دیروز سالروز در گذشت نیما یوشیج بود، این شعر را انتخاب کردم تا هم تلنگری برای خودمان باشد هم یادی از نیما.

آی آدم‌ها
یک نفر در آب دارد می‌سپارد جان
یک نفر دارد که دست و پای دائم می‌زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید
آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید
آن زمان که تنگ می‌بندید
بر کمرهاتان کمربند

در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می‌کند بیهوده جان قربان

آی آدم‌ها که بر ساحل بساط دلگشا دارید
نان به سفره جامه‌تان بر تن
یک نفر در آب می‌خواند شما را
موج سنگین را به دست خسته می‌کوبد
باز می‌دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه‌هاتان را ز راه دور دیده
آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی‌تابیش افزون
می‌کند زین آب‌ها بیرون
گاه سر، گه پا
آی آدم‌ها

او ز راه دور این کهنه جهان را باز می‌پاید
می‌زند فریاد و امید کمک دارد
آی آدم‌ها که روی ساحل آرام، در کار تماشایید !
موج می‌کوبد به روی ساحل خاموش
پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده، بس مدهوش
می‌رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور می‌آید :
آی آدم‌ها ..

و صدای باد هر دم دلگزاتر
در صدای باد بانگ او رساتر
از میان آب‌های دور و نزدیک
باز در گوش این نداها




برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١٤
٢
١
خیلی قشنگ و تامل برانگیز بود واقعا ممنون
eli-soltani
eli-soltani
٩١/١٠/١٤
٢
٠
چه زیبا..... ممنون.
mahshid
mahshid
٩١/١٠/١٤
٠
١
چه عجب مطلبم منتشر شد..........
as-shahabi
as-shahabi
٩١/١٠/١٤
١
٠
عالییییییییییییییییییییی بود.
sahar
sahar
٩١/١٠/١٤
٠
٠
تو را من چشم در راهم شباهنگام /که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی/ وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم/ تو را من چشم در راهم.... یادش گرامی
sahar.s
sahar.s
٩١/١٠/١٤
٠
٠
چی خَشنگ! :)))
zendegitalabegi
zendegitalabegi
٩١/١٠/١٨
٠
٠
درود بر نیما ،درود بر سهراب و درود بر شعر نو
mahshid
mahshid
٩١/١٠/٢٠
٠
٠
ممنون از نظراتون .روحش شاد و یادش گرامی
nikta
nikta
٩٢/٠٢/٢٩
٠
٠
مرسی.
پربازدیدتریـــن ها
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
باورم نیست هنوز

کو شقایق؟ کو؟ کجاست؟

٩٦/٠٧/٠٣
مواظب باشید نیفتید

افتاده ز چشم، می رود از دل هم

٩٦/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

كرم ابريشم من وقت تماشا نرسيد

٩٦/٠٧/٠٢
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
در اتاق تاری

ای کاش آن زن من بودم

٩٦/٠٧/٠٣
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
تبلیغات