شاعر دیوانه
باید برگردم به دنیای قصه‌هایم

شاعر دیوانه

نویسنده : m-roohangiz

چهره‌ام را عبوس می‌گیرم، آسمان هم گله می‌کند. انگار دنیا می‌خندد. چی؟ کجا؟ فضا؟! شاعرگفته فضا مال ما نیست! موسیقی هم نمی‌فهمد حال روزهای تلخ مرا!

خنده هم هزینه دارد! یک متن گنگ، یک نوشته پیچ در پیچ، یک شعر عاشقانه و گاهی هم عارفانه، انگار لازم می‌شود.

نه؛ این روزها فقط قلم است که التماس می‌کند، به حس شاعرانگی یک شاعر دیوانه! گاهی، البته گاهی دیوانه! کسی که حتی خودش به نوشته‌هایش می‌خندد دیوانه است. شاعری که با قلم قهر است دیوانه است. اصلا با چه حقی به خودم گفته‌ام شاعر؟!

کلنگ دستم می‌گیرم و جای جای دلم را زخمی می‌کنم. به امید این‌که چشمه‌ای از احساس بجوشد. خدارا چه دیدی؟ شاید زخمی شدن بهانه خوبی باشد!

===================

 پ.ن: به جان خودم می‌دانم خنده دار است! چاره‌ای نیست، باید برگردم به دنیای قصه‌هایم!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٠٢
٠
٠
جذاب بود .ممنون
rdsjmakh
rdsjmakh
٩٣/٠٦/٠٢
٠
٠
دیگه چی بگم خودتون گفتید باز جواب خودتون رو دادید خوب بود.
rdsjmakh
rdsjmakh
٩٣/٠٦/٠٢
٠
٠
:)ممنون
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٦/٠٢
٠
٠
بعضی وقتا دنیای قصه ها رو دوس ندارم چون با واقعیت خیلی فاصله داره
amin20
amin20
٩٣/٠٦/٠٢
٠
٠
بسیار زیبا
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٦/٠٢
٠
٠
(: ممنون
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٦/٠٣
١
٠
اصلا کسی که دیوانه نباشد وبا عالم دیگران بیگانه نباشد که شاعر نمی شود.....ناظم می شود...مگه نمی دونستی....!!!؟؟ ما هم که از همون اول اعلام کردیم دیوانه ایم که...خخخ... http://www.jeem.ir/pagetwo.php?print=3&type=4&id=15461
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٣/٠٦/١٤
١
٠
:( عرش هم میلرزد...
a_mardesade
a_mardesade
٩٣/٠٦/٠٣
٠
٠
قشنگ بود
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٦/٠٣
٠
٠
دنیای قصه ها چه شکلی است؟
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
یه دنیای آروم...ازینجا واین دنیا خیلی قشنگتر...
admincheh
admincheh
٩٣/٠٦/٠٣
٠
٠
گاهی اون قدر تو دل قصه می ری که واقعیت وقتی بهت تنه می زنه باورش نمی کنی و باهاش کنار نمیای ؛زیاد سیر نکن توش..
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٦/٠٣
٠
٠
غرق شدن زیآدم تو ددنیای قصه ها خوب نیست....زندگی قصه نیست...واقعیتیست بس تلخ....
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
کاش قصه بود...
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
عنوان اشعار از خود متن جذاب تر است
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨