اوقات فراغت به سبک ایرانی
تصاویری از گذران وقت کودکان در ایران

اوقات فراغت به سبک ایرانی

نویسنده : mandana

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٥/٢٥
٠
٠
اوقات فراغت سالم و خاطره انگیز! سپاس
m_tahereh
m_tahereh
٩٣/٠٥/٢٥
١
٠
اون اوقات فراغت هایی که اول گذشتین مال ده بیس سال پیشه الان اوقات فراغتا اون دو مورد آخره البته تبلت هم هس که از قلم افتاده
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٥/٢٥
٠
٠
موافقممم
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٣/٠٥/٢٥
٠
٠
اینا اوقات فراغت ما بود که. بچه های الان pooh پرورش میدن و مزرعه داری میکنن. والا
کیمیا
کیمیا
٩٣/٠٥/٢٥
٠
٠
اینا مال ما بودا خخخخ بچه های الان که همش تو اینترنتن :))))) مرسی
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٥/٢٦
٠
٠
وااااااای اللهی چقدر دلم برای دیدن این صحنه ها تنگ شده بود واقعا خاطره انگیزن:)))
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٢٦
٠
٠
فقط گل کوچیک ^_____________^
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٥/٢٦
٠
٠
یاد قدیما افتادم...خاله باری:)
b_chatrokh
b_chatrokh
٩٣/٠٥/٢٦
١
٠
واقعا يادش بخير خاله بازي مامان بازي الكي دور خودمونو پرميكرديم از اسباب بازي و اشغال و قوطي خالي نوشابه پشتي چادر مامان ظرفاي آشپزخونه و... بازي ميكرديم هي خدااااااااااااااا توي بچگيم همش يكدونه عروسك داشتم اونم يه از خدابي خبر اومد الكي گريه كرد برداش واسه خودش شايد باورتون نشه ولي هنوزه كه هنوزه ميگم راضي نيستم ازش
amin20
amin20
٩٣/٠٥/٢٦
٠
٠
اینا که مال زمان ماست الان که همه موبایلو تبلت و گیم نت و .... است
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٢٦
٠
٠
سلام: عجب کیفی دارد بازی در کوچه با بچه محلها.ممنونم رفتم تو حال و هوای محل.سپاسگزارم
پری سا
پری سا
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
هووووم..ولی بچه های الان همش پای تلویزیون و کامپیوترن....
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
گل بازی رو هستم شدید...کوچه باغ ما یه جوب همینشکلی داره...خوراکه برا سازه های گلی...مرسی از شما لذت بردیم :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
یکی بود مثل همه ما

آتنا رفت

٩٦/٠٤/٢٢
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
نکند اعتماد جامعه را سلب کنید

درد کنکور

٩٦/٠٤/٢٢
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
بیایید از این واژه نترسیم

بگو نمی دانم

٩٦/٠٤/٢٢
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
مراتب سیاه نمایی

من یک سیاه نما هستم

٩٦/٠٤/٢٢
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
شعری سروده خودم

بی تاب ترین پنجره

٩٦/٠٤/٢٢
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
تبلیغات