شاهکار داریم تا شاهکار
درباره مزخرفی به نام عشق سال‌های وبا!

شاهکار داریم تا شاهکار

نویسنده : f_yousefi

«عشق سال‌های وبا» از گابریل گارسیا مارکز را خواندم . نظر خاصی بابتش ندارم. خوشبختانه از آن موقعی که کم و سن سال‌تر و مجبور بودم هر داستانی می‌خوانم، مثل بقیه به‌به و چه‌چه کنم خیلی گذشته است! هیچ وقت یادم نمی‌رود سال دوم دبیرستان سر زنگ زبان فارسی باید یک مقاله می‌نوشتیم ! بین «فاطمه، فاطمه است» دکتر شریعتی و «محاکمه» کافکا مردد بودم. پدرم تعریف می‌کرد زمان انقلاب «فاطمه ، فاطمه است» را در منزل داشته‌اند و بعد از شلوغی‌ها مجبور شده با چند تا کتاب دیگر شبانه برود زیر درخت هلو خاکش کند! آن هم با هزار نذر و نیاز که مبادا در راه کسی مشکوک شود و چه استرسی و ترسی که نداشته است!

بگذریم. کجا بودیم؟ رسیدیم به آن‌جا که این‌جانب به نظر دوستان گردن نهاده از بابت تکراری بودن نوشته دکتر شریعتی به «محاکمه» کافکا روی آوردیم! خدواند انشاءالله هر جا هستند شفای‌شان دهد! «محاکمه» کافکا را خواندم. حالم داشت به هم می‌خورد از داستان و نویسنده و...!

بعدش هم از ترس هم سالان و معلم گران‌قدر روشن فکر! همچون یک بره سر تکان داده آن را تحسین کردیم و فحش‌های‌مان را دل دادیم! برای همین هیچ ترسی نداریم که الان بلند بلند داد بزنیم که «عشق سال‌های وبا» یک داستان عاشقانه مزخرف زرد است! حتی اگر بقیه می‌گویند تو املی! اتفاقا شنا کردن بر خلاف جهت آب خیلی هم شیرین‌تر است، یک بار امتحان کنید، مشتری می‌شوید جان حقیرمان!

این جفنگیات نه تنها به آدم چیزی اضافه نمی‌کند، بلکه کم هم می‌کند! کلا با داستان‌های زرد عاشقانه مشکل دارم! هر چقدر هم می‌گویند قشنگ است به کت ما نمی‌رود! دقیقا قشنگی‌اش را به ما نشان دهید؟ استغفرالله! این تراوشات ذهنی دیگر چه مسخره بازی است؟ یادم باشد از این به بعد قبل از خواندن کتاب یک خلاصه داستان هم ازش بخوانم که اگر عاشقانه بود، ولش کنم بروم پی کارم! جایزه‌های ادبی‌اش هم بماند برای تاقچه نویسنده گرام! آن‌قدر می‌گفتند شاهکار ادبیات و فلان و بهمان، همین بود؟ واقعا؟ کیدینگ می؟

شاید مسخره باشد ولی «ازبه» رضا امیرخوانی را ترجیح می‌دهم به این خزعبلات گابریل گارسیا مارکز! از این دست داستان‌ها توی ادبیات خودمان هم زیاد است. نمونه‌اش «سفر» محمود دولت آبادی! بعضی وقت‌ها آدم می‌گوید حیف درخت و کاغذ! آخرین باری که خیلی مشعوف شدم «اینک شوکران» زندگینامه منوچهر مدق بود. انصافا روایت زندگی‌اش سیلی می‌زد به این عشق سال‌های وبا! هم واقعی بود، هم خواندنی، هم عاشقانه! خداوند در بهشت برین، همگی‌شان را جای دهد ان شاءالله!

«شلوارهای وصله دار» رسول پرویزی هم قشنگ بود. به گمانم در آینده نه چندان دور ، «روزها» ندوشن هم حسابی سر کیفم می‌کند! به این‌ها می‌گویند شاهکار، نه آن خزعبلاتی که شما نوشتید!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/٠٢
٠
٠
من هیچ کدوم از کتاب هایی که نام بردین رو نخوندم. می شود گفت هر نویسنده ای در یک اثر افول داشته و ضعیف ظاهر شده.
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
بله درسته . من به بقیه آثار ایشون حرفی نزدم . بعضی از کتاب هاشونم شاید باشه که واقعا خوب باشه . اگه خوندید راضی بودید معرفی کنید
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٦/٠٢
٠
٠
من کتاب غرور و تعصب جین آستین که از همه فقط تعریفشو شنیده بودم رفتم خوندم. و بعد خیلی افسوس خوردم که چرا وقتم رو پای این کتاب تلف کردم!
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٣/٠٦/٠٢
١
٠
جدا ازینکه نباید نویسنده ها رو بخاطر سلیقه ی خودمون بزنیم٬ بنظر من لحن خوبی نداشت این مطلب.. هرکسی یه سلیقه ای داره و یه مدل متن و داستان رو تحسین میکنه٬ من خودم به شدت از رمان های م.مودب پور بدم میاد اما هیچوقت به نوشته هاش نمیگم خزعبلات !! یا مزخرف..
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
بعضی قلم ها هجو نویسند ! یک نویسنده هیچ وقت برای خودش نوشته نمی نویسد ، می نویسد تا خوانده شود ! پس من خواننده حق انتقاد دارم و گرانبهاترین سرمایه زندگیم وقتم و عمرم را صرف خواندنش کرده ام می توانم انتقاد کنم . این یک دیدگاه شخصی است . همه در بیان دیدگاه شخصی خود در چهارچوب آزادند .
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٠٢
٢
٠
هر کسی نظری داره ولی نمیشه گفت گابریل گارسیا مارکز خزعبلات نوشته فقط ممکنه به مذاق من و شما خوش نیاد......مثلا منم با این که تعریف کوری ژوزه ساراماگو رو شنیده بودم ولی خیلی خوشم نیومد...............ممنون از شما
d_toktam
d_toktam
٩٣/٠٦/٠٢
٢
٠
خزعبلات مارکز؟؟؟بهتر نبود بجای اینکه شروع کنین به توپیدن به یه سری آثار بیاین نقدشون کنین؟؟؟بعد هم عاشقانه داریم تا عاشقانه!!بعضی چیزا واقعا مزخرف و به درد نخورن که آدم حالش به هم میخوره!اما اون آثاری رو که همراه با عشق موضوع قابل تاملی رو به خواننده میفهمونه رو هم باید بگبم عاشقانه زرد؟؟؟
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
من نگفتم همه ی رمان های عاشقانه گفتم " داستان‌های زرد عاشقانه مشکل دارم! " بعضی از عاشقانه ها هستند که خیلی هم خوب هستند . من با نقدش هم مشکلی ندارم . ولی عشق سال های وبا نقد کردنش چیه دیگه ؟
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٦/٠٢
٠
٠
منم اسم بعضی از این کتابایی ک گفتین رو شنیدم ولی نخوندم که نظری داشته باشم منم هر کتابی به دلم نمیشینه...
j_seyedi
j_seyedi
٩٣/٠٦/٠٢
٠
٠
من اصلا داستان عاشقانه نمیخونم.......یعنی کتابی که به عشق مربوط بشه نمیخونم
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠٢
٠
٠
چه اتفاق خجسته و میمون و مبارکی ! سلام بر رفیق قدیمی که جیمی هم از اب درآمدید انگار :))))).....البته همونطور که من از قبل هم گفتم هنو نشناختمت :|||
رادمهر
رادمهر
٩٣/٠٦/٠٢
٣
٠
دوست عزیز اینکه شما از اثار مارکز یا کافکا خوشتون نمیاد برمیگرده به طرز تفکر خودتون,مثلا من تا به حال یکی از کتاب های امیرخانی رو هم تا اخر نخوندم و نخواهم خواند اما هیچوقت از صفت "مزخرف" برای اثار ایشون استفاده نکردم،اثاری که در جهان به مراتب مخاطب کمتری نسبت کتاب های مارکز یا کافکا داره،بد نیست قبل از صفت دادن به چیزی به این فکر کنیم که اگه من خوشم نمیاد دلیلی نداره که به بقیه انگ روشن فکر نما بودن بزنم یا آثار شاخص جهانی رو زیر سوال ببرم.همین جناب مارکز بنیان گذار یک سبک جدید در ادبیات بودن،البته من طرفدار هیچکدام از این دو عزیز نیستم و جلال،همینگوی،دیکنز،شلی و اورول رو به مراتب ترجیح میدم اما این قضاوت های یک طرفه برای بزرگان ادبیات درست نیست.این نوع ادبیات باعث میشه که یکی مثل من متن رو با دید منفی نسبت به نویسنده بخونه و توی ذهنش از نویسنده شخصیتی رو تصویر سازی کنه که به شدت در لمپنیسم فرورفته(با احترام به نویسنده ی محترم) و دچار کمی خودبزرگ بینی شده.بی شک همه ی ما سلایق مختلفی داریم
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
تا وقتی که از یک اثر کلی تعریف نشنوید برید بخونیدش بعد انگاری آب یخ بریزن رو سرتون ! همچین حسی بهتون دست نمیده که بخواید همچین قلمی بزنید
z_sharif
z_sharif
٩٣/٠٦/٠٢
١
٠
جالبه، من تعریف این کتاب (عشق سالهای وبا) رو اینقدر شنیده بودم که توی لیست کتابایی که باید بخونمشون گذاشته بودم. جدا از اینکه بعد از خوندن کتاب با شما هم نظر باشم یا نه، از یه چیزی خیلی خوشم اومد. عدم "خودسانسوری" از ترس دیگران مصیبتی که خیلی هامون بهش گرفتاریم، یعنی اینکه اگر کتابی یا فیلمی توسط یک منتقد تحسین شد، بقیه دیگ زحمت فکر کردن به خودشون نمی دن و فقط به لایک کردن همون نظر بسنده می کنند. استقلال فکری تون قابل ستایشه. موفق باشین
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٦/٠٢
٠
٠
سلایق خیلی متفاوته خیلی و نمیتونیم بگید چون شوما نپسندید کتاب بی ارزشی است شاید یکی دیگه همون رو یک شاهکار هنری بدونه......بارها شده که دوستانم از کتابی تعریف کردن ولی من 10 صفحه بیشتر ازش رو نتونستم بخونمچون برام جالب نبوده ...
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
شما شاهکار هنری رو تعریف کنید بعد . ما باید یه چهارچوبی برای کتاب خوب داشته باشم بعد در این چهارچوب نقد کنیم . اخلاقیات قطعا چیز مهمیه و توی عشق سال های وبا یه ذره ای هم نیستش !
کتابخوان
کتابخوان
٩٣/٠٦/٠٣
٣
٠
خیلی متاسفم بابت اظهار نظر سطحی و نسنجیده و متاسف ترم که این خزعبلات چاپ هم می شود. جناب نویسنده عزیز. این کتاب قطعاً به پای شاهکاری چون صد سال تنهایی نمی رسد. نه به لحاظ روایت و نه به لحاظ تکنیک داستان. مطلب شما بوی نقد ندارد و بیشتر شبیه یک نوع عقده گشایی شخصی با نویسنده است. آن هم نویسنده درگذشته. یاد بگیریم اگر با اثری زاویه داریم دشنام ندهیم و با تحلیل درست علت علاقه یا عدم علاقه خود را بیان کنیم. به نظرم کتاب در پرداخت عشقی پرشور موفق عمل کرده است و به کتاب باید نگاهی فراعقیده ای داشت.
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
شما هم اگه کلی تعریف می شنیدی بعد همچین اثری میخوندی همچین حسی داشتی .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/٠٣
٠
٠
سلام: متشکرم از زحمت جنابعالی.
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٣/٠٦/٠٣
٠
٠
قسمت هایی از کتاب آقا ظاهراً خیلی از جاها آسمانش یک رنگه :من به زودی صد ساله خواهم شد. شاهد این همه تغییرات بوده ام. حتی جابجا شدن ستارگان در گیتی , ولی تاکنون شاهد تغییراتی در این کشور نبوده ام. این جا قانون اساسی را عوض می کنند, قوانین را عوض می کنند, هر سه ماه یک مرتبه جنگی تازه آغاز می شود و آخر سر می بینی که هنوز استعمار برقرار است. البته مطمئنم که همه جاها آسمانش همین رنگ نیست , رنگهای بهتر هم هست رنگهای بدتر هم هست.
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٣/٠٦/٠٣
٠
٠
"عشق در زمان وبا" یکی از عاشقانه های معروف جهان رمان است. فلورنتینو, جوانی لاغر اندام و نحیف از خانواده ای متوسط است. او فرزند نامشروع مردی است که صاحب یک شرکت کشتیرانی است. او در کودکی پدرش را از دست داده است و با مادرش که مغازه ای خرازی دارد زندگی می کند. در جوانی در تلگرافخانه مشغول کار می شود و ووقتی برای رساندن یک تلگراف به خانه ای وارد می شود, با دیدن دختر خانواده (فرمینا) عاشق او می شود. فرمینا که مادرش را در کودکی از دست داده است با پدرش زندگی می کند. پدرش ثروتمند است اما پیشینه شغلی مشکوکی دارد, از خانواده اشراف نیست اما خیال های خاصی برای ازدواج دخترش با خانواده ای با اصل و نسب دارد و او را به مدرسه غیر انتفاعی! می فرستد: مدرسه ای که بیش از دویست سال بود دختران خانواده های محترم هنر کدبانوگری و در ضمن توسری خوردن را در آن می آموختند, دو مسئله ای که برای همسر بودن از واجبات محسوب می شد.
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٣/٠٦/٠٣
٠
٠
- آیا می شود در یک زمان عاشق چند نفر باشیم و به هیچکدام خیانت نکنیم؟! : قلب بشر, از فاحشه خانه هم بیشتر اتاق دارد.
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
قطعا می شود
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٦/٠٣
١
٠
به نظرم این که با خوندن یک اثر از یک نویسنده کلا به اتار اون نویسنده بگیم "مزخرف"واقعا خارج از انصافه!علاوه بر اینکه این نظر شخصی شماست!من به شخصه اثار مارکز رو دوست دارم و شاید از بعضی ها هم خوشم نیاد ولی این دلیل نمیشه که به اونها بگم مزخرف!به نظرم اگه شما خلاصه ای از کتاب رو میگذاشتین و نتیجه گیری کار رو به عهده مخاطب قرار میدادین منصفانه تر و بهتر بود!
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
من به کل آثار ایشون نگفتم مزخرف . " عشق سال‌های وبا» از گابریل گارسیا مارکز را خواندم " و در ادامه " به این خزعبلات گابریل گارسیا مارکز! " مرجع ضمیر " این " دوباره به عشق سال های وبا بر می گردد . پس من به همه ی کتاب های این نویسنده به قول دوستان نتوپیدم .
m_arefi
m_arefi
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
نقد کردن اصولی داره دوست من که اگه رعایت کنی مطلبت ممکنه تاثیرگذار باشه اما وقتی به جای نقد از واژه ی مزخرف استفاده می کنی متنت نه یک نقد که صرفا نظر شخصی خودته که محترمانه هم بیانش نکردی.وقتی توی گفتگو های ساده مساله ای را بیان می کتی لازم نیست به تک تک کلماتت دقت کنی اما وقتی قراره توی یک روزنامه بنویسی باید برای حرفت دلیل بیاری.امیدوارم از این به بعد اگه از متنی خوشتون نیومد از واژه ای مثل مزخرف استفاده نکنید و به جای اون دلیل بیارید.
m_arefi
m_arefi
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
مطمئنا اگه یکی از ما به متن شما بگه مزخرف تایید نمیشه و این نشون میده شما چقدر غیر منصفانه در مورد یک اثر نظر دادید.بهتر بود در این مورد هم یک ویراستاری روی متن شما انجام میشد.
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
یک نویسنده هیچ وقت برای دل خودش نمی نویسد ، می نویسد که خوانده شود ! شمای خواننده هم حق داری هر جور دوست داری راجع به نوشته ای که براش وقت گذاشتی خوندی ، نظر بدی . مگه گرانبها ترین سرمایه انسان عمر نیست ؟ مگه غیر از اینه ؟ قراره نظر بدیم و امیدوارم همه ی نظر ها تایید بشن
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/١٥
٠
٠
بعدانوشت 1- عدرخواهی می کنم بابت دیر جواب دادن . دسترسی به نت نبود 2- ممنون از دوستانی که لطف کردن ، برای نوشته این حقیر کامنت گذاشتن من رشته ام متاسفانه فلسفه نیست . ادبیات هم نخوندم . بنابر این پست دوستانی که خیلی تز بالا پست دادن رو قطعا ادراک نفرمودم . اینجا از این دوستان عذرخواهم . دوباره جا داره بگم : هیچ نویسنده ای برای دل خودش نوشته نمی نویسه وگرنه دیگه نویسنده نیست که بخواد خواننده داشته باشه ! و من خواننده هم که نوشته ای رو می خونم و وقت می گذارم برای یک متن حق دارم که انتقاد کنم . بله انتقاد هم اصول داره ولی خب به نظر من برای عشق سال های وبا دقیقا انتقاد چی میتونه باشه ؟ قطعا اخلاقیات مهمه ؟ نیست آیا ؟ شما اخلاقیات رو به من نشون بدید توی این کتاب ، بعد هر چی شما گفتی من قبول می کنم ! قراره نویسنده و کتاب در خدمت بشر باشند برای اعتلای جامعه . غیر از اینه ؟ این اثر کجاش در خدمت بشر هستش برای اعتلای جامعه ؟ رواج فساد به اعتلای جامعه کمک می کنه آیا ؟" کتاب در پرداخت عشقی پر شور عمل کرده " بله قطعا ! ولی در پرداخت چه عشقی ؟ عشق نامشروع آیا ؟ عشق نامشروع باید پرداخت شود آیا ؟ به چه ارزشی باید پرداخت شود ؟ کتاب های کافکا ؟ قطعا کافکا این کافکایی نیست که شما می بینید و اگر تبلیغات نبود ، قطعا این نبود ! من حاضرم یه نقد ادبی بزارید بعد من شاهکاری مثل " قصر " بزرگترین اثر کافکا رو نقد کنیم بعد ببینیم آیا واقعا شاهکار هستش یا نه . حتی نماد هایی هم که استفاده کرده مشکل دارد . نماد باید اصولی باشد . دوستانی که آثار کافکا را پرمخاطب و این جور مسائل می دانند من برای نقد قصر کافکا آماده آماده ام ! کتابی خوب است که به اعتلای جامعه کمک کند . این کتاب ها شاهکار می شود . ممنون از همه دوستانی که نظرشون رو چه مخالف و چه موافق بیان کردن . نظر های مخالف حتی بهتر تر . با تشکر از همگی عرضم تمام
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣