آنتونوف 140 پکید!
یادداشت طنز

آنتونوف 140 پکید!

نویسنده : چراغعلی

پس از مدت ها انتظار! بالاخره جعبه سیاه هواپیمای آنتونوف 140رمزگشایی شد! طبق نظر یک منبع موثق دلیل سقوط هواپیما اشتباه فردی از جانب خلبان اعلام شده وی افزود: "خلبان قبل از پرواز شیر پر چرب مصرف کرده و با توجه به این که کفش هایش شن تاک بوده باعث شده جای پدال گاز و ترمز را اشتباه کرده و بعد هم ترمز دستی را اشتباهی کشیده، هنگامی هم که کمک خلبان برای تصحیح اشتباه او کلاج را گرفته متاسفانه موتور های هواپیما خاموش شده که مسبب این حادثه فجیع شده."

وی سخنان خود را تکمیل کرد: "سرنشینان این پرواز در هنگام سقوط واکنش هایی در خور تامل از خود بروز داده اند که دور از انتظار بوده است."  ایشان ادامه دادند: "برای کامل تر شدن اطلاعات واکنش مسئولان مربوطه نیز به پیوست ارسال میشود.

واکنش سرنشینان هواپیمای آنتونوف 140 پس از اطلاع از خاموش شدن موتورها:

 

شهروند معمولی: در حال خوردن شیر پرچرب است تا هر چه زودتر این کابوس تمام شود.

شهروند سادیسم دار: به دروغ به همه میگوید مقدار زیادی پسته دارد که میخواهد همه را ببخشد عده ی زیادی هم که در صف چتر نجات بوده اند به سمت او هجوم میآورند و عده ای تلف میشوند که باعث میشود به او چتر نجات برسد.

یک مقام مسئول: همه چیز را تکذیب میکند و با دلیل ثابت میکند موتورها هنوز روشن اند!!

معاون یک مقام مسئول!: پس از گذشت یک دقیقه از اظهارات مقام مسئول آنها را تصحیح میکند و آنها را به صبر میخواند و مشکل را از بنزین های غیر استاندارد میداند!!

شهروند خونسرد: از مناظر زیبای قبل از سقوط نهایت استفاده را میبرد!

یک مسئول عملگرا: سعی میکند با کبریت موتور هواپیما را روشن کند!!

شهروند آمریکایی: به نشانه ی اعتراض به نداشتن حق آزادی استفاده از چتر نجات به سازمان ملل شکایت میکند و تاکید میکند همه ی گزینه ها روی میز است سپس خود را در دستشویی حبس میکند تا فشار تحریم های اجرا شده در هواپیما کارگر افتد!

شهروند پزشک: از ماسک هایی که از سقف آویزان شده استفاده میکند تا در آخرین لحظات زندگی اش داغ هوای پاک روی دلش نماند.

شهروند خبرنگار: با خلبان مصاحبه میکند و رمز موفقیت او را به عنوان یک خلبان موفق میپرسد!

یکی از مسئولین وزارت امور خارجه: به کابین خلبان رفته و مذاکره برد – برد را شروع میکند!

شهروند سودجو: چتر های نجات را چند برابر قیمت میفروشد!

شهروند انگلیسی: با جاسوئیچیش صحبت میکند که ناگهان تبدیل به چتر نجات میشود بعدها مسئولین اعلام میکنند او یک جاسوس معروف به نام جیمز باند بوده!

شهروند مجرد: دنبال فردی میگردد تا نجاتش دهد!

شهروند مدیر: هواپیما را قبل از سقوط تفکیک جنسیتی میکند!

شهروند اماراتی: اولین چتر نجات را با یک حلقه چاه نفت طاق میزند!

 

پیوست:

واکنش افراد و مسئولین خارج از هواپیما

سازمان صدا و سیما: با سازمان هواپیمایی کشور بر سر دریافت حق پخش حادثه دعوایش میشود ولی چون آن لحظات صحنه های وحشتناکی است کلا گل و بلبل نشان میدهد!

مجلس: تصویب قوانین پیرامون نخوردن شیر پرچرب قبل از پرواز و نگاه کردن به آسمان علاوه بر چپ و راست سر تقاطع ها (با اجازه خانوم جوادی)!

دولت: اصلا چه کسی گفته هواپیما با موتور خاموش سقوط میکند؟! این حادثه یه سقوط آزمایشی بود فقط چون هر آدمک تصادف چیزی حدود 400 میلیون درمیاد با خودمون حساب کردیم دیدیم دیه ارزون تر درمیاد! از همین جا با خانواده های مصیبت دیده همدردی میکنیم و بدونن که باعث ارتقای سطح علمی کشور شدن!

شهرداری: در مراسم راه اندازی آمبولانس های جدید شرکت میکند و پس از یک سخنرانی دو ساعته روبان مربوطه قیچی میشود!

پلیس: خلبان را برای ورود غیر مجاز به طرح زوج و فرد جریمه میکند و تابوت او را برای تحقیقات بیشتر به پارکینگ منتقل میکنند!

 

پ.ن: این فجایع با این که بسیار دلخراش اند اما بازهم میتوان با آنها شوخی کرد امیدوارم این شوخی حمل بر این نشود که از این حادثه خیلی خوشحالیم، خیر بنده هم از این حادثه متاسف شدم لطفا برای شادی روحشان یک فاتحه بخوانید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
rdsjmakh
rdsjmakh
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
مطلبتون عالی بود :)
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
ای بابا تعریف نکنین دیگه اینقدر هام دیگه خوب نبوده!! (آیکون شکسته نفسی کردن)!!
admincheh
admincheh
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
یه جورایی مطلب از هرجایی که طرح شده بود در عین طنز بودنش تلخی بزرگی رو همراه داشت ، تبریک به این سبک نوشتنون:)
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
از ذهن مغشوش نویسنده طرح شده بود دیگه.
admin
admin
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
سبک خوبی نوشته بودی؛ اصلا هنر طنز نشون دادن همین عدم تناسب هاست. توی همین سبک می تونی خیلی بهتر هم بشی
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
نظر لطفتونه؛ همیشه دوست داشتم یه مدیر سایت از نزدیک ببینم یعنی به آرزوم رسیدم؟!
par!sa
par!sa
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
"دولت " 0_o
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
تازه انصاف به خرج دادم وگرنه میخواستم یه چیز دیگه بنویسم.
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
عالی بود..موفق باشید
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
فقط می تونم بگم فوق العاده نوشته بودید!
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
زیاد تعریف میکنین میرم یه وقت خدای نکرده نویسنده میشم اونوقت نون بقیه آجر میشه!!
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
:)
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
منفجر شدم از این همه احساسات!! کوهی از ناگفته ها!!!!
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٣/٠٥/٢٥
٠
٠
اصن آقای چراغعلی خیلیم احساسات گذاشتم!!آررره!
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٥/٢٥
٠
٠
نیازی به توضیح نبود ملت ما فرهیخته ان خودشون میفهمن این چیزا رو...
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٥/٢١
١
٠
«دولت: اصلا چه کسی گفته هواپیما با موتور خاموش سقوط میکند؟! این حادثه یه سقوط آزمایشی بود فقط چون هر آدمک تصادف چیزی حدود 400 میلیون درمیاد با خودمون حساب کردیم دیدیم دیه ارزون تر درمیاد! از همین جا با خانواده های مصیبت دیده همدردی میکنیم و بدونن که باعث ارتقای سطح علمی کشور شدن!» ... والا دقیقا انگار همین بوده! چون این هواپیما تو پرواز آزمایشی اولش هم سقوط کرده !!!!!!!!!!!! | عالی بود مسعود معروف به چراغعلی خودمان :دی
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون استـــــــــــــــــــاد...
Vania
Vania
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
جالب،تلخ، و درد داشت....قلمتون پرجوهر...موفق باشید
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
با این که با مداد مینویسم ولی شما هم موفق باشین.
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
:)) شهروند پزشک خخخخخخخ شهروند مجرد خخخخخخخخخخخخخخ
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
خودم عاشق اون مسئول عملگرام.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
سلام:خدا تمام درگذشتگان سانحۀ سقوط را رحمت کند.این طور هواپیماها نباشد خیلی بهتر است.کی از این سری حوادث راحت میشیم خدامیداند.ممنون
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
به نظر منم از پاراگلایدر استفاده کنن بهتره هم اسمش کلاس داره هم سوختی نمیخواد هم اینکه هیجانش بیشتره.
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
تا کی دیگه باید این عدم تعهد ها رو تحمل کنیم... فوق العاده نوشتین. اولش خنده بود و آخرش داغی ماند شاید...
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
امیدوارم دیگه از این طنزها ننویسم.
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
بعله....طنز تلخی بود....
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
همش که دیگه طنز نبود واقعیت هم توش بود.
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون بابت مطلب تلخ و قلم طنز.
amin20
amin20
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
بله تلخی بسی طنز بود
S_SOHA
S_SOHA
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
یه مطلب خیلی عالی... پس از مدتها در جیم... تبریک عزیز!!!!
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
یکی بیاد قدرمو بدونه!!
t_gh
t_gh
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
جالب بود ممنون
masood (چراغعلی)
masood (چراغعلی)
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
خواهش میشود
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
») ! زیبا بود سپاس
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
قابلی نداشت...
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
خیلی جالب بود...............ممنون..........
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
طنز تلخی بود ....هم خندیدم و هم کلی تاسف خوردم برای خیلی چیزها ......ولی خیلی تشکر از شما واقعا عالی بود
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
نظر لطفتونه.
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
عالي بود! ولي اون كودك 1/5 ساله اي كه پدرو مادرش رو از دست داده :((((( اي بابا
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
حالا زیاد غصه نخورین مسئولین سریع دست به کار میشن وقتی بزرگ شد بهش یه سهمیه ی کنکور همینجوری میدن هلو که جای خانوادشو بگیره!!
m_moradian
m_moradian
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
آدم نمدونه بخنده یا گریه کنه؟!!
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
بهترین طنزی بود که تا حالا توجیم خوندم.عااااااااااالی، واقعا ممنون
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
ای بابا!! شرمندم نکنین دیگه اینقدرام تعریفی نبود، فقط نمیدونم چرا فقط کاربرا این نظرو دارن!!
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
هر وقت یاد شهروند اماراتی می افتم خندم میگیره. بدون تعارف گفتم نظرمو
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
شهروند مجرد: دنبال فردی میگردد تا نجاتش دهد!
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
شهروند مجرد:خانم یا آقا،مسئله این است.خخ
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
جای مجرد میخواستم بنویسم عذب ولی یه خورده لحن جالب نبود دیگه از روی مجبوری شد مجرد.
فائزه
فائزه
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
هوم...خیلی عالی نوشته بودید ممنون :)))
ghazale
ghazale
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
ینی عالی بودا ! شهروند آمریکایی و شهروند مدیر :| خیلی خوب بود :))
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
یعنی وقتی داشتم مینوشتم به مسئول عملگرا که رسیدم خودم یه ربع داشتم میخندیدم!!
neyosha
neyosha
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
خخخخخخ...مرسی:)))))) قشنگ بود ولی حادثه ای بود بسی تلخ...
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
ممنون ، اما نمیدونم چرا من نمیتونم با یه طنز که در مورد یه حادثه بد نوشته شده رابطه برقرار کنم .
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
واقعیت رو باور کن ازش درس بگیر گاهی حتی بهش بخند!! و برای تصحیحش تلاش کن.(اووووف چقدر فلسفی بودهاااا)
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
^______________^
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
خیلی خوب بود خیلی خوب:) شهروند مجردش خیلییی خوب بود:)))
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
اون تیکش که جدی بود!!
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
نمیشه طنز برداشت کرد یعنی؟:|
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
تا حد امکان جدی برداشت کنین ولی در موارد خیلی استثنایی میشه طنز هم برداشت کرد.
ati
ati
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
خیلی خوب بود
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
سلام ... خود شما چه چيزي افزوده ايد
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
نمک و فلفل به مقدار لازم! چه چیزی قرار بوده اضافه کنم؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
سلام ... احتمالا نمكش يد دار بوده / مرسي
Niva
Niva
٩٣/٠٦/٠٤
٠
٠
بسیار عالی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠