دغدغه سقوط
یک روز صبح وقتی بیدار می شوی و یک عالم اتفاق افتاده است!

دغدغه سقوط

نویسنده : اکرم انتصاری

خورشید باز هم از مشرق طلوع کرده، باز به ساعتت خیره می شوی و از این که ساعت هشت است خوشحال می شوی‌، وقت خوابیدن داری. آلارم گوشی انگار حرفی برای گفتن دارد‌، آن قدر زنگ می‌زند تا زنگ دغدغه‌های صبحت به صدا در بیایند.

عقربه ها کِشان کِشان به نُه رسیده‌اند‌، فکرهایی که از هرجای ممکنی به ذهنت هجوم آورده‌اند را سروسامان می‌دهی‌. صدای تلویزیون باز است‌، آن قدر که می‌شنوی صدای سقوط کلماتی که در پس ِسقوط هواپیمای آنتونوف آتش گرفته اند، سوخته اند و کام ِزندگیشان درچند دقیقه ناکام شده است. دلت سقوط می‌کند‌، مهیبِ بزرگی بال‌های پروازت را می‌گیرد. واژه هایت مصدوم می‌شوند؛ دست و پا شکسته بین آ‌ن‌ها میانجی‌گری می‌کنی و الف‌هایی که داغ خمش کرده را گچ می‌گیری تا کمر راست کنند.

به جمله‌ی خبرنگار غزه هم فکر می‌کنی: «صبح وقتی بیدار می‌شوی، شاید همسایه‌ای درکار نباشد». به مدعی صلحی که می‌خواهد داعش را نابود کند نه به خاطر مسلمانان که اگر اسلام دوستی در کار بود غزه در آتش نمی سوخت، گُر نمی‌گرفت. داغ و دغدغه چه قدر کلمات ربط دارِ بی ربطی هستند. داغ‌ها که روشن می‌شوند، دغدغه‌ها خاموش می‌شوند. به تکاپوی پیدا کردن جعبه سیاه دل می‌بندی و400 روزی که می‌تواند مشخص کند چرا..؟

ساعت را می‌بینی‌؛ به ده رسیده است‌. باید عجله کنی‌، خیلی دیر شده‌، به دقایقی که می‌توانند دغدغه‌هایت را داغ کنند فکر می‌کنی‌،گام‌های خواستنت را تطمیع می‌کنی و مارتون وار می دوی که شاید چند دقیقه بعد مثل آن قطار از ریل خارج شوی‌، یا تانکر حمل سوخت تو را تکه تکه کند یا مثل آن هواپیمای مجهول الحال مالزیایی بروی و هیچ وقت به مقصد نرسی و حتی مشخص نشود که کجا و حتی چرا سقوط کرده ای‌؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
اون روز کلن روز خیلی بدی بود؛ ما توی تحریریه آخرین خبر بودیم؛ پشت سر هم خبرهای بد می اومد؛ فقط مونده بود که بگن یک جایی هم زلزله شده!
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
دقیقا گوشیمو که باز کردم صف خبرهای بدی بود که ردیف شده بود !
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
چقدر تلخ ..... ممنون
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
خواهش
MILAD
MILAD
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
ادم میمونه با چی بره سفر، هواپیما که سقوط میکنه ،قطار که از ریل خارج میشه، اوتوبوس چپ میکنه، جاده ها هم که دیگه نگو ...
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
هدفم سیاه نمایی نبود امسال تابستون تعطیلات عید فطر بیشترین میزان سفرو داشن مردم؛ اما خب نمی گم اتفاق برای افتادنه؛ امیدوارم بشه روزی که همه احتیاط کنن ،همه !وبیشتر خواستم به این اشاره کنم از دقایق عمری که سریع می گذره چه قدر غافلیم
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
چقدرمحزون بود واقعا...
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
روز حزن انگیزی بود خب ..
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
یک مشکل اساسی که خیلی وقت ها ما باهش درگیریم اینه که همش فکر می کنیم اتفاق بد برای دیگرانه! خداکنه قدر لحظه لحظه عمرمون رو بدونیم...
Vania
Vania
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
آمیـــــــــــن!
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
الهی آمیـــــــــــــــــن
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
سلام: متأسفانه بیشترذهن مادرگیر همین افکار است.چقدر خوب است که مردم شادوسرحال ومهربان باشند که نیستند.متشکرم
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
سعی می کنم شاد بنویسم:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
سلام:منظورم با نوشتۀ جنابعالی نبود.خبرهای این روزها را عرض کردم که همه جا صحبت از حادثه ومرگ وجنگ و جنایت واین چیزهاست.تقصیرشما چیست که اتفاقات پشت سر هم ردیف شده.متشکرم
Vania
Vania
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
این روزا به ندرت خیلی ندرت اخبار می بینم..هرروز یه خبر بد از یه گوشه..دل آدم هم تا یه حدی جا داره خب!.....انشاالله روزی بیاد که خبری از جنگ و سقوط و کشتار نباشه...
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
یکی از آرزوهام دیدن اون روزه...
s_sali
s_sali
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
به غیر از گنجایش بار روانی وحشتناکی داره همین طور بی هوا جنین شش ماهه کشته شده نشون می دن داری غذا می خوری یا کسی مریضی قلبی داشته باشه ..:|
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
حرفی برای گفتن نمیمونه واقعا...
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
هعی!
همتا
همتا
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
:) فقط امیدوارم یه روز صدای همون خبر نگار بگه امروز خبر بد نداریم ... :) مرسی پاییز‌:)
فائزه
فائزه
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
ان شاء الله :)
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
بشه که بشـــــــــــــــــــــــــه:)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
کلمات شما هم بوی حرارت می دهد !:) مرسی واقعا زیبا بود
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
امیدوارم حرارتش فراری دهنده نباشه، ممنون :)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
:(
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
قدر دقایقمونو بدونیم !
neyosha
neyosha
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
چی بگم من؟!؟....حرفی برای گفتن ندارم واقعا .....!!!!!
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
همه حرفاشونو خوردن؟:)
t_gh
t_gh
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
:(
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
:(
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/٢١
٠
٠
زیبا نوشته بودید..............ممنون
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
خواهش خانم دکتر آینده:)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
واقعا نمیدونم چی بگم .................:((((((((((((
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
هیچی !می گذره همه فراموش می کنن !:(
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
چند وقتيه كه همه چيز بهم ريخته! ديگه جوري شده كه ديگه به فردامونم اعتماد نداريم! خدا خودش بخير كنه
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
فردا چیه چند ثانیه !
m_moradian
m_moradian
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
ای بابا :\
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
شمام سقوط کردین ؟:/
Faeze_v
Faeze_v
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
چقدر من واسه هواپیما ی مازی ناراحت شدم . طفلی ها جنازشون آخرم پیدا نشد؟؟؟؟؟؟
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
هیچیشون پیدا نشد !خدا عاقبت به خیر کنه همگی رو !
s_sali
s_sali
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
واقعا حادثه ی تلخی بود. چقدر زیبا نوشته بودید. چقدر خوب اشتراکاتی پیدا کرده بودید. واقعا درود به این قلم. موفق باشید
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
خواهش می کنم :)
tanin
tanin
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
چه قدر دردناک :(((
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
به دردناکی سقوط
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
هعییییییییییییییییییییییی...
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
بـال پروزاتون نشکنه الهی !:)
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
انشاالله ^________________^
فائزه
فائزه
٩٣/٠٥/٢٢
٠
٠
:(
Paeez
Paeez
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
شمام که :( اینی !
ati
ati
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
اره روز بدی بود..یکی نوشته بود فک کنم اخر الزمانه امروز
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦