ای که ز زندگانیم رنگ سیاه برده‌ای

ای که ز زندگانیم رنگ سیاه برده‌ای

نویسنده : m_bakhtiari
ای که ز زندگانیم رنگ  سیاه برده ای / از سر هر صدای من ناله و آه برده‌ای
ببین سپید گشته از بودن تو امید من / ز زندگی ماتم و غم، خواه نخواه برده ای
چون که خورشید تویی ماه بسوزد از شرر / از سر نور و هیبتت، ماه به چاه برده‌ای
در عدم وجود تو، عمر تباه می‌گذشت / آمدی و از سر من عمر تباه برده‌ای
ماه عبادت است و من شکر کنم خدای را / که آمدی به سویم و رنگ گناه برده‌ای
به پیش چشم خلق تو، در شده‌ای و پر ز نور / دگر ز آب و آینه خواهش ماه برده‌ای
دل از زمین و آسمان، دل از گذشته تا به حال / ز تار و پود روزگار، به یک نگاه برده‌ای
آمدی و از سر من سیاهی جغد سیاه / با همه تاب و توان شکر اله برده‌ای
بازی سرنوشت را ز تیره بختی و ستم / ز هرچه ظلمت است و شب، وقت پگاه برده‌ای
سر بدهم به راه تو فرشته نجات من / ای که ز زندگانیم رنگ سیاه برده‌ای
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٧/٢١
١
٠
خیلی زیبا بود... :)
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
زیبا بود ممنون
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
از روزهای 18 سالگی

قانونی شدن عجب صفایی داشته!

٩٦/٠٨/٢٢
برای مردم داغدیده

شهر تو و شانه های من

٩٦/٠٨/٢٢
شعری سروده خودم

مهم نیست، فراموشش کن

٩٦/٠٨/٢١
به طور متوسط، هر کاربر ایرانی در 18 کانال عضو است

چرا سرانه رو می ریزی تو تلگرام؟

٩٦/٠٨/٢٢
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
ماوقع یومیه میرآخور

قطار بازی

٩٦/٠٨/٢١
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
تبلیغات