او مرده و من سایه‌ی اویم
به یاد سیمین

او مرده و من سایه‌ی اویم

نویسنده : Z_M

بچه ها یکی از ستاره‌های ادب و شعر ایران‌ خانم سیمین بهبهانی از بین ما رفتند. به یاد ایشان یکی از شعری به اسم ((سنگ گور)) را برایتان گذاشتم. لطفا یک فاتحه‌ای هم برایشان بخوانید.

 

ای رفته ز دل‌، رفته ز بر‌، رفته ز خاطر

بر من منگر تاب نگاه تو ندارم

بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه

در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

ای رفته ز دل‌، راست بگو‌!‌ بهر چه امشب

با خاطره‌ها آمدهای باز به سویم؟

گر آمده‌ای از پی آن دلبر دلخواه

من او نیم او مرده و من سایه‌ی اویم

من او نیم آخر دل من سرد و سیاه است

او در دل سودازده از عشق شرر داشت

او در همه جا با همه کس در همه احوال

سودای تو را ای بت بی مهر !‌ به سر داشت

من او نیم این دیده ی من گنگ و خموش است

در دیده ی او آن همه گفتار ، نهان بود

وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ

مرموز تر از تیرگی ی شامگهان بود

من او نیم آری‌، لب من این لب بی رنگ

دیری ست که با خنده یی از عشق تو نشکفت

اما به لب او همه دم خنده ی جان بخش

مهتاب صفت بر گل شبنم زده می خفت

بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم

آن کس که تو می خواهیش از من به خدا مرد

او در تن من بود و ، ندانم که به ناگاه

چون دید و چها کرد و کجا رفت و چرا مرد

من گور ویم ، گور ویم ، بر تن گرمش

افسردگی و سردی ی کافور نهادم

او مرده و در سینه ی من ،‌ این دل بی مهر

سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٥/٢٩
١
٠
خدا رحمتشون کنه...
Z_M
Z_M
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
واقعا خدا بیامرزتشون
b_chatrokh
b_chatrokh
٩٣/٠٥/٢٩
١
٠
شعر بسيار زيبايي بود خدا رحمتشون كنه انتخاب شما هم در شعر عاليييييي
Z_M
Z_M
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
مچکرم کلا ایشون همه شعراشون قشنگه
F-jafari
F-jafari
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
ممنون
Z_M
Z_M
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
amin20
amin20
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
خدا رحمتشون کنه
Z_M
Z_M
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
^_^
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
/کبوتر جان، کبوتر جان، کبوتر /تنت مرمر، نُکت مرجان، کبوتر /بزن بالی که برخیزد نسیمی /که دارم آتشی بر جان، کبوتر. /کبوتر جان، برآور یکریمی /که دارم طُرفه کاری با کریمی /مکرّر کن مگر گوید جوابم /درین دنیای وانفسا کریمی. /کبوتر، دانه برچین، دانه برچین /بِچَم در آفتاب‌ِ پشت‌ِ پَرچین /مرا دیدی، ندیدی، کورو کر باش /که می گردد به دنبالم خبرچین. /کبوتر جان، دلیری کن، خطر کن /شبی با آدمی زادان سحر کن /که شب عاشق، سحر فارغ ز عشقند /جز این دیدی اگر، ما را خبر کن. /کبوتر، ککلت را تاب دادی /ز گردن سوی بالا خواب دادی /به سر یک خوشه سنبل حلقه کردی /که در آغوش برفش آب دادی. /کبوتر، دیده بانی کن به بامم /خبر ده گر اجل پرسد ز نامم /اجل گو محلتم بخشد که چندان نمیرم تا بگیرم انتقامم/................خدایش رحمت کناد.......
Z_M
Z_M
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
انشالاه...... شعر زیباییست
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
خدا رحمتشون کنه انسان دوست داشتنی بودن....:((
Z_M
Z_M
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
دقیقا خیلی خانم گلی بودن
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
سلام: خدا رحمتشون کند.ممنون
Z_M
Z_M
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
سلام ممنون خدابیامرزتشون انشاالله
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
شاید باورتون نشه ولی تا حالا از ایشون شعری نخونده بودم! ..... روحش قرین آرامش
sali
sali
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
ولی شاید ترانه های زیادی شنیده باشید که ترانه سراش ایشون بودن. . .
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
مثله چی؟
Z_M
Z_M
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
ترانه که نمی دونم اما از شعراشون می شه به از یاد رفته ،شمشیر من همین شعر من است،حقیقت تلخ، اشفتگی ،من با تو سودا می کنم و.... خیلی شعر های دیگه اشاره کرد ایشون قبلا فقط شاعرانه شعر می گفتن اما کم کم به شعر های اجتماعی هم رو اوردن و به خیلی از کنفرانس های بین المللی دعوت هم شدن
sali
sali
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
تو مجموعه گلها خیلی ترانه داشتن و با خیلی از خواننده ها کار کردن نمونه اش. گلپا.منوچهر سخایی و... .این اواخر چرا رفتی از همایون شجریان خیلی معروف شد،البته تو همین البوم چندتا کار دیگه هم داشتن.
sali
sali
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
ترانه ی دوباره میسازمت وطن، از اقای د.اقبالی هم کار ایشون بود
Z_M
Z_M
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
مچکرم از اطلاعاتتون من نمی دونستم ایشون ترانه هم می گفتم مچکرم sali
sali
sali
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
بله ایشون ترانه های زیاد و خیلی زیبایی دارن. خواهش میکنم...
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
بسیار سپاس گزارم بابت بالا بردن اطلاعاتم :)
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
شعرای قشنگی داشتن. خدا رحمتشون کنه.دست شما هم درد نکنه
Z_M
Z_M
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
اره شعر هاشون واقعا خیلی قشنگ بودن خدا بیامرزتشون دست شما درد نکنه
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
خدا بیامرزشون...
Z_M
Z_M
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
بله خدا رحمتشون کنه ممنون
a_zabbah
a_zabbah
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده شب مانده است وبا شب تاریکی فشرده کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو شادی چرا رمیده آتش چرا فسرده رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی چشمان مهربانش یک قطره ناسترده رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده می رفت گرد راهش از دود آه تیره نیلو فرانه در باد پیچیده تاب خورده سودای همرهی را گیسو به باد دادی سودای همرهی را گیسو به باد دادی رفت آن سوار و با خود یک تار مو نبرده... خداحافظ بانوی غزل ایران..... :(((((
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
آره اینو شنیدم! نمیدونستم ایشون گفتن...
Z_M
Z_M
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
بانوی غزل ایران خیلی لقب زیبا و برازنده ایه ازتون به خاطر شعر ممنونم لذت بردیم
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
یک فاتحه نثار روحشون (مدیونی نداره دوس داشتی بخون رهگذر!)
Z_M
Z_M
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
اللهم صل علی محمد و ال محمد................... این صلوات از طرف من فاتحش رو بعدن می خونم بنده ی خدا دیشب فوت کرد
Niva
Niva
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
خدا رحمتشون کنه... ممنون
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٥/٣٠
٠
٠
روحشون شاد
همان
همان
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
شعر از همان مرحومه بود..خدايش رحمت كناد
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣