ماده شیر حامی شکار خود شد!
ثبت ماجرایی حیرت انگیز توسط عکاسان حیات وحش نشنال جئوگرافیک + عکس

ماده شیر حامی شکار خود شد!

نویسنده : m_khoramdin

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران: در تاریخ ۳ April (چهاردهم فروردین ۱۳۹۳) زمانیکه “ایوان شیلر” و “لیزا هولزراث” عکاسان حیات وحش نشنال جئوگرافیک در بوتساوانا مشغول عکاسی بودند با صحنه خارق العاده ای در طبیعت مواجه شده و تصاویر بی نظیری را به ثبت رساندند.

ماجرا از آنجا آغاز می شود که دسته ای از بابون ها با صروصدای بسیار زیاد مشغول فرار از لابلای بوته ها و بالا رفتن از درختان بوده اند. پس از مدتی مشخص می شود که دلیل ترس بابون ها دو شیر ماده هستند که به قصد شکار به بابون ها حمله کرده اند. در این میان یکی از شیرها یک بابون ماده را که سعی در فرار داشت به دندان گرفته او خفه میکند.

در حالی که بابون ماده در آرواره های شیر جان می دهد یک بچه بابون کمتر از یک ماهه که مادر خود را در آغوش گرفته کم کم از بغل مادر به روی زمین می افتد.

بچه بابون کوچک بر اساس غریزه به سمت درخت حرکت کرده، سعی می کند از درخت بالا رفته و فرار کند اما توان جسمی و قدرت بالا رفتن از درخت را ندارد. این صحنه توجه شیر را بخود جلب می کند.

بچه بابون نمی تواند از درخت بالا برود و ماده شیر او را به دندان میگیرد. در این لحظه عکاس که تحمل دیدن خورده شدن بچه بابون توسط شیر را ندارد دوربین خود را خاموش می کند.

اما در کمال ناباوری پس از مدتی شیر بچه بابون را به زمین گذاشته و آنرا درمیان دستان خود می گیرد.

بچه بابون کوچک سعی می کند سینه های شیر را گاز بزند.

و با او بازی می کند…

در این حین شیر نری از راه می رسد اما یکی از ماده ها بچه بابون را در حمایت خود داشته و ماده شیر دیگر با خشونت اجازه نزدیک شدن به شیر نر را نمی دهند.

جدال شیر نر و ماده ها به خشونت کشیده می شود و بابون پدر که در تمام این مدت بر روی درخت مجاور نظاره گر فرزندش بود از فرصت استفاده کرده، با شجاعت از درخت پایین می آید و بچه بابون را از میان شیرها به دندان گرفته و به بالای درخت منتقل می کند.

بابون پدر فرزندش به جایی امن در بالای درخت برده و او را در آغوش میگیرد.

تصاویر فوق العاده زیبا و کم نظیر هستند اما این رفتار خاص ماده شیرها در مراقبت از بچه بابون و اقدام بابون پدر در این ماجرا است که این داستان را منحصر بفرد و حیرت انگیز می کند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٦/٠٤
٢
٠
سلام:از قرار معلوم غریزۀ مادری شیرها بسیار قوی است چند وقت پیش هم یک شیر وقتی دیده بود شکارش بچه داشته از غصه دق کرده وکنار شکارش میمیرد.واقعا عجیب است.متشکرم
MILAD
MILAD
٩٣/٠٦/٠٤
١
٠
شیر و این کارها !!! :-)
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٦/٠٥
١
٠
چه قدر جذاب .... ممنون
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
خیلی جالب بود..
رها
رها
٩٣/٠٦/٠٥
٠
٠
فوق العاده بود....مرسی....
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٦/٠٦
٠
٠
اخیی نازی ممنون!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٦/٢٨
٠
٠
خیلــــــــــــی هم جالـــــــــــــب... عجیبا غریبا... مرسی از شما
پربازدیدتریـــن ها
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
حال خوب یعنی...

صدای زنگوله ی کبوتر ها

٩٦/٠٩/٢٢
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
خلق و خوی ترک ناشدنی

عطرهایی که الکل شدند

٩٦/٠٩/٢٣
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
هبوط

پیدایش انسان

٩٦/٠٩/٢١
شعری سروده خودم

غرور

٩٦/٠٩/٢١

جنگل سپید

٩٦/٠٩/٢٢
بالا رفتن از آن دل و جرات می‌خواست

دیوارها

٩٦/٠٩/٢٣
شعری سروده خودم

گرمای عشق

٩٦/٠٩/٢٣
دلم می‌سوزد...

چگونه کتاب نخوانیم و آن را جار نزنیم!

٩٦/٠٩/٢٥
در این شب های پاییزی

تنهایی و درد

٩٦/٠٩/٢٥
تبلیغات