کودکی مثل باقلوا
وقتی بچه بودیم چه قدر به‌مان خوش می‌گذشت...

کودکی مثل باقلوا

نویسنده : mina_h

یادتان هست وقتی بچه بودیم چه قدر به‌مان خوش می‌گذشت؟ بزرگترین دغدغه زندگی‌مان این بود که دوچرخه فلانی از مال من بزرگ‌تر یا خشگل‌تر است. یادتان هست وقتی بستنی یا لواشک می‌خوردیم، علاوه بر خودمان به تمام لباس‌ها و لب لوچ‌مان هم می‌دادیم!

وقتی مامان یا بابای‌مان یک بچه دیگر را بغل می‌کرد چه قدر ناراحت می‌شدیم؟ وقتی می‌رفتیم پارک اگر یک بچه‌ای را می‌دیدیم ازش خوش‌مان می‌آمد می‌رفتیم می‌گفتیم: «سلام دختر خانم/ آقا پسر اسم من مینا (یا هر اسم دیگری) است، میای با من دوست بشی؟» بعد اگر با ما دوست می‌شد چه قدر خوشحال می‌شدیم و کلی با هم بازی می‌کردیم؟

وقتی بزرگتر شدیم و رفتیم مدرسه هر موقع هر مشکلی در مدرسه برای‌مان پیش می‌آمد یا اگر با دوستان‌مان دعوای‌مان می‌شد، تهدید می‌کردیم که فردا مامان یا بابایم را می‌آورم. یا وقتی یک بچه کوچیک‌تر از خودمان می‌دیدم، احساس می‌کردیم که ما خیلی بزرگ‌تریم و همش به او دستور می‌دادیم.

دلم بدجوری برای وقتی که بچه بودم تنگ شده است. برای آن موقعی که در خونه حرف، حرف من بود. برای آن موقعی که بابایم هر شب برایم یک خوراکی می‌خرید، می‌آمد خانه. برای آن موقعی که شب‌ها می‌رفتم روی تخت مامان بابایم می‌خوابیدم، تا بابایم بغلم کند، ببرتم بگذارتم روی تختم. برای وقتی که مامانم غذا دهنم می‌کرد. آن موقعی که من را می‌گذاشت روی پایش برایم لالایی می‌خواند تا خوابم ببرد.

خدایا شکرت که دارم بزرگ می‌شوم. روزگار من و دوستانم را طوری رقم بزن که وقتی بزرگتر شدیم، از چند سال قبل‌مان به خوشی یاد کنیم. خدایا خودت یاور و پشتیبان بچه‌های فلسطین هم باش. خودت کاری کن که آن‌ها هم مثل ما از کودکی‌شان به خوبی یاد کنند. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
آخییییییییییییییی.................ممنون
mina_h
mina_h
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
خواهش میکنم..مرسی که خوندین
سهره
سهره
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
ایشالا....
mina_h
mina_h
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
امیدوارم..
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
اسباب بازی های کودکان غزه بوی خون میدهد ...*:/ هعیییییی خدای ِ مهربون خودت کمکشون کن *:)
mina_h
mina_h
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
امییین
tanin
tanin
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
وای نتیجه گیریت عالی بود مینا جونم :)
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
مهم این است که بتوانیید همیشه کودک بمانییییییییییدددد!!!!!
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
سپاس!
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
اي بابا خيلي عجب ما از شما ي مطلب ديديم!!والا
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
ولي خب يادش بخير واقعا!! بچه بوديم ديگه نميفهميديم!! ولي خو حالا نيس خيلي بزرگيم!!:دي
mina_h
mina_h
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
خخخ واقعا مخصوصا من الان پیر شدم دیگه
فائزه
فائزه
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
منم دلم کودکی می خواد :( .......ان شاء الله بچه های غزه هم طعم خوش زندگی و بچشند...ممنون بابت مطلب خوبت :)
mina_h
mina_h
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
انشاا...
banu_n
banu_n
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
ممنون ..........كودك درونتان تحت كنترل :)
mina_h
mina_h
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
مرسی که خوندین
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
سلام تشکر نتیجه گیری زیبایی بود.
mina_h
mina_h
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
مرسی:)
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
کودک درونم خیییییییلی وقته خبری نیست ازش...
mina_h
mina_h
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
ای بابا خب بیدارش کنید...خخ
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٢٤
٠
٠
خواب ابدی رفته...
vesal
vesal
٩٣/٠٥/٢٤
٠
٠
بر عکس من که کودک درون فعالی دارم:)
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/٢٥
٠
٠
قدرشو بدونین پس...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/٢٣
٠
٠
سلام:الهی آمین.دعا میکنم که تمام دوران عمرتان به شادی و سلامتی بگذرد وعمری طولانی داشته باشید.
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٨/٣٠
٠
٠
:))))))) مرسی هم سن من:))))))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠