زندان زندگی
شعری از شهریار

زندان زندگی

نویسنده : t_gh

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم

روزی سراغ وقت من آئی که نیستم

در آستان مرگ که زندان زندگیست

تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم

پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل

یک روز خنده کردم و عمری گریستم

طی شد دو بیست سالم و انگار کن دویست

چون بخت و کام نیست چه سود از دویستم

گوهرشناس نیست در این شهر شهریار

من در صف خزف چه بگویم که چیستم

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
سرچ کردم؛ خزف میشه: میوه چیدن. معنی اون بیت آخر چیه؟ یعنی من در صف میوه چینان .... ؟! چه ربطی به مصرع قبلش داره؟ شاید خزف معنی دیگه ای داره؟
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/٢٧
٠
١
نهههههههه ببخشید ببخشید من اشتباهی خرف رو سرچ کرده بودم! خزف میشه: سفال
seyed_mohammad
seyed_mohammad
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
عالی بود مرسی :)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
اصلن من که در هنگم *:)
faride
faride
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
حالا مگه بده در صف میوه چینان باشه؟؟خخ
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
ایول به شهریـــآر *:) عجب ادبیات قوی داشته ...
atieh_se
atieh_se
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
من اینقدر این شعر رو ضایع و بد خوندم که شهریار از اون دنیا می یاد و ازم شکایت می کنه!
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
یاشاسین شاعر ترک ما
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
گوهرشناس نیست در این شهر شهریار..... من در صف خزف چه بگویم که چیستم............................. بابا راست میگه این شهرریار.......حالا گوهر شناسی به کنار ...الانه حتی بقیه نمیتونن درک کنن حرف های آدمو....چه برسه به ..مفاهیمش ..
blue girl
blue girl
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
یاخشده یاخشده!تمام ترک له هنرمند بارن!
ali_y
ali_y
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام ... در آستان مرگ که زندان زندگیست /تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم ... خیلی قشنگ ...
فائزه
فائزه
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
بح بح بح خیلی هم عالی :))) تشکر:)))))
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
یک روزخنده کردم و عمری گریستم............معععععععععععععرکه
faride
faride
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
ممنون زیبا بود:)))))
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
نه بد نیست میوه هم که گرون شده این روزا! :دی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام:اشعار شهریار مخصوصا حیدربابا را دوست دارم.متشکرم
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٠١
١
٠
شهریار فوق العاده است................ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات