کاش می‌توانستم...
شاید الان اوضاعش بهتر باشد

کاش می‌توانستم...

نویسنده : Eli-soltani

الان که هوا خوب شده شاید اوضاعش بهتر باشد! چند ماه قبل با این‌که کلی لباس پوشیده بودم ولی باز هم از سرما استخوان‌هایم درد گرفته بود و از سوز هوا پوست صورت و دستم می‌سوخت .

وقتی چشمم به یک پسر 13-14 ساله افتاد که دمپایی پایش بود و گوشه پیاده رو نشسته بود و یک ترازو جلویش و چند جفت جورابم کنارش، دلم گرفت. یک نگاه به خودم کردم و یک نگاهم به او... کاش می‌توانستم کاری کنم که مجبور نباشد توی این سرما کنار خیابان بنشیند ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
کاش میشد کاری کرد...کمک که نمیشه کرد چون کسایی که اونو دنبال این کار فرستادن تشویق میشن.منم هروقت می بینمشون جگرم میسوزه!
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
می تونیم اما به شرطی که حقش رو نخورن...!
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
......
shahrzad_z
shahrzad_z
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
به نظر من یک شرکتی یک دفتری چیزی باید برای این ها درست شه تا این ها مجبور نشن تو این سرما ها لباس کم بپوشن
hamta
hamta
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
همين مونده كه گدايي رم شركتي كنيم....مثلا شركت گدا پروران توس گستر!!! به جاي اين كار بايد دستشونو بگيريم.نبايد بذاريم به گدايي برسن نه اينكه فقط يه گوشه نيگا كنيم....
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
به نظر من نباید به این بگیم گدا ! چون داره با ترازو پول در میاره.
PAEEZ
PAEEZ
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
ریشه ها را باید یافت..خداکنه حالش بهتر باشه الان
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
متاسفانه روز ب روز تعداد این بچه ها داره بیشرتر میشه ..... هعععععععععععی .... کی امام زمان ظهور میکنه؟؟؟؟ :((((
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
..ـــــــــــــــــــــــــــ....
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
این قشر همیشه و در همه جا هستند، یعنی همیشه هستند کسانی که نتونستند حق خودشون رو بگیرند. حق به نظر من گرفتنی نه دادنی و این که اگر کسی حق ما رو می خوره تقصیر خود ماست... اگر قرار باشه منتظر باشیم یکی بیاد حق ما رو بده که نشد کار... . قبول دارم که در جامعه مشکلات خیلی زیاده و به خاطر همین این همه نیازمند وجود داره... وقتی که کمترین مقدار درآمد یک خانواده برای یک زندگی معمولی باید 1.5 میلیون تومن در ماه باشه همین میشه دیگه...
اسمانه
اسمانه
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
باعث تاسف که توی جامعه اسلامی فقیر باشه ..
maede_kashiyan
maede_kashiyan
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
انقدر از این بچه ها زیادن...بچه هایی که از وقتی چشم باز کردن بدبختی بوده و بدبختی.....به بعضیا چه ربطی داره که این بچه ها از بچگیشون هیچی نفهمیدن-به یه عده چه ربطی داره که امثال این بچه ها گرسنه هستن...............
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
وای از ما و امثال ما . سپاس
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٨
٠
٠
)))))):....آخه کاری هم برنمیاد ازمون خوب
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات