آمده و بعد هم تصمیم گرفتیم که همیشه از آن استفاده کنیم.

بعد از این‌که چند تا از کلمات این زبان جدید التاسیس‌شان می‌گویند و یک دل سیر با تک تک‌شان می‌خندم، ساکت می‌شوم و جدی  می‌پرسم: خودتان به این فکر کرده‌اید که این‌طور نوشتن و حرف زدن چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟

ریحانه بی‌مقدمه و سریع می‌گوید: «نتیجه‌اش می‌شود ناقص کردن زبان فارسی! این چیزیست که خودمان هم می‌دانیم و بعضی وقت‌ها که آتش این تنور ِ کلمات خود ساخته خیلی بالا می‌رود به همدیگر تذکر می‌دهیم که زبان فارسی را فنا کردیم رفت... ولی واقعیت این است که این‌طور صحبت کردن فقط در حد نگارش است و خیلی کم به صحبت کردن می‌رسد، نه بیشتر! اما در هرحال خودمان هم می‌دانیم که همین هم نباید باشد...

 

آینده‌ای که خط خطی شد

محدثه هم از خاطره‌ای درباره همین زبان جدید ساختگی می‌گوید، خاطره‌ای که گرچه باعث خنده همه می‌شود اما بغض را دوباره برایش به همراه می‌آورد: «رفته بودم برای استخدام یک شرکت انیمیشن‌سازی. یک برگه گذاشتند جلویم و گفتند رزومه بنویس و طنز هم بنویس! بعدش هم چندتا سوال بی‌ربط آورده بودند .مثلا یکی از آن سوال‌ها این بود: «اگه برق بره دستتو می‌کنی تو دماغت یا بلند میشی میری دنبال شمع و ...» خب چون گفته بودند طنز من هم تحت تاثیر همین عجیجم عجقم‌های این ادبیات مسخره، نوشتم : «استخفورولا من عصن ازین کارا بلت نیسدم ک... شمم نمیرم ردش برق خودش میاد» عینا همین کلمات و خب چون سوال اول نبود فکر هم نمی‌کردم جدی‌اش بگیرند. مدیر آن‌جا برگه را که گرفت یکم نگاه کرد و بعد هم نه گذاشت و نه برداشت گفت: چن کلاس سوات دالی عمو؟ من هم اول فکر کردم شوخی می‌کند، گفتم: «مهد کودک میرم عمویی...» گفت: «هنوز شعورت نمی‌رسه استغفرالله رو این‌جوری نباید بنویسی؟» بعد هم گفت «اول دوره اکابر رو بگذرون بعد بیا این‌جا» این شاید تلخ‌ترین خاطره من از استفاده از این ادبیات ساخته خودمان باشد، هر چند که هنوز هم استفاده از آن را دوست دارم. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
گزالشت خعلی خوب بود عجیجم خخخخخ اون خاطره آخری هم که عاااالی بود.ممنون :)
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
مثلا اینو نوشتم که تو نیایی بگی گزالش و عجیجم:| :دی خواهش میکنم:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/٠٥
١
٠
ملسی عجقم برا خندشه خخخ همشم تا آخر نخوندم نالاحت نشی خخخخ
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
١
٠
نالاحت میشم اما ناراحت نه:)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/٠٥
٧
١
راستش از این نوع صحبت هیچ خوشم نمیاد. هیچ وقت هم اینجوری صحبت نکردم و نمی کنم. مشهدی چرا زیاد صحبت کردم، ولی اینجور صحبت و یا حتی نگارش رو در سطح خیلی پایینی می دونم.
neyosha
neyosha
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
اوا چرا عجقم ؟ خوبه كه... قشنگ ميشه عسيسم :خخخخخ
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
کار خوبی میکنی:) زنبور باادب جیمی اصن شوما:))
amin20
amin20
٩٣/٠٦/٠٥
١
١
من اصلا اینطوری صحبت نمیکنم اینام مال دختراس !!! من که پسر ندیدم اینطوری حرف بزنه !!
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
حالا به این شدت نه، ولی پسرا هم بضی وقتا کم نمیگن از این حرفا
Z_M
Z_M
٩٣/٠٦/٠٦
١
٠
اون پسرای ابرو قشنگ مو بلند دماغ عملی ارایش کرده که جای خواهر ادم می مونن اونا اینجوری حرف می زنن
looshi
looshi
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
از عجیجمو و اینا که نه ولی از کلمه خعلی و عاره زیاد استفاده میکردم ولی الان تحت تاثیرم استفاده نمیکنم
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
تحت تاثیرتان مستدام:)
neyosha
neyosha
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
تشكـــــرات عجيجم.. گزارش خوبي بود عسيسم :دي
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
بابا کامنت این گزارشو با زبون سالم بنویسید آدم دلش خوش باشه به تاثیر گذاریش:دی خواهشات
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
منم خوشم نمیاد از این جور حرف زدن....
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
کار خوبی میکنید:)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
نکنین خب...الآن دوستم متنی با این نوشته برام فرستاده " عوجومه گولی روجمه موولوکو پیگل میلی مونو … "..:|....ینی مترجم هم نمیتونه ترجمش کنه....فردوسی بدبخ که سی سال پارسی رو زنده داشت...الآن داره ویبره نوکیآ میره..:|...مرسی تنسیم جان..:)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
من که تونستم ترجمش کنم در حالی که بعضی هاش مندر آوردی بود........:+
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
ویبره نوکیا:)))) این چی بود ؟؟؟ از خودش بپرس بیا اینجا ترجمشو بگو:دی
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
تسنیم:| تنسیم چیه آخه؟:|
ghazale
ghazale
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
مهم ترینش بنظر من فرار از روزمرگی هاس ! خسته میشم خوب همش مثه آدم صوبت کنم :))
par!sa
par!sa
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
تا حالا صوبت کردی آیا اینجوری ک میگی؟ خخخ
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
راست میگه چچچچچچچچچچچ
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
منم دقیقا همچین فکری میکنم، البته یکم لوس بازی هم هس:)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
موافقم
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
من دوست دارم بامزس......ولی در حد عجیجم و عسیسم و اینا و گرنه به دوستم یک بار گفتم این طوری؟ اون هم گفت آره الوچ..........خخخخخ دیگه دستمو قلم کردم تا الوچ نشم ولی عروس بشم.....خخخخخ
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
الوچ:))) چارتا کلمه دیگه هم مث همین الوچ بسازن و به ملت بگن عمرا کسی اینجوری حرف بزنه:دی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
خیلی خوبه ولی خوب این فردوسی حتما عمرش قد نداده و گرنه اینا رو تو زبان فارسی مینوشت خودم وصیت نامه اش رو خوندم.........به من وصیت کرده بود دخترم اینا رو رواج بده.......دی:
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
چ رسالت سنگینی داری واقعا شما...:))
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
آره واقعا.....خخخخ
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
خیلی خوب بود عسیسم این جوری ب بچه هامون یاد میدیم ک مثل ما نباشن عجیم میشه فالسی صوبت نکنیم؟
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
برای بچه های ما فکر کنم دیگه زبونی نمیمونه ک بخوایم یادش بدیم:|
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
نه دیگه کتاب فارسی اول دبستانم هست از اون موقع بهش نشون میدم......بعد دیگه خودش یاد بگیره آره عسیسم........
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
اما هیچکی ننه رو مسخره نمیکنه.......همه میگن :ننه ننه جون......و این مهمه..........عسیسم....چون همه به من میگن ننه !!!! من ک مشکلی ندالم.....
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
:)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
من که اصلا این جوری صحبت نمی کنم .... خوشمم نمیاد .... ممنون از گزارش خوبتون
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
کار خوبی میکنید:) خواهشات
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
خخخخ نمیدونم چی بگم من خودم به شخصه از کلاماتی مانند عجیجم وعچقم وآله و... حالم بهم میخوره ولی اون خعلی و عاقا و اینا گاهیموقعا لازمه تا به طرف مقابل عمق فاجعه رو برسونی!خخخخ ممنون
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
اون عاقا دقیقا کجاها عمق مطلب رو میرسونه؟:))
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
واسه بعضیا که اهل خالی بندن هستن میگن عاقا منو میگی..! من زیاد ازاین لفظ در این مورد استفاده نمیکنم
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
صحیح:))
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٦/٠٦
٢
٠
تا حالا کسی با من اینجوری صحبت نکرده.........شده من تو صحبت هام تا متن ها واسه کسی از کلمات در حال انقراض و فراموش شده ی فارسی استفاده کنم.....حتی اگر مجبور باشم بعدش واسه طرف معنی شو بگم.....ولی اینکه کسی من رو بشناسه و اینطوری صحبت کنه..... به نظرم سرمنشا این جور کلمات همین فضای مجازی هست که طرف به علت سرعت زیاد هر چی که تو گفتارش تلفظ می کنه همون رو تایپ می کنه....یا احساسش رو می خواد قاطی نوشته هاش کنه...بعد هم بقیه هم از اون استفاده می کنند.....مثلا...کلمه ی نع...به جای نه...به خاطر نشان دادن شدت آن.......ولی توجه کنید زمانی بین نوشتار وگفتار تفاوتی نداشت تو ایران....مثلا خواهر را همان خواهر تلفظ می کردن....تا رسید به دوره ی قاجار.....شاه و اطرافیان قاجار که اکثرا از مسکرات استفاده می کردند بعضی کلمات را اشتباه تلفظ می کردند...کسی هم جرئت نمی کرد چیزی بگه.....بعدش کسانی که بین دربار و مردم رفت و آمد داشتند ادای آنهارا در می آوردند واسه خنده....و کم کم این واژگان جایگزین شد واز تهران به سایر بلاد مهاجرت کرد......اصلا چرا راه دور بریم.....همین نطنز برره.....چه قدر واژه ی جدید و بی معنی رو وارد ایران کرد....تا چند سال حتی پولش را دست بچه ها می شد ببینی...یا دعواهایی که به دعوای برره معروف بود.....الان طوری شده که زبان اصیل ایرانی را باید در افغانستان یا پاکستان یا دیگر کشور ها پیدا کنیم....لهجه ها که دیگر کفن پوسانده اند....آری این است باقی مانده ی میراث 2500ساله ی آریایی که به نطنزی از دست می رود......بیایید درست صحبت کنیم.....
Z_M
Z_M
٩٣/٠٦/٠٦
١
٠
درسته اما گاهی تو پیامک ها جهت کوتاه شدن پیام به علت کمبود شارژ ادم مجبور به استفاده از بعضی کلمات می شه مثلا خواهش خاهش و... اما خوب اره حق با شماست تو حرف زدن دیگه خیلی زیاده رویه
مهسـآ
مهسـآ
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
این خاطره اخریه اکشمو در اورد.............طلفکککککککک دلم شوخت...............تشکرات فراوان
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
از خنده یا از ناراحتی؟ من خودم از خنده اشکم درومد :)
محدثه ام :-)))
محدثه ام :-)))
٩٣/٠٦/٠٦
١
١
سلوم.. عصن جملامتو عبض نکنیا.. همونالو نبشتی که.. خو من خلاجت می تشم :))))) فاطمه جان خوب بود دمت گرم خط بالارو هم واسه خنده نوشتم وگرنه من که عصن اینجولی حلف نمیزنم و نمی نبیسم
سهره
سهره
٩٣/٠٦/٠٦
١
١
خخخ
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
١
روت میشه به عنوان مجرم بیای زیر این پست کامنت هم بذاری تو؟:))))
محدثه ام همچنان :))))
محدثه ام همچنان :))))
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
بله که روم میشه.. من عصنم اومدم بگم ماها بیماریم... باعس درمان بشیم.. خدایی اش دیگه در این حدم نیستم ها.. خودت میدونی گاهی اینجوری ادا در میارم وگرنه تنم کهیر میزنه کسی اینجوری حرف بزنه چه برسه به اینکه خودمم حرف بزنم....
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٨
٠
٠
آره آره فقط بضیییی وقتاا:))
admincheh
admincheh
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
من خودم اصلا این مدل حرف حرف نمی زدم کمال دوستان همنشین در جیم اثر کرده هی میگم باوشه :| کاملن ؛اصلن جوری که حس می کنم نوشتارش این طوریه اصلا:|
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
والا هیشکی حرف نمیزد، جیم و سایر محیط های اینترنت دست در دست هم دادن شد این:|
سهره
سهره
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
خخخخخ خاطه ی آخری جالب بود
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٨
٠
٠
:)
نگارا
نگارا
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
تو حرف زدن عادی خیلی لووسه اینجور حرف زدن اما خب تو اس ام اس و ایناها واقعا سخته بنویسه آدم اصلا فلان...می خوای به زبون ساده بگی اصن خیلی راحتر معنی رو میرسونه!! ولی خب مثه(مثله) همیشه خیلی دیر به یاد یه موضوعا و یه چیزای اتباه که میاد تو فرهنگمون میوفتیم..
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٨
٠
٠
قبول دارم که توی پیامک اینا سخته ولی الان از پیامک هم فراتر رفته
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
آخه چرا باور نمیکنین؟؟؟؟؟؟کمال هم نشین در من اثر کرده!!!!!بله......
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٨
٠
٠
باور میکنیم، همه کمال هم نشین درشون اثر کرده اصن:)
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
هععععععععععی................
b_chatrokh
b_chatrokh
٩٣/٠٦/٠٨
٠
٠
ميگما هويجوري الكي زبونمون داره به فناااااااااااااا ميره . هيچكسي و هيچ كشوري اينقدررر روي زبانشون تعصب ندازه كه ما داريم نه؟؟؟ خخخ
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٨
٠
٠
فک نکنم خخخ
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٦/٠٨
٠
٠
آره آره فقط بضضضضی وقتا:))
neyosha
neyosha
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
تولدت مبارك:))))))))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥