مغز من را به کودکم بدهید
چرت نوشته‌های من سر کلاس جبر

مغز من را به کودکم بدهید

نویسنده : وصال

تصور کنید سرکلاس جبر خطی نشسته باشید، صندلی آخر کلاس چسبیده به دیوار، آن هم سر صبح. استاد بنده خدا، هی حرف می‌زند، سوال حل می‌کند اما تلاش استاد برای حل سوال تداخل داشته باشد با خواب‌هایی که آن لحظه دارید می‌بینید، این دقیقا وضیعت الان من است سر کلاس جبر خطی ساعت 8:15 روز دوشنبه آخرای مهر ماه.

جالب‌تر این‌که توی این شرایط دنج گوشه کلاس دستم که مدت‌هاست چیزی جز سیاه کردن جزوات درسی ننوشته، شروع کند به نوشتن حرف‌های ذهنم که خیلی وقت است بی‌نظم‌تر از همیشه می‌چرخند و نوشته نمی‌شوند.

بنویسم راجع به این‌که از اول صبح که راه افتادم خیلی اتفاقی مدام دارم این شعر را در ذهنم مرور می‌کنم که می‌گفت

کار اهدای عضوهایم

را به همین دوستان اندکم بدهید

چشم و گوشم برای هرکس خواست

مغز من را به کودکم بدهید

آره واقعا یک فرزند با تفکرات خود آدم، یعنی تمام آن چیزی که از آینده می‌شود توقع داشت، یک کسی با تحقق آرزوهایی که به‌شان نرسیدی. تمام آرزوهایی که 18 سالگی تصمیم می‌گیری بهش برسی و 40 سالگی تقریبا یک رویا می‌شود. کودکی که مثل خود آدم فکر کند یک رویای بی‌نظیر است برای لحظه‌هایی که بیکاری مثل الانِ من سر کلاس جبر، فکر کردن به فرزندی که تفکراتی شبیه خودم داشته باشد. طفلی استاد دارد درس می‌دهد، چقدر همهمه در کلاس است، نمی‌گذارند جمع و جور کنم حرف‌هایم را و من همچنان در فکرِ مغز من را به کودکم بدهید سیر می‌کنم.

کاش مغز آشفته این روزهای من چاره‌ای باشد برای روزهای بی‌پناهی کودکم. کاش تحقق رویاهای مجسم نشده من باشد با تفکراتی از جنس خودم. دلم می‌خواهد این کلاس جبر تمام نشود، چقدر حرف دارم برای کودکی که باید مغز من را یدک بکشد. کم‌کم مثل این‌که صدای خسته نباشید گفتن‌های بچه‌ها دارد می‌آید، بله درسته کلاس جبر خطی تمام می‌شود و حرف‌های من برای مغز کودکم، بماند تا کلاس جبری دیگر.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٥/٣٠
٢
٠
بسیار نوشته خوبی بود؛ جبر خطی یکی از درس هایی هست که من هیچ وقت تا آخر عمرم نسبت به کاربردش توجیه نمی شم!
سید علی
سید علی
٩٣/٠٥/٣٠
٢
١
من برای نصف درس های مدرسه و دانشگاه و .. توجیه نمیشم!!مثلا چرا ادمی که رشتش مهندسی نرم افزاره باید تو دانشگاه زبان فارسی بخونه؟؟!!
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٥/٣٠
٢
٠
و یا چرا دانشجوی تربیت بدنی باید 6 واحد یاضی و 6 واحد آمار پاس کنه خوب به چه دردی میخوره عایا؟!
وصال
وصال
٩٣/٠٥/٣١
٢
٠
ممنون آقای نادری لطف دارید :) منم دقیقا کاربردش رو نمیدونم اگر میدونستم حتمن گوش میکردم ( الکی ):دی تازه گمونم واسه برق اختیاریه . واسه ما که اپیشنیاز دو تا درس هم بود!!!
mr_khas
mr_khas
٩٣/٠٥/٣٠
٢
١
واااااااااااقعا عالی بود .. یک ریتمی داشت دوست داشتی بخونی تا تهش و به نظرم متن قوی بود ...ممنون از شما :)
وصال
وصال
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
ممنون از شما که خوندید :))) خوشحالم که خوشتون اومد مستر مورینیو :)
Amirali_e
Amirali_e
٩٣/٠٥/٣٠
٢
٢
آخه بد آموز چرا سر کلاس؟؟. نمی تونی بعد کلاس یه ربع ساعت بمونی و فکر کنی جان ما غیر منطقییه؟ ولی متن نوشته شده توسط شما زیبا بود
وصال
وصال
٩٣/٠٥/٣١
١
٠
نه دیگه همه ی لذتش به اینه که سر کلاس بنویسی :دی تازشم من که گوش نمیکردم به درس ، به نظرم نوشتن از چرت زدن بهتر بود :) مرسی از نظرتون :)
neyosha
neyosha
٩٣/٠٥/٣٠
١
٠
:|(jabr khaty chi hast ? ( farsi nemisheh
وصال
وصال
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
جبر خطی دیگه خخخ یه درس سه واحدی توی رشته ی ما که گمونم بیشتر رشته های فنی داشته باشند / واسه ما پیشنیازش ریاضی یک و دو بود / خودشم پیش نیاز تحقیق در عملیات خخخخ مجبور شدم برم چارت و نگاه کنم :دی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٣٠
١
٠
سلام: خیلی خوب بود.متشکرم
وصال
وصال
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
سلام خواهش میکنم نظر لطفتونه :)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٥/٣٠
١
٠
یادش بخیر این متنتون رو تو وبلاگتون خوندم. | خیلی متن قشنگی بود.
وصال
وصال
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
مرسی :)چقده خوب که دوباره هم خوندید :)))
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٥/٣٠
١
٠
اخ اصلا یک دردسری شده این درسای بیربط بارشته من نمیفهمم اخه کسی که رشتش تجربیه چرا باید عربی بخونه؟؟؟؟؟؟؟؟اخه چراااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟:(((
وصال
وصال
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
خب من جواب اینو نمیدونم حتما لازمه دیگه:دی
Faezeh_j
Faezeh_j
٩٣/٠٥/٣٠
١
٠
ببخشید کلا یادم رفت متنتون بسیار زیبا بود باتشکرات فراوان:))
وصال
وصال
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
خواهش میکنم :)بسیار ممنون از خودت :)))
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٥/٣٠
١
٠
خیلی خوب بود وصال ... کلی یاد خودمون افتادم تو ساعتایی که حوصله گوش دادن به درس نداشتیم چه کارها که نمی کردیم خخخخ تشکرات
وصال
وصال
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
خخخ مثلا چیکار ؟؟؟
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٥/٣٠
١
٠
یه لحظه یاد کتاب های دکتر شریعتی افتادم چقدر شبیه اونا بود اونارم مثل این متن هر چی میخونم نمیفهمم! ولی موفق باشید.
وصال
وصال
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
سلامت باشید .کتاب های دکتر شریعتی ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!مفهموم نبود یعنی ؟؟؟ عه چطور ؟؟؟
s_sali
s_sali
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
واقعا زیبا بود. ذهن من هم گاهی قفل میکنه رو یه ترانه یا شعر خاص و سر کلاسایی که اصلا علاقه ندارم بهشون این ذهن میزنه تو کار تحلیله اون ترانه... به یه نتایج فلسفی و جالبی هم میرسم که در حالت معمولی به هیچ وجه به ذهنم خطور هم نمیکنه... بسیار زیبا روایت کرده بودید اون لحظات رو.خیلی قلم خوبی دارید.ممنون.موفق باشید
وصال
وصال
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
اگر ممکنه اگر این تحلیلات ترانه ای تون واسه ما هم بزارید که بخونیم و استفاده کنیم :) ممنون که خوندید و خوشتون اومد :)))
s_sali
s_sali
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
متاسفانه ترانه هاش مجاز نیستن و در مواردی که ترانه ها مجازن تحلیلای من غیر مجاز میشن..!خخخخ. متنتون اینقدر خوبه که هرکی بخونه خوشش میاد... موفق باشید
ali007
ali007
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
بح بح وصال بانو بعد سالی مطلب دادین:دیییییی.........خیلی زیبا بود واقعا،ادم رو به خوندن جذب میکرد....تشکرات فراوون:)))))))))
وصال
وصال
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
خواهش میشه پاتریک :)))
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
خیلی هم عالی..............ممنون از شما
وصال
وصال
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
خواهش میکنم /ممنون از شما که خوندید :)
باران
باران
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
هه طفلی استادا چشم ها بهشون خیره بود ولی فکرا جای دیگه :)) ممنون وصال جون
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/٣١
٠
٠
ولی بعضی اساتید هستن خیلی دقیق می فهمن که داری نگاه می کنی ولی اصلا تو کلاس نیستی! :دی
وصال
وصال
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
قربونت باران :)جدی ها طفلی استادا :) اما باران این استاد ما بنده خدا از اول تا آخر رو به تخته فقط مینوشت مجالی بود که اصلا بهش نگاه نکنی :)))
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/٣١
١
٠
نمیشد مغز استیون هاوکینگ رو به من می دادن؟! :دی ... راستی تیتر مطلب رو خوندم: چرت نوشته های من سر کلاس جیز! :))
وصال
وصال
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
خخخ هاچ خخخ باشه مغز استیون ماله تو :دی
banu_n
banu_n
٩٣/٠٥/٣١
١
٠
:دي مرسي دلپذير بود
وصال
وصال
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
خواهش میکنم :))
octopus
octopus
٩٣/٠٦/٠١
١
٠
من که ترجیح می دم چنین جنایتی در حق کودکم نکنم :)).
وصال
وصال
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
کودکت از خداشم باشه که مثل تو بشه :دی
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٦/٠١
١
٠
چقدر خوب نوشته بودی :) من همیشه دلم میخواد بچم به اون چیزایی که من نرسیدم برسه :)
وصال
وصال
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
مرسی سحر :) آوره تصورش واسه من لذت بخشه که بچم به چیزایی برسه که آروز های من بوده این طوری آرزو نابود نمیشه نشده :)
b_chatrokh
b_chatrokh
٩٣/٠٦/٠١
١
٠
قشنگ بود مطلبتون .. يك سوال اين دي كه آخر حرفاتون مينويسين يني چي؟؟؟؟؟؟؟ يكي توضيح بده علامت تعجب رفته بره ما متشكرر :))
وصال
وصال
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
مرسی از شما :) این علامت :دی هم یعنی نیشخند :)))با تشکر
b_chatrokh
b_chatrokh
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
دي دي ديديد دي الان كه معنيشو ميدونم دي دي ديديد دي :)))))))))))))))))))))))))))) مرسي سركار/جناب وصال (آقا/خانم)
وصال
وصال
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
خوش باشید :دیییییییییییییییییییییی
همتا
همتا
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
اعتراف می کنم که لذت بردم از خوندنش :)))) خیلی شیرین بود! من این وضعیتو سر کلاس باکتری شناسیم داشتم ! خخخخ همیشه یه کتاب دیگه تو کیفم می ذاشتم برای سر کلاس باکتری که وقتم هدر نره :دی
وصال
وصال
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
چقده تعریف کردی خجالت کشیدم :)))) خوشحال خوشت اومد :)))) و خوشال ترم که سر کلاس باکتری شناسی وقتت هدر نشده :دییی
admincheh
admincheh
٩٣/٠٦/٠١
١
٠
من فکر می کنم اگه بخواد آرزوهای منو برآورده کنه؛کمی در حقش بی انصافی کردم؛خودش خب علایقی داره :)خیلی خوب نوشتی تند تند بنویس :)
وصال
وصال
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
خودشم علایقی داره درسته ولی این نوشته ی یک منه استبدادیه خخخخ .پاییز تند تند چجوری بنویسم اینم واسه قدیما بوده :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠