منور شدن دربار همایونی جیم به قدوم مبارک‌مان‌
پشت پرده‌هایی از...

منور شدن دربار همایونی جیم به قدوم مبارک‌مان‌

نویسنده : فاطمه بانو(آنه)

در روز29 مرداد ما نیز مانند بسیاری از جیمیان عزیز، دربار همایونی جیم ابن خراسانی را ستاره باران به قدوم مبارک‌مان فرمودیم. چیزهای زیادی را دیدیم و می‌گوییم و چیزهای زیادی هم دیدیم و نمی‌گوییم. داستان از آن جایی شروع شد که من تصمیم به نوشتن گزارش پیش رو گرفتم. حاصل دیدار من از جیم؛

 

|| داستان سه درخت؛

مجموعا 3 درخت در دفتر جیم دیده شد! اولی دم در جیم بود، یک درخت سیب وجود داشت که سوز به دلتان از سیب‌هایش کندیم و خوردیم و کیف کردیم؛ بعله  ...

(این هم یک عکس غیر اصل)

و درخت انگور هم در حیات پشتی که کلاس گذاشتیم و نخوردیم.

(فکر کن جیم یک همچین انگوری داشته باشه هر روز تلفات میده)

درخت سوم هم در میانه دفتر بود. بسیار بلند ولی برگ‌هایش یکی در میان تمیز بود.


|| آنتن نوشته‌ها را دیدیم

در این گزارش اعلام می‌دارم همه و همه نوشته‌های جناب صبا درست و منطبق با دیده‌های اینجانب می‌باشد. اصلا هم من حق السکوت نگرفتم برای حرفم!

(این هم حق السکوت من)

 

|| جیمی‌های زیادی را دیدیم!

(جناب موسوی)

(جناب وکیلی)

      

(جناب نادری)

 

(جناب فروزان‌نیا)

و خیلی‌های دیگر که گفتن نگویم. جمع خیلی خوب، همراه با استقبال بسیار بهتر. راستش را بخواهید از آشپزخانه هم عکس داریم اما اجازه انتشار ندارم! محل اجتماع ما اتاق جناب موسوی بود. مدیر اجرایی جیم.

(یک جایی شبیه این تقریبا. اتاقی با یک دیوار پر از دست خط جیم خوانان جیم آمده.)

که ما نیز کلاس گذاشتیم و روی آن چیزی ننوشتیم.

(شکلات هم بردیم.)

به اتاق فوتبال دستی معروف هم رفتیم....

(به نظر شما اگر جیم یک همچین فوتبال دستی داشت جیم می‌داد بیرون؟)

و در آخر هم جیم فردا را داغ داغ گرفتیم.

باز هم سوز به دلتان؛ بعله.

جیم یک دوست 8 ساله ست.که دیدنش انرژی خاصی می‌دهد؛ جیمی بمانید!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
.....
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ati
ati
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
حالا من بگم چند بار رفتم..که سوز به دلت میاد دوبرابر این سوزهایی که دادی والا..
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
ما که بخیل نیستیم.....بععععععععععععععله
h-looshi  ام
h-looshi ام
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
بابا درو ببند انقد سوز نیاد خو
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
الان چی بگم خو.....خودتونین.......
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
خوش به حالتون
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
اررررررررررررررررره..خوش به حالمون....سوز به دلتون........خخخخخخخخخخخخخ
atieh_se
atieh_se
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
من که تاحالا سعادت نداشتم!
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
پیدامیکنی سعادتو.....نگران نباش....توراهه......خخخخخخخخخخخخخخخخ
vesal
vesal
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
اخی یادم نبود جیم 8ساله شده خیییلی بزرگ شده ها...
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
:)))))))))))))))) چقد زود گذشتااااااا
neyosha
neyosha
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
خوووووووش ب حالتونن..منم ميخوام خوووووووووووووووووو
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
از قدیم گفتن بچه هرچی خاست نباید بش داد.....بععععععععله
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
ما هم منتظر کارت دعوت هستیم مسئولین چرا جوابگو نیستن واقعا؟؟؟
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
چون خوابن.......
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
این پیرزن همسایه جیم هم رویت شود..!!!؟؟؟پیرمرد همسایه چی..!!؟؟؟دندوناش هنوز تو جیم بود...!!!؟؟؟چرا کسی پاسخ گو نیست..!!؟؟؟
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
^_^
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
O_o
MILAD
MILAD
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
به همه جا ها هم سرک کشیدین که ماشالله:-)
sh_anne
sh_anne
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
نه بابا......همش یکی مواظبمون بود دفترو منهدم نکنیم........نذاشتن کامل فضولیامونو بکنیم...........
neyosha
neyosha
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
كي مواظب بود ؟؟
MILAD
MILAD
٩٣/٠٦/٠٧
٠
٠
مگه چند نفری رفتین؟؟ خخخ
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
سلام:سیبهاتون خیلی جالب بود.آمدیم مهمونی سیبها یادتون نره.متشکرم
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
خخخ پ خیلی بت خوش گذشته بی مرام یه خبری میدادی ماهم با قدوممان جیم را سرفراز میکردیم!خخ
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات