ميراث جاودانيِ من
دست‌هايم را خواهم كاشت

ميراث جاودانيِ من

نویسنده : M_IRANI

اگر قرار باشد 

دنيا را قسمت كنند

و هر تكه از آن را

سهمِ يك نفر سازند

و از هرنفر بخواهند

تا در سهمِ خود

بذري يا گلي كه دوس مي دارد

بكارد و پرورش دهد

من

در سهمِ خود

دست‌هايم را خواهم كاشت

و از آبِ محبت 

آبياري‌شان خواهم كرد

و خورشيدِ عشق را 

به آنان خواهم تاباند

و برايشان از مهرباني

قصه‌ها خواهم گفت

و به هزاران دست

تكثيرشان خواهم كرد

آن وقت در فصلِ برداشت

هزاران دستِ به ثمر رسيده من

دستاني خواهند بود

كه همراه ِنسل ديگري از من

خواهند شد

دستاني كه ميراث جاودانيِ من

خواهند بود!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٥/٢٧
٢
٠
احسنت....!
blue girl
blue girl
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
خیلیم خوب!دستانی که میراث جاودانی من خواهند بود!
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
بهههه...چه زیبا... :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام
تصور دست از ديدگاه فلسفي را هم ببينيد بد نيست
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام:قشنگ بود.ممنون
a_zabbah
a_zabbah
٩٣/٠٥/٢٩
٠
٠
دستان با سخاوت....ممنون
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
خیلی عالی...............ممنون
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
"دستانم را خواهم کاشت"ارزش این جمله به زیبایی این شعرناب است
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠