من و غذای روح
گشت و گذار فکر من در دنیای کتاب‌ها

من و غذای روح

نویسنده : f_yousefi

«من او» رضا امیرخانی را خواندم. به سفارش یکی از دوستان که ذائقه‌مان شبیه است. راستش به دهنم شیرین نیامد. آن‌قدر که تعریفش را می‌کردند به نظرم خوشمزه نبود. هر کس با خودش فکر می‌کرد ذهنش می‌رفت سمت کیک شکلاتی و این جور مسائل! برای من حکم همان کلوچه‌های نادی را داشت! خوش مزه اما نه به اندازه کیک شکلاتی. داستان سیستانش را به سفارش همان دوست خواندیم و مزه‌اش زیر زبان‌مان است، ترد و شیرین. اما «من او» آن‌قدر که به‌به و چه‌چه کردند، نبود! نمی‌دانم شاید برای بچه دهه شصتی جالب باشد اما برای من هفتادی؟

شاید زیادی توقع داشتم؛ نمی‌دانم. بگذریم؛ شما کویر شریعتی را خوانده‌اید؟ عجب چیزی است! یادم می‌آید روز جمعه‌ای بود و با یکی از دوستان رفته بودیم جمعه بازار کتاب. در آن جا دیدمش. بعد هم خیلی تمیز، دوست گران‌قدر را که قرار بود ازشان نهار بگیریم، پیچاندیم تک و تنها رفتیم کافه! همان کیک شکلاتی مذکور با یک عدد موکا و کویر نوش جان کردیم. از نیمه بهمن گذشته بود. هوا سرد سرد. بنده خدا، یک ربعی ایستاد بعد منو آورد، آن جا هم تاکید کرد منتظر می‌مانید یا سفارش می‌دهید؟ حتما با خودش می‌گفت تک و تنها، روز جمعه آمده کافه کتاب بخواند؟ بهش حق می‌دادم، کمتر کسی می‌رود کافه کتاب بخواند دیگر.

گفتم شریعتی، یاد «وظیفه شیعه بودن» یا همچین اسمی داشت افتادم (به شک افتادم اصلا نامش این بود یا نه؟!). سخنرانی است در حسینیه ارشاد که کتابچه‌اش هم هست. دادم به یکی از دوستان برای مطالعه، حداقل یک  سال اندی است که ندیدمش! هم دوست را هم کتاب را! بحثش سر این بود که اگر قرار باشد هنر برای هنر باشد و نه در خدمت مردم، آن جاست که باید در کلکسیون آدم‌های پولدار باشد و به هیچ درد جامعه نخورد. این که نشد هنر! و مقایسه کرده بود با علم و اینجور مسایل. خیلی دلنشین بود.

«پدر مادر ما متهمیم» هم خیلی عالی بود. خلاصه‌اش می‌شود که ای مادر ای پدر! می‌خواهی به بچه‌ات دینداری یاد بدهی، خوب و روشن یاد بده با دلیل و استدلال! این‌که اگر نماز نخوانی می‌اندازنت در جهنم جزجز کنی، به درد جوان امروز نمی‌خورد! بنشین از زیبایی‌های نماز بگو، از فلسفه نماز بگو. از این‌که نماز یک برنامه عملی است برای تو و زندگی‌ات. الله اکبر خدا بزرگ است. پس خودت را پیش کسی کوچک نکن. هر جا ماندی بیا پیش خودم دستت را می‌گیرم جای دور چرا؟ حی علی الفلاح. پیس به سوی رستگاری. پدر بیا و این‌ها را به بچه‌ات بگو. فطرت جوان پاک است. مثل زمین زراعی است. هر چه بکاری درو می‌کنی. بذر خوب باید بکاری تا محصول خوب برداشت کنی. کاری نکنید محصولات‌مان را سن بزند، آفتی است که وقتی بیاید فقط با خودش غم می‌آورد. نشود جوانان‌مان را سن بزند ... مواظب باشید. غذای فکری خوب بهش بدهید. آدم گرسنه غذا می‌خواهد، مواظب باشیم غذای مسموم به جوانان‌مان ندهند. خدایا همه‌مان را عاقبت به خیر بفرما، خدایا ما را به درجه‌ای از طاعت و بندگی برسان که همه رضا به رضاک باشیم؛ الهی آمین.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٥/٢٧
٢
٠
آمین! سپاس من هم کتاب ها سخنان دکتر شریعتی رو خیلی دوس دارم
blue girl
blue girl
٩٣/٠٥/٢٧
١
٠
آمین! من او برای من شبیه خرمالو بود!گس اما بازم مزه ش دلنشین بود! و کویر هم آبی خنک که عطشمو فرو نشوند
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
بقیه کتاب های استاد شریعتی رو خوندید ؟ نظرتون راجع به سلمان پاک یا پدر مادر ما متهمیم چیه ؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام
متشكرم يادآوري خوبي بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٢٧
١
٠
سلام: چه همه کتاب معرفی کردید.متشکرم
mohammadreza_kh
mohammadreza_kh
٩٣/٠٥/٢٨
١
٠
سلام:منم بر عکس همه که خیلی از کتاب های رضا امیر خانی تعریف میکنند جذب آنها نشدم مثلا جانستان کابلستان یا نشت نشا رو که خوندم خیلی باهش حال نکردم،البته معتقدم که حتی در کتاب خوانی هم هر کسی علاقه ی خودشو داره.
f_yousefi
f_yousefi
٩٣/٠٦/٠١
٠
٠
جانستان کابلستان رو هنوز نخوندم ولی با توجه به این که داستان سیستان رو خوشم اومد به نظرم از اونم باید خوشم بیاد . نشت نشاء رو هم به نظرم یه کمی غیرواقع نوشته شده .
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٠١
١
٠
چه کتاب گردی خوبی............البته من از من او خیلی لذت بردم................ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات