رونده خسته
حکایت اتوبوس سواری من

رونده خسته

نویسنده : mahnaz_ai

خنکای باد گرمی که از لابه‌لای درختان بلوار وکیل آباد روی صورتم نفوذ می‌کند و موهایی که هیچ وقت غرق در این باد مطبوع شهریور ماه نمی‌شود!

صدای موتور اتوبوس وقتی با قیژ دلخراشی روی دنده سه، نفسی تازه می‌کند. باد گرم و تند که صورتم را می‌سوزاند. روی آخرین صندلی، انتهایی‌ترین قسمت اتوبوس به سمفونی تکراری اتوبوس گوش می‌دهم. که هر از گاهی که با ایستادن‌ها و اوج گرفتن‌های بی‌وقفه‌اش، ریتمی دلخراش به سالنی خالی از مسافران بی‌حواس می‌دهد.

فرازهای این اپرای غم بار در مسیر، با صدای همهمه مسافران تازه نفس جان می‌گیرد و انگشت‌هایی که به حرمت اجرای تکرار وارش روی شیشه‌های دود گرفته نقش زندگی را مشق می‌کنند! نقشی از جنس پاک بودن! و چرخ‌هایی که زیر شلاق سیاه‌ترین عمودی ممکن، دور باطل می‌زنند و دل داغ شده‌اش از این همه سنگینی ذوب می‌شود و در آخرین ایستگاه برای هر مسافر، ته مانده سیگارهای کهنه‌اش را دود می‌کند.

نگاه‌هایی که زیر هجوم سراب خنکای چشمه، روی این عمودی سیاه دود می‌شوند.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٣/٠٦/١٠
١
١
شاید بشه برای این سبک نوشتن اسم انتخاب کرد !نگاه اتوبوسی مثلن !نیکولا هم یک نگاه اتوبوسی داشته به این جریان ،دیشب خوندم:)http://nikolaa.blogfa.com/post/674
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
مرسی دوستم اما لینکی که دادی هیچی نبود،خوشحال میشم مطلبشو بخونم:)
admincheh
admincheh
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
http://nikolaa.blogfa.com/post/674
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠٦/١٣
٠
٠
جالب بود مرسی دوستم :)
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/١٠
١
٠
چی بگم والا....زیبا بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/١٠
١
٠
سلام:سپاسگزارم
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
خواهش میکنم :)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/١٠
١
٠
سلام جذاب بود....ممنون از مطلبتون
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
مرسی دوستم
Niva
Niva
٩٣/٠٦/١٠
١
٠
جالب بود... با این اوصاف اتوبوس سواری خیلی خوش میگذره .. انگار سوار ترن هوایی شدی :)) ممنون
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠٦/١٠
٠
٠
اره مخصوصا اگه از اون رده خارجاش باشه:))
bablack313
bablack313
٩٣/٠٦/١٠
٢
٠
برای ما قشر دانشجو که عمری از میله های اتوبوس آویزان بودیم و از این همه خدمات خوب شهروندی بهرمند شدیم! قابل درک است. زیبا نگاشته بودید...
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
واقعا...:)
banu_n
banu_n
٩٣/٠٦/١٠
١
٠
توصيف هاي زيبا و قابل لمسي بودن .ممنونم
h_looshi
h_looshi
٩٣/٠٦/١١
٠
١
دلم اتوبوس خاس...
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
من ترجیح میدم از دوچرخه هایی که هیچوقت اجازه استفادشونو ندارم سوار شم:(
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
ممون
admin
admin
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
خیلی مطلب خوبی بود؛ تعابیر زیبا بودند و این سبک نوشتاری خیلی کمک می کنه؛ فقط یک مقداری گنگ نوشته شده بودند.
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠٦/١١
٠
٠
مرسی از نظرت، اره خودمم موافقم خیلی ضعف تو نوشتنم دارم ، به قول یکی از دوستام که میگف هر کسی واسه خودش یه لغاتی داره که خودش بهتر تعبیرشو میدونه و این یه ضعفه
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٣/٠٦/١٢
١
٠
سپاس از قلمتون
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٣/٠٦/١٣
٠
٠
مرسی :)
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات