جیغ با طول موج بنفش!
يادداشت علمي، تخيلي، ادبي!!!

جیغ با طول موج بنفش!

نویسنده : f_maveddat
 توی محوطه دانشگاه با یکی از همکلاسی‌هام نشسته بودیم. خواستم کمی سربه‌سرش بذارم. گفتم: فلانی یه سوال؟
- گفت: من خیلی شبیه موتور جست‌وجوی گوگل هستم که تا منو میبینی عوض سلام، میگی یه سوال؟!
- خب حالا توام! راسته كه مي‌گن فعل «مو بو روم» تو لهجه مشهدي، چند منظوره است؟
- یعنی چی؟
- یعنی فرقی نمی‌کنه بخوای بگی: من بروم، من می‌بَرَم، من می‌بُرَم، من برنده می‌شوم، من مو بور هستم. تو همه حالت‌ها می‌گی : موبوروم!
ناراحت شد، روشو برگردوند. که گفتم: حیف که دولت طرحی واسه تعویض دوستان فرسوده نداره وگرنه من حتما... ولي تا دیدم ناجور داره نگام می‌کنه، گفتم: من شِکَر زیادی بخورم بخوام، تو پیکان قراضم رو با یکی دیگه عوض کنم! توي همون هین یکی دیگه از بچه‌ها اومد گفت کلاس‌ها تا بعد حذف و اضافه تشکیل نمی‌شه! این بار بدون این‌که قشقرق به پا کنم، سرمو چند بار به نشونه تاسف تکون دادم، از بچه‌ها خداحافظی کردمو زدم بیرون! مسیر زیادی رو نرفته بودم که احساس کردم کسی دنبالمه! برگشتم به پشت! چشمام 4 تا شد! وااااای چه هیبتی داشت! این‌جا چکار می‌کنه؟ ( چه سوال مسخره‌ای! خب معلومه، وقتی دانشگاهت، پیام دوری، واحد آکسفورد تپه کوه دوچنگ باشه، سگ گه سهله، باگرگم روبه‌رو میشی!) ترس مجال فکر کردن رو ازم گرفت، 2 تا پا داشتم، 2تای دیگه هم قرض کردم و اَلفرار... من بدو، اون بدو! از این سگ‌های دو برابر من بود ها! (وای به حالتان وسط خاطره بازیم، ازم غلط املایی بگیرید، خب اسم سگه رو بلد نیستم، شما کافیه بدونی 2برابرمن بود) تا این‌که مغزم فرمان داد: وقتی عقل در سر نباشد، تن در عذاب است دیگر! کجا سرتو انداختی می‌دویی!؟ هرچقدر بدویی، اونم دنبالت میاد! روي این حساب ایستادم! که سگه هم با فاصله ازم ایستاد، ولی همینطوری آروم میومد سمتم! به مُخ آکبندم توپیدم، که از اول نباید می‌دوییدی! حالا واستادی که بیاد بخورَدِت! و سگه همین‌طور نزدیک و نزدیک می‌شد، تا این‌که یهو پرید روم! چشتون روز بد نبینه با جیغِ بنفشی که، کشیدم، خودم که هیچ، اهل منزل همه از خواب پَریدن! دیگه تا صبح خوابم نبرد!
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد حسین وکیلی
محمد حسین وکیلی
٩١/٠٧/٢١
٢
٠
علمی ادبی تخیلی !!!!!!! الان نکته علمیش موبوروم بود دیگه؟ مواظب باشین با این وضع مملکت دوستتون فیلتر نشن
tavata
tavata
٩١/٠٧/٢١
٠
١
جایی که من درس میخونم سگ تو دانشگاه طبیعیه!!!
f_bi3daa
f_bi3daa
٩١/٠٧/٢٢
٧
١
واللا منم در جریان نیستم! البته فکر میکنم جنبه علمیش صرفا به خاطر ذکر کلمه دانشگاه باشه! (دانشگاه که معرف حضورتون هست؟؟) بعدشم این دوست ما دستش با بچه های بالا تو یه کاسه ست! عمرا فیلتر نمیشه:/
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات