اندر حکایت شیخ و تورم
یادداشت طنز

اندر حکایت شیخ و تورم

نویسنده : سین سید هاشم صاد صفدری

نقل است که روزی شیخ در خانقاه بنشسته بود و پَپلُس‌(1) دولُپی می‌لنباند، و در همان حال بر مریدان نُکَت (2) میگفت. شیخ چنان حکمت میگفت که سه ایوان دِماغ (3) مریدان به کار بود، چنانکه که آنان در بازدم تسمه تایم پاره کرده بودند و دَم فراموش شان شده بود.

در همین احوال مریدی شَنگ (4) بر عَتَبه (5) ظاهر گشت، و چنان فریاد "یا شیخی" برآورد که دَنگاله‌ای (6) که از دماغ یکی از مریدان آویزان بود توخ توخ بشد و تکه‌ای از آن به داخل کاسه‌ی پَپلُس شیخ بیفتاد.

شیخ نگاهی از سر غضب بر مرید بیانداخت. و مرید ادامه داد: "‌یا شیخ. چه نشسته‌ای که نمک یک قِران گران شده‌" . شیخ برآشفت. از جا بخواست. و با لگد کاسه‌ی پپلس را به صورت یکی از مریدان بکوفت، و دامن گرد کرد (7) و به راه افتاد.

به دکان ارزان فروش محل که برسیدند، شیخ فریاد برآورد که: " ای مرفه ابن بی درد، پدرت بی درد، مرد با انصافی بود. تو را چه شده که این چنین بر مردم سخت میگیری و گران فروشی میکنی مرفه؟ "

مرفه گفت: " یا شیخ فرزانه، تورم است ". شیخ چون این بشنید خنده‌ای سر داد و بگفت: " ابله، تورم واژه ای است از برای چندین سده بعد".

رندی خاک بیز (8) از میان مریدان بگفت: " یا شیخ، این تورم که مرفه بگفت یعنی چَه؟ "

شیخ رو به مریدان کرد، عصایی که از استادش گاندولف به او رسیده بود را یکبار بلند کرد و بر زمین کوفت. به ناگه جملگی در سال یک هزار و سیصدو نود و سه ظاهر همی‌گشتند. و مریدان را سر همه دهان گشت از تعجب. بطوری که در تاریخ بیامده برای اولین بار دهان انسانی از اسب آبی بازتر بشد.

به دکانی اندر شدند، شیخ از دکان دار بپرسید: "عموجان با اعتبارترین وجه رایج مملکت در زمان شما چیست؟ و در دستان چه کسانی است؟"

دکان دار جواب داد: "تراول پنجاه تومنی عمو. دست همه میبینی الان دیگه. آخه ارزشی نمونده براش ".

شیخ رو کرد به مریدان و بگفت: "ای کراگَدَنه (9)، در سال‌های پس از ما، شَآمَتی (10) گریبان این مردم را سخت میچسبد که همانا تورم نام دارد. چنان میکند که با اعتبارترین وجه مملکت حتی در جیب فقرا به مانند پول خوردی می ماند".

مریدان جملگی بگفتند: "عچچپپپ"

شیخ چون بدید مریدان جامه ندریدند آنها را سوار بر اتوبوس به پارک ملت ببرد. مریدان با دیدن اولین ساپورت پوش، از خود بی خود شدند و جامه ها دریدند و به سوی کوه کلیمانجارو روانه همی گشتند و در آنجا خوراک پاگنده بشدند. و شیخ با خیالی آسوده بر روی یک صنلی لم بداد و حض بصر (11) ببرد.

 

**

1- اشکنه

2- جمع نکته

3- محل فکر

4- شوخ. ابله

5- درگاه. آستانه ی در

6- قندیل

7- آماده رفتن شدن

8- باریک بین

9- جمع کرگدن

10- شومی. بدبختی

11- لذت بردن از چیزی که میبینی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
یکی از زیباترین ها بود.....قلمتان مستدام....
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
مچکر.لطف دارین:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
عچچچچپ خخخخخ بسیار خوب :)))))
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
ممنون:)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
سلام جناب صفدری اینورا قدم رنجه فرمودید/ممنون از مطلبتون ولی خیلی سخت بود اخه فکر ما ها که یک کوچیک تریمم بکنین خخخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
خخخ چشم ان شاء الله تو مطلب بعدی آسونترش میکنم:)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
من هیچ کدوم از این کلمه هایی که پاورقی معنی داره رو بلد نبودم! :دی ... فقط کاش یکم پر رنگ تر می کردن که راحت تر دیده بشه ... می بینم که یادی هم از برره کردین :دی
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
اصن شده یپا دایره المعارف خخخ برره؟کوجاش؟:)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
یا شیخ، این تورم که مرفه بگفت یعنی چَه؟ "
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
آها اونو میگین.بلی:)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
خخخخ اقای صفدری خیلی متنتون بامزه بود خخخ ساپورت پوشو خوب اومدین خخخ پا گنده عالی بود خخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
:)
looshi
looshi
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ بازم خخخخخخخخخ ساپورت خخخخخخ
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
یکی کمک برسونه مثل اینکه چیزی تو گلوشون گیر کرده!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
:)
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
احــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــســـــــــــنــــــــــــــــــــــــــــــت...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
قربونت:)
neyosha
neyosha
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
خخخخخخخخ چه باحال :)))) تشكرات :)))))))))))
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
خواهشات:)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
خخخخخ. ....خیلی باحال بود....چه کلمه های سختی......ممنون
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
خواهش میکنم.برای همون معانی رو هم نوشتم:)
MILAD
MILAD
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
سید جان تراول ۵۰ قدیمی شده، الان همه تراول ۱۰۰ توی جیب هاشون دارن خخخخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
بابا صدی رو که جم کردن که خخخ
MILAD
MILAD
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
سید جان یکی از خاطرات دوران سربازی، همون قضیه پوتین هم بنویس :-) خخخخخخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
مبحث چکمه در این مقال نمیگنجید خخخ
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
خخخخخخخخ عجب :)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
عچچچپپپپ خخخ
banu_n
banu_n
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
عالي :دي ممنون
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
خواهش میکنم:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
سلام آقا سید: سپاسگزارم جالب بود.
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
سلام بر شما جناب حسنی عزیز.تشکر از شما بابت وقتی که گذاشتین.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/٠٥
١
٠
سلام: من ارادت خاصی به سادات محترم دارم.خواهش میکنم سلامت باشید.
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
خخخخخخخخخخ خدایا گاندولفش خیلی خوب بود خخخخخخخخخخخ سید هدفتون از بکار بردن اینهمه لغت نامانوس چی بود ؟ ما که چشامون کج شد انقدر هی خطوط رو بالا پایین کردیم هی دنبال معنی هر کلمه گشتیم :دی
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
اصن من خودم از همون اولا گاندولفو خیلی دوس میداشتم خخخ میخواستم مطلب آموزشی هم باشه و یه سری لغت جدید یاد بگیریم دور هم خخخ
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
"ای کراگَدَنه" :خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ سید عالی بود :))))) علاوه بر این که کلی لغت جدید یاد گرفتم خیلی باحال بود :)) پاراگراف آخرم بسی جای تعمل داره
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
اون کراگدنه لغت خودساخته بود از بین بقیه که لغات واقعی بودن خخخ چش مایی:)) پاراگراف آخرم که...
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٦/٠٦
١
٠
ممنون جناب صفدری جالب بود!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠